۱. همسرتان را نزدیكترین و محرمترین فرد برای خود بدانید و او را حامى و پشتیبان خود تلقى كنید.
۲. با یادگیرى مهارتهاى ارتباطى نظیر فعالانه به حرفهاى یكدیگر گوش كردن، احترام به نظرها و عقاید یكدیگر و تشریك مساعى و مشورت كردن روابط خود را بهبود ببخشید.
۳. سعی کنید با ایجاد كانونى گرم و صمیمى، مسؤولیت رسیدن به تفاهم را پذیرا شوید.
۴. مواقع اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جاى سرزنش كردن یكدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایى مساله و یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم كمك و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب كنید.
۵. براى رسیدن به امنیت روانى وعاطفى در روابط زناشویى داشتن صداقت، پذیرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهید.
۶. در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در اولین فرصت ممكن به حل و فصل آن بپردازید تا به فرآیندى مخرب و پیشرونده تبدیل نشود.
۷. به هر طریق ممكن رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تایید قرار دهید به گونهاى كه همسرتان بفهمد برایش ارزش قائل هستید.
۸. تشویق و تاییدتان و بیان نكات مثبت به طور آشكار یا در جمع باشد و تذكر نكات منفى و انتقاد به طور محرمانه و در تنهایى صورت بگیرد.
۹. براى خصوصیات و نیازمندىهاى ایشان ارزش قائل شوید و در روابط كلامى، عاطفى، اقدامها و تصمیمگیرىها به افكار و خواستههاى همسرتان توجه كنید.
۱۰. خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهید. خشونت را با سكوت پاسخ گویید و در موقعیتى مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو بپردازید.
۱۱. بكوشید در سراسر زندگى، به خصوص در روابط بین خود و همسرتان، به جاى هر گونه پیشداورى یا مشاهده اشكالات و ضعفها نقاط مثبت و قوت را ببینید. به جاى توجه به نیمه خالى لیوان به نیمه پر آن توجه كنید.
۱۲. سعى كنید در برنامه ریزى براى فعالیتهاى اجتماعى، اوقات فراغت، دید و بازدیدهاى خانوادگى و نظایر آن به مشورت كردن با یكدیگر بپردازید و از یك جانبه نگرى بپرهیزید.
۱۳. در هر فرصتى كه پیش مىآید، با همسر تان ارتباط كلامى و عاطفى برقرار كنید. خانم ها از صحبت كردن با همسرشان بیشتر لذت مىبرند. برای همین مردها باید فعالانه به سخنان همسرانشان گوش كنند و واكنش مناسب نشان دهند.
۱۴.اگر هر یك از زوجین در شرایط خاصى نمىتواند به سخنان همسرش گوش كند، باید صادقانه و صمیمانه این موضوع را به او انتقال بدهید و تقاضا كنید صحبت كردن درباره آن موضوع را به فرصتى دیگر موکول کند.
۱۵. هر از چند گاهى در فضایى محرمانه، محبت آمیز و صمیمانه به ارزیابى رفتار و روابط یكدیگر بپردازید و از یكدیگر بپرسید، چه باید كرد تا روابطمان بهتر و بانشاطتر شود؟
۱۶. همیشه، در رویارویى با مسائل و مشكلات خانوادگى، خود را در وضعیت طرف همسرتان قرار بدهید و با قبول مسؤولیت خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روى آورید.
۱۷. ارتباط زوجین باید از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست وغیر واقع بینانه دور باشد. اگر موضوع و مسالهاى ذهن یكى از زوجین را به خود مشغول كرده است، باید آن را به صراحت و صادقانه مطرح كند و درستى و نادرستى اش را با همسرش مورد بررسى قرار دهد.
۱۸. هر یك از زوجین باید زمینههاى بروز سوء تفاهمها و سوء ظنها را از بین ببرد و از رفتارهایى كه موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن مىشود، خوددارى كند.
۱۹. با روانشناسى همسرتان آشنا شوید تا بدانید ایشان به چه امورى بها مىدهد و نظام ارزشىاش چگونه است. براى مثال معمولا زن به وابسته بودن، كسب امنیت عاطفى و مورد حمایت واقع شدن اهمیت مىدهد.
۲۰. از مسخره كردن ایشان و گفتن سخنان طعنهآمیز و دو پهلو جدا پرهیز كنید.
۲۱. با یادآورى برخى ایام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن و دادن هدیههایى هر چند كوچك (مثل یك شاخه گل) به طور نمادین یا سمبلیك عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام كنید.
۲۲. خود را در برابر همسرتان آراسته و پاكیزه و جالب توجه نگه دارید از پریشانى و وضع نامرتب بپرهیزید.
۲۳.در انتخاب دوست و برقرارى روابط دوستانه و معاشرتهاى خانوادگى با زوجهاى دیگر دقت كنید و این امور را با توافق یكدیگر انجام دهید.
۲۴. هرگز همسرتان را با خانم های دیگر مقایسه نكنید.
۲۵. از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشكر كرده، او را تشویق كنید و انگیزه تكرار آن رفتار را بیشتر کنید.
۲۶. حتى المقدور به قولهایى كه به همسرتان دادهاید عمل كنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگى نینجامد.
۲۷. از نسبت دادن القاب و زدن برچسبهاى ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، شلخته، كله شق، یك دنده، لجباز و خودخواه به یكدیگر پرهیز كنید.
زود رنجی همسر
-
شوهرم علاوه بر بدبینی و بی حوصلگی خیلی زود قهر میکنه
- پرسش:شوهرم رفتارهای خاصی داره خیلی زیاد قهر میکنه بی حوصله بدبینه آیا تست شخصیت میتونه کمکی بکنهپاسخ:
-
همسرم از حرفهای ما برداشت اشتباه میکنن
- پرسش:خانمی 47 ساله هیتم دیپلم و شوهرم 56ساله و دیپلم حدود 33سال ازدواج كرده ام یه دختر 25ساله و یک پسر18ساله دارم. دوتا مشکل دارم یکی اينكه تقریبا هر کاری که شوهرم انجام میده از نظر همگی ما اشتباه است و مجبوریم از ایشون انتقاد کنیم و ایشون ناراحت ميشن و کلا یه چند وقتی هم هست که ابشون از حرفهای ما برداشت اشتباه میکنن و خیلی دل نازک شدن و به جایی رسیدن که میگن من فقط وظیفه دارم شما رو تامین مالی كنم اینکار رو ميكنم ولی دیگه برام مهم نیستید در عین حالی که میدونه برا همگی ما مهم هست و خدایی بچه های خیلی خوبي داریم بچه های کم توقع و بامحبت مثلا به خاطر ابنکه پیرم رتبه دتنشگاهش رو به ما نگفت چنان ناراحتی شد که نگو و هر چقدر پسرم عذرخواهي کرد که من قصد بی احترامی نداشتم فقط از خودم ناراحت بودم و توقع بيشتری داشتم و خحالت میکشیدم بگم ولی ابشون قبول نمیکرد و میگفت شما من رو داخل آدم حساب نکردین در ضمن بگم ابشون یک پدر فداکارو مهربون هست ولی زمانها و موقعیت های خوب رو براي خیلی از کارها که ماها در اون زمان نیاز داربم از دست میده و مرد پرکاری هست با گرفتاری ززیاد
پاسخ:
-
افکار منفی من همسرمو اذیت میکنه
پرسش:
من و همسرم 24سالمون هست و من لیسانس و ایشون ارشد هستن..من و شوهرم خیلی همدیگه رو دوست داریم.و اون همیشه میگه از هر1000تا دختر شاید یکی هم مثل تو نباشه.حدودا 1سال است که عقد کردیم و مجموعا 3سال هست که با هم آشنا شدیم.خانواده همسرم بسیار خوب هستند.خود شوهرم هم خیلی خوبه.کاملا متوجه میشم که سعی میکنه تمام نیازام برطرف کنه.در رابطه جنسی بیشتر از خودش به فکر منه واینکه منم لذت ببرم خیلی توجه داره.نیازهای مالی منو تامین میکنه وهمینطور عاطفی.خداییش احساس هیچ کمبودی ندارم فقط یه مشکل دارم و تنها بحثهای شدیدی که ایجاد میشه به این خاطره که من از اینکه او به خانمی بدحجاب نگاه بکنه بدم میاد وسریع با او دعوام میشه.رعایت میکنه خیلی جاها ،اما بارها بهم گفته که مرد باید هوای اطرافشو داشته باشه.میگه من اصلا با دیدن این زن ها تحریک نمیشم چون دیگه ازدواج کردم و….و حساسیت تو بی مورد هست..البته او هم روی من خیلی حساسه اما به اندازه من به روم نمیاره.من حجاب معمولی دارم یعنی کمی موهام دیده میشه و اون بارها ازم خواسته که وقتی بدون اون بیرون میرم چادر سر کنم اما با اون که هستم راحتترین تیپ ها رو بزنم.اما من قبول نکردم چادر سر کنم..کلا توی هر سفری هم که میریم سعی میکنه هرچی میخوام بخره و بهترین شرایط رو فراهم کنه تا بهم خوش بگذره.اما من تا ببینم او به یک دختره بدحجاب نگاه گذری کنه من باهاش بحث میکنم و سفر به کاممون تلخ میشه.خیلی هم سعی میکنم بعدا بگم بهش ولی نمیتونم جلوی عصبانیتم رو بگیرم.البته افکارمنفی هم زیاد سراغم میاد.خیلی جاها سوتفاهم میشد و اشتباه از من بود.البته خانواده پدریم هم افکار منفی زیادی دارند
پاسخ:
اینکه شما در دوران عقد به سر میبرید و هنوز حساسیت هایی در دید و نگاه های از طرف همسرت و رعایت پوشش خیلی کامل از طرف شما و بحث و بگو و مگو در این موارد دارید اعتماد کامل برای هر دو طرف ایجاد نشده تا حدودی طبیعی ست چون اعتماد متقابل مساله ست که در مرور زمان و در زمینه بستر سازی آن ایجاد می شود ولی من میکنم از طرف شما تا حدودی همانطور که خودتون هم گفتید ریشه بدبینی هم وجود داشته باشه که باید مراقب باشید عمیق نشه خواهر خوبم شما باید بتونید در همین اوایل رابطه ازدواجتون به پیشگیری از این بدبینی های بی مورد بپردازید تا با دامن زدن به اون تبدیل به اختلا نشید و خدای موجب مشکلات بزرگ برای زندگی شیرین و گرمتون نباشید.
-
دوست نداره با خانوادم ارتباط داشته باشم
- پرسش:همسرم دوست نداره باخانواده ارتباط زیادی داشته باشم وقتی باتلفن باخانوادم حرف میزنم باید جزئیات صحبتم وتوضیح بدم یا نباید زیاد زنگ به مادرم یا خواهرم بزنم.یا موقع ی که باخانواده حرف میزنیم چه حضوری چه غیرضروری فکرمیکنه درمورد اون حرف میزنیم زمانیکه بیرون میریم کسی بهش برخورد کنه یابد رانندگی کنه به آنها شاخ شونه میکشد موقع ی که حرفمون میشه توسرش میزنه منو میزنه بعداز جنجال میگه دست خودم نیست باتمام اعضای خانوادم یه جوري قهره لطفاً راهنماییم کنید
پاسخ:
-
آیا با وجود داشتن همسری پرخاشگر و بهانهگیر بچهدار شدن کار درستی است؟
- پرسش:من و همسرم تقریبا دو سال پیش ازدواج کردیم. من 31 و همسرم 32 سال دارد. هر دو دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی هستیم. همسرم شاغل است ولی من به صورت حق التدریس در دانشگاه مشغل هستم. متاسفانه همسرم بسیار مضطرب و پرخاشگر و بهانه گیر است، چه برای کارهای منزل، غذا و هزینه های عمومی ( هزینه های شخصی خودم با من است) . شدت عصبانیت وی به حدی است که چندین بار مرا کتک زده است ( تقریبا 5 بار). مدتی است که به بهانه افزایش سن من و به اصرار مادرش اصرارمی کند که بچه دار شویم. البته او فقط پسر می خواهد و به شدت از فکر اینکه دختر دار شود ناراحت می شود و می گوید انقدر بچه دار بشویم که بالاخره پسر دار شود! درحالیکه من از ادامه این ازدواج مطمئن نیستم و نمی دانم با این شرایط چقدر می توانم ادامه دهم. چندین بار به مشاوره مراجعه کرده ام ولی نتیجه ای نگرفته و نا امید شدم! و با این شرایط هیچ علاقه ای به بچه دار شدن ندارم. هم نگران خودم و هم نگران اینده بچه هستم مخصوصا اگر دختر باشد! از طرفی فکر میکنم شاید همه مشکل از او نباشد و راه حلی به غیر از طلاق هم وجود داشته باشد. لطفا به من راه کار عملی و مشخصی ارائه دهید تا حتی الامکان تصمیم درستی اتخاذ نمایم.پاسخ:
-
همسرم زود قهر میکنه و اصلا توجهی به من و فرزندم نداره
پرسش:
من 8 ساله که ازدواج کردم شوهرم فردی است لوس وبچه ننه که تک پسره که زود قهر میکنه وتا 4 الی 5 روز طول میکشه با من آشتی کنه حالا 6 ماهه که بچه دار شدم دیگه به من توجهی نداره بچه رو دوس داره ولی وقتی گریه میکنه با من قهر میکنه اصلا با من حرف نمیزنه من دیگه مغزم نمیکشه منم دیگه باهاش حرف نمیزنم سعی میکنم دوسش نداشته باشم اینحوری راحت ترم ولی چند وقتی فکر طلاق مباد تو سرم چیکار کنم باهام مهربون شه یا فراموشش کنم خیلی هم خانوادشو دوس داره و به خانواده من حسودی میکنه در حالی که اونا هیچ وقت کوچکترین بی احترام نکردن از اول زندگی هم با خانواوه خودش به گردش میره حتی اگه من نیام میره در حالی که اگه من بگم بریم جایی تا اونا نیان نمیره دیگه خسته شدم چیکار کنم هر روزم میره خانه مادرش و لی خانه پدر من تا دوهفته نمیاد لطفا راهنمایی کنی.
پاسخ:
اولین نکته که در مسئله ی روابطی شما وجود دارد و شما خیلی هم محکم بیان کرده اید . قضاوت است و شما احتمالا در بسیاری از رفتارهای همسر و یا خانواده ی همسر و یا دیگران قضاوت می کنید که این مسئله یکی از نکات مهم به وجود آوردن آسیب است.{لوس وبچه ننه که تک پسره که زود قهر میکنه }
ببینید آیا همان چیزی که شما می گویید لوس او هم به همان چیز می گوید لوس یا نه از نظر شما لوس بازی است اما از نظر همسرتون و یا خانواده ی همسرتون محبت ؟ بچه ننه نیز همینطور ؟ تک پسر آیا نسبت به ویژگی های تک فرزندی اطلاعی دارید ؟ تک پسر تک فرزند یا تک پسر بچه اول یا تک پسر بچه آخر ؟ هر کدوم ویژگی و رفتار هایی در آنها نهفته است که بدون نیت و قصد و قرض است . اگر ندانیم دچار خطا و اشتباه و خصوصا قضاوت می شویم.؟
براساس اصل آسیب شناسی سه نکته ی اساسی را اگر ما بتوانیم در هر اقدام رعایت بکنیم طرح ما موفق خواهد بود هرچند که نقص هایی هم داشته باشد.
1. چه کار بکنیم که آسیب به وجود نیاید.
2. چه کار کنیم آسیب به وجود آمده را حل بکنیم.
3. اگر نمی توانیم آسیب را حل بکنیم چه کار بکنیم که زمینه ی ایجاد آسیب در آینده نشود.
و اگر این سه نکته ی کلیدی در تمام مراحل درمان مد نظر باشد اطمینان بر عدم آسیب را به ارمغان خواهد آورد.بر این اساس نگاه من این گونه است . امید وارم دانش من به دانش شما اضافه کند .
دانش شما اضافه شود نگاه شما تغییر می کند.
نگاه شما تغییر کرد در احساس و رفتار شما تغییر ایجاد می شود
رفتار و عملکرد شما تغییر کرد در دیگرات ایجاد تغییر می کند بر اساس نوع رفتار و احساس تغییر یافته ی شما
اگر در طف مقابل تغییر هم ایجاد نشود به شما آسیب وارد نمی شود.
مثلا همسر شما تا وارد خونه می شود شما شروع به سوال و جواب می کنید و او هم به خاطر اینکه شما دائم سوال نکنید یا اینکه فکر می کند دارید کنجکاوی می کنید و می خواهد از زیر این مسئله شانه خالی کند با سوال شما شروع به داد زدن و اخم و تم که حوصله ندارم و… حالا اگر شما او وارد خونه می شوید و از او استقبال و همنوازی می کنید و از سوال و جواب خبری هم نیست . مبینید بعد از مدت زمانی همسر شما خودش که وارد خونه می شود شروع به صحبت خواهد کرد و از مسائل برایتان بیان می کند و حتی در جایی شاید نظر هم بخواهد . واین رفتار چون به خواسته ی خودش ایجاد شده در مقابل دیگر آن احساس مورد سوال شدن وجود ندارد و داد و فریاد هم خبