بیماری یکی از طرفین

  • می‌خوام از دست نامزدم خلاص بشم
    • پرسش:
      من22سالمه ونامزدم 31سالشه به شدت با هم اختلاف داریم نامزدم احساس میکنم مشکل روانی داره  مشاور هم رفتم اولین جلسه گفت نامزدت 80درصد احتمال میدم وسواس فکری داره گفت باید خودش بیاد هر کاری کردم نرفت تو این مدت هیچ ارتباطی باهم نداشتیم خانواده ها حرف زدن که خانواده اون هر کدوم از مشکلاشو گفتم گفتن باید قبول کنی زندگیتو ما تضمین میکنیم به شدت ادم لجبازو پرتوقع و بد دهن …بعد این اخرین بار قرار شدبیاد مشاور ولی گفت من طلاقش نمیدهم خیلی خونسرد حرف میزد و مشاورگفت خیلی ام خوبه نامزدت  پرسید که منو دوس نداره یا نه گفت طلاقش نمیدم از منم پرسید گفتم نمیخوامش  مشاور گفت نباید همچین حرفی میزدی من خیلی میترسم نمیدونم چیکار بکنم طلاقمو میخوام هیچی ام ازش نمیخوام ولی اونن طلاقمو نمیده ازش متنفرم خیلی اذیتم کرده تواین هشت ماهی که نامزد بودیم هیچی ازش نخواستم ولی اون همیشه شکایت غیر قابل تحمله رفتارش ازش هیچی نمیخوام تفاهمی میخوام جدا شم  ولی به اونم راضی نیس  من غیر ممکنه باهاش زندگی کنم  خسته شدم  ازش به شدت هم ازش بدم میاد دیگه نمیدونم چیکار کنم  چطور باید راحت شم از دستش تو رو خدا کمکم کنید

      پاسخ:

      برای جدا شدن صبر کنید آرامش داشته باشید بی‌ قراری کاری درست نمیکنه ایشون اگه می‌گید مشکل دارن در جدائی هم سخت میگیرن از طریق وکیل پیش برید عصبانیت شما و خانواده کارو سخت تر می‌کنه اجازه بدید شخص سومی باشه که آرامش ایجاد بکنه و به جای گفتن عیبهای نامزدتون بگید تفاهم ندارید و ایشون خوب هستند چون با گفتن ایرادشون فقط مقاومت در ایشون رو زیاد می‌کنید.ه‌ر چی‌ با ملایمت پیش برید نتیجه بهتر خواهد بود فقط قاطع بگید تو خوبی‌ من آمادگی‌ پذیرش مسئولیت ندارم که عزت نفس ایشون آسیب نبینه.

      منبع

  • نامزدم و خانوادش فقط تحقیر و فحاشی می‌کنن
    • پرسش:

      من 21سالم تقریبا 8ماهه نامزدم  سه ماهی میشه که نامزدمو ندیدم از اول نامزدی کلا باهم مشکل داشتیم مشکلات ما اوایل این بودکه ایشون انتظارات زیادی از خانوادم داشتن و ما هفته ای یه بار سر ایجور مسائل دعوامون میشد هر بار بعد تحقیرو فحاشی خانوادم منت کشی میکرد هر بارم میبخشیدمش نامزدم با هیشکی رابطه خوبی نداره هیچ دوستی نداره رفتاراش کلا عادی نیس  منم رفتم مشاوره که  گفت80درصداحتمال میدم  نامزدت مشکل روانی وسواس فکری داره گفتن باید ببرم پیششون که هر کاری کرد م نرفت ومشاور  راه هایی رو نشون داد گفتن با خانوادش حرف بزنین که مادر پدرش اومد حرفامو گفتم اونا هم گفتن یکم اخلاقش بد اینا به حرفش گوش کن یکم از جمع بدش میاد واینم مثبت جلوه میدن  رفتن مشکل اینجاست که  خانوادشم اصلا حرف زدن بلد نیستن فقط تحقیروفحاشی خانوادم   الان سه ماهه از بلاتکلیفی خسته شدم ازش متنفرم اصلا احساس نمکنم مردی پیشم هس خسته شدم تصمیم به طلاق گرفتم واونا اصلا پا پیش نمیذارن من میخوام ثابت کنم که ایشون مشکل روانی دارن کلا خانوادشم با مشاور رفتن پسرشون مخالفنو میگن دختر شما مشکل داره منم گفتم باشه با من بریم ولی اصلا را نیومدن

      من مهریه نمیخوام، میخوام جدا شم، دنبال یه راهیم که ثابت کنم ایشون یه مشکلی دارن که من میخوام طلاق بگیرم دوسه بارم بعد دعوامون دیدم که قرص میخوره من هشت ماه همچین ادمیو تحمل کردم واقعا اخلاق و رفتارش قابل تحمل نیست میخوام من با چه امیدو ارزویی میخواستم باهاش زندگی کنم زندگیم به خاطر این اقا نابود شد

      پاسخ:

      از توضیحتون مشخص که از ایشون متنفر هستید و با وضعیت موجود که عشقی به ایشون ندارید عین رابطه آسیب دیده شده است.و در صورتی‌ که به طلاق فکر می‌کنید نیاز به اثبات برای بیمار بودن نیست و اصرار به این موضوع مقاومت ایجاد می‌کند و افراد حق دارند که از سلامتشون دفاع کنند و این که ایشون وسواس دارند یا ارتباط بلد نیستند اثباتش در طلاق کاری براتون انجام نمیده.بدون در گیر شدن  با ایشون در خواستتون رو بگید و بگید تفاهم نداریم و این طوری به عزت نفس ایشون هم آسیب نمیخوره و اگر بخواهید به رابطه ادامه بدهید حتما با توافق به روانشناس مراجعه بفرمایید و در شرایط فعلی‌ حرمت‌های شما و ایشون و ۲ خانواده شکسته شده است.تا زمانی‌ که این مشکل حل نشود و احترام به وجود نیاید ادامهٔ رابطه  آسیب خواهد داشت لذا در هر رابطه اول احترام و صداقت و دوست داشتن در طرفین مهم است که در رابطه شما و ایشون این مهم از بین رفته است.

      منبع

  • اگر مشکلمو مطرح کنم کسی حاضر نمی‌شه با من ازدواج کنه
    • پرسش:
      26 سالمه آزمایش اسپرم دادم گفتن صفره حالا شرایط ازدواج دارم اما برای مشکلم نمیتونم زن بگیرم به نظر شما برم خاستگاری مشکلمو بگم یا نه لازم نیست اگه بگم کسی حاضر به ازدواج نیست پس مجبورم دروغ بگم کمکم کنین
      پاسخ:
      این مساله رو در نظر داشته باش بنای زندگی که با دروغ بخواد شروع بشه خیلی دوام نخواهد داشت خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج. اگر شما بخوای مسئله به این مهمی رو پنهان کنی و حقیقت رو نمی فکر میکنی تا کی میتونی به این روش ادامه بدی؟  به زودی حقیقت برملا نمیشه؟ آیا همسرت بعداز این به راحتی بهت اعتماد میکنه؟  آیا همیشه پس ذهنش از اینکه با فردی غیر صادق ازدواج کرده احساس ناخوشایند نخواهد داشت؟
       بهتره همه این جوانب رو در نظر بگیری و با توکل به خدا و صداقت به خواستگاری بری و حقیقت رو بگی مسلما هستند دختر خانمهایی که بپذیرند این شرایط رو و به شما جواب مثبت برای ازدواج بدند و شما با خیال راحت و وجدان آسوده زندگی رو شروع میکنی
      منبع
  • اخلاق بدم باعث تنهاییم شد
    • پرسش:
      بنده 29 سالمه و مدیر یک شرکت تولیدی کوچک هستم قبل از یک سال گدشته همه کارها خوب پیش میرفت ولی در همین حال با دختری اشنا شدم و بعد از اشنایمون من دیابت گرفتم تو همین هین کارمو به شدت تنزل پیدا کرد و اعصاب و روانمو به کلی عوض کرد من ادم شاد و کمی خوش گدرون بودم ولی بعد از این حوادث بسیار پرخاش گر و فحاش شدم ولی این دختر با بنده بود تا زمانی که من با ایشان هم بد رفتاری می کردم و  بعد از یک سال اندی دوستی ایشان مرا ترک و ازدواج کرد حالا بنده نه میتوانم با جنس مخالف ارتباط برقرار کنم و نه با دوستان قدیمی دوستی قدیمی داشته باشم و من الان یک انسان تقریبا تنها شدم و صمنا به کارهای شرکتی خودم هم نمیرسم خواهشمندم راهنماییم کنیید چون بعد از رفتن این خا نوم بسیار تنها شدم.
       
      پاسخ:
      دوست عزیز،بهتر نیست از این فرصت تنهایی ،برای ارتباط بیشتر با خودتان استفاده کنید?زمانی که خودتان را بپذیرید،خودتان را دوست داشته باشید علی الرغم همه کاستی ها،ان وقت می توانید دیگری را بپذیرید و وارد دنیای خود کنید .
      منبع
  • ازدواج با فرد وسواسی درست است یا خیر؟
    • پرسش:
      ایا با افراد وسواسی می توان ازدواج کرد؟
      پاسخ:

      کلمه وسواس برای شما به چه معنا ومیزانی اطلاق شده مشخص نیست. اگراختلال شخصیت وسواسی ازطریق یک متخصص عنوان شده باشد (یعنی خودشخص آن رامشکل نمیداند)پس تلاشی هم برای درمان نخواهد داشت ومسلما همراه شدن با این فرد مشقاتی دارد ولی درصورتی که فرد خود ازاین مساله ناراحت باشد وآن رافرایندی مزاحم درزندگی خود بداند برای درمان هم آماده اقدام هست وهمراهی  یک همسر خوب کمک  شایانی برای وی هست. درهرصورت مشکل قابل بررسی است واتخاذتصمیم درست بعدازبررسی حتما نتیجه مطلوبتری دارد.
      منبع
  • ناراحتی بسیار جزیی دارم به خواستگارم بگویم یا نه؟
    • پرسش:

      دختري هستم كه ناراحتي بسيار جزئي دارم. آيا صلاح است به فردي كه بعدها به خواستگاري مي آيد آن را بگويم؟ يكي از انگشتان دست و يا پاي من كوچك تر از متعارف است… بعدها براي ما مشكلي به وجود نمي آيد؟ همسرم از من ايراد نمي گيرد؟

      پاسخ:

      1. روحيات نوجوان و جوان: نوجوان و مخصوصاً جوان در اين دورة داراي ويژگي هايي است كه آگاهي با اين مسائل باعث آرامش او مي گردد از جمله روحيه هايي كه او دارد و مربوط به سؤال شما نيز مي شود اين است كه در اين سنين نوجوان و جوان بخاطر طوفان مزاج و هورمون ها و رشد جسمي، روحي، جنسي و عاطفي در خود تغييراتي احساس مي كند و همين امر باعث اضطراب، وهم، و خيال، و… مي شود آنها در اين سنين بيشتر از هر دوره اي به وضع ظاهري خود، خودنمايي، وضعيت بدني و اندام ها توجه مي كنند و از سويي هم تأييد و تعريف اجتماعي براي آنها خيلي اهميت پيدا مي كند. بنابراين به طور طبيعي هر جواني تا حدودي دربارة وضع ظاهري، شكل اندام ها، قد، چاقي، لاغري، وزن و رنگ صورت و… اشتغالات ذهني اي دارد آگاهي به اين مسأله كه 1. اين امر جنبة همگاني دارد. 2. گذرا مي باشد باعث آرامش خيال مي شود و از افكار وسواسي درباره وضعيت هاي فوق جلوگيري مي كند اما اگر فرد بيش از اندازه نگران شد و به مسايل فوق توجه نداشت و به گفته هاي ديگران (مخصوصاً اگر جنبة منفي داشته باشد) در مورد وضعيت جسماني و… توجه كرد ممكن است باعث اضطراب شديد و «اختلال بد شكلي هراسي» گردد توضيح اينكه اختلال وقتي است كه فرد نسبت به وجود يك نقص بدني باوري خيالي و افراطي داشته باشد كه بيشتر با زيبايي بدن مرتبط است و با دگرگوني هاي دوران بلوغ مطابقت دارد و معمولاً تا حدود دوران نوجواني از بين مي رود.
      2. بد شكلي هراسي: اين دلمشغولي در دختر و پسر وجود دارد و هر كدام متناسب با جنسيت خودشان نسبت به يك سري اندام ها حساس مي باشند اما دختران بخاطر شرائط خاص خود نسبت به اين مسائل حساس تر مي باشند با توجه به نكات قبل و آگاهي نسبت به آنها اين دلمشغولي بايد كمتر و كمتر گردد.
      3. گفتگو در ازدواج: پسر و دختر براي ازدواج بايد طبق يك سري ملاك هاي (ايمان، اخلاق، اصالت خانوادگي، و…) و با عنايت به تناسب هايي (در اخلاق، سن، زيبايي، اقتصادي، تحصيلي و…) اقدام به ازدواج كنند در فرايند ازدواج پس از تحقيق و بررسي نوبت به خواستگاري مي رسد در اين مراسم خانواده ها با همديگر بيشتر آشنا مي شوند و فرصتي پيش مي آيد تا دختر و پسر درباره شرائط، تناسب ها و ملاك هاي خود با هم گفتگو كنند در گفتگوهاي اول مسائل كلي و كلان بيان مي شود اگر تا اين حد مشكلي نبود و تفاهم بود در جلسات بعدي از موضوعات فرعي تر نيز سخن به ميان مي آورند اين امر باعث مي شود كه اگر زود فهميدند تفاهمي نيست و از هم جدا شدند و اسرار و جزئيات زندگي افراد محفوظ بماند اما اگر كار به جلسات ديگر كشيد مسايل فرعي نيز مطرح مي شود تا آنها بيشتر و بيشتر به تناسب ها و شرائط مهمتر يكديگر آشنا شوند اما آنچه كه در اين مسائل و جلسات مهم است صداقت، رازداري و تلاش در يافتن تناسب هاست حساسيت و توجه به نكات ياد شده در اينجا به تفاهم و سازگاري پس از ازدواج كمك مي كند.
      حرف آخر: با توجه به همه مطالب گفته شده بايد دقت كنيد اگر اين مسأله بخاطر حساسيت و دلمشغولي دوران سني شما پديد آمده امري طبيعي است و نبايد نگران آن بود و زياد به آن فكر كرد اما اگر واقعاً چنين چيزي صادق بود. و پدر و مادر، نزديكان و دوستان نيز به شما گفته اند كه مثلاً يك انگشتان كوچك تر از حد متعارف است شما نيز بايد واقع بين باشيد و در عين اينكه آن را مي پذيريد با خونسردي به خود بگويد كه اين هيچ مانع رشد و پويايي و نشاط من نخواهد شد چه افرادي كه با شرايط بسيار سخت تر و نواقص بسيار شديدتر به درجات و كمالاتي رسيده اند و ديگر اينكه صادقانه اين مسأله را در جلسه گفتگو با همسر آينده خود مطرح كنيد (البته پس از بيان كليات يعني هنگام بحث از جزئيات). و در جلسات بعدي مطمئناً فرد مقابل، اعتماد به نفس و استعدادهاي را كه ببيند اين مسأله را نسبت به امتيازات شما ناديده مي گيرد و نسبت به صداقت شما و صفات اخلاقي شما حساب ويژه باز مي كند البته اگر متدين باشد.
      تذكر: يكي از معيارهاي كليدي و اساسي انتخاب همسر دينداري است فرد دينداري كه آگاهانه اقدام به ازدواج شما مي كند مطمئناً اهل گذشت، ايثار و مهرباني است و هميشه خدا را در نظر دارد و به همسرش ظلم نمي كند.

      منبع

  • دختری که انتخاب کردم بیمار است
    • پرسش:
      آيا ازدواج كردن با دختري كه ناراحتي قلبي دارد كار درستي است؟
      پاسخ:
      در ازدواج مطلوب ملاكها ومعيارهاي متفاوتي وجود دارد كه مي تواند يكي از ملاكهاي ازدواج را سلامت جسمي و رواني دانست و شخصي كه در صحت كامل يا ازسلامت نسبي برخوردار است نمي تواند باكسي كه به لحاظ جسمي يارواني دچار نقص يا مشكل باشد ازدواج كند البته تشخيص اينكه اين بيماري تا چه مقدارحاد بوده ودرچه سطحي مي باشد به عهده ي پزشك متخصص است واو بايد بگويد كه اين شخص با داشتن اين بيماري داراي چه مشكلات وناتواني هايي خواهد بود وبعد از بيان عوارض وپيامدهاي بيماري مي توان جواب بهترداد مبني بر اينكه اين عوارض آيا در زندگي زناشويي وپيوند عاطفي زوجين تاثير گزار هست يا نه؟
      به نكات زير حتما توجه داشته باشيد:
      1- بيماريهاي قلبي شامل طيف وسيعي از بيماريهاي بسيار ساده كه شايد افراد زيادي به ان مبتلا هستند وبيماريهاي خطر ناك قلبي
      2- نوع بيماري را مشخص كنيد ودرمورد ان با پزشك متخصص مشورت كنيد و پيامدهاوتبعات آن را مد نظربگيريد
      3- اگر بيمار يك بيمار ساده مي باشد وبايك درمان ساده بر طرف مي شود مانع خاصي براي ازدواج وجود ندارد واگر مورد خطر ناك مي باشد ازدواج توصيه نمي شود .
      4- بدانيد بحث ازدواج صحبت يك عمر زندگي در كنار همسرتان مي باشد.
      5- ترحم ودلسوزي در امر ازدواج جايگاهي ندارد چرا كه بعضا كمك كردن و دلسوزي راههاي ديگري نيز امكان پذير مي باشد به ويژه كه در ازدواج تنها حق از ان شما نيست مثلا پدرتان هم حق نوه داشتن دارد و …. لذا بايد به نظر ديگران توجه و حقوق انها را مد نظر قرار داد .
      6- مسائل مالي وهزينه هاي درمان بيماريهاي قلبي رافراموش نكنيد وبدانيد در صورت ازدواج اين مخارج شرعا وقانونابه عهده ي شما مي باشد ودر صورت عدم تمكن مالي با مشكل مواجه خواهيد شد.
      7- در مشاوره با پزشك از ارثي بودن يا نبودن بيماري سوال كنيد.
      8- در صورت عدم ازدواج براي آن شخص دعا كنيد .
      9- درمجموع ازدواج شخص سالم با شخص بيمار توصيه نمي شود.

       

InstagramTelegrammaghalat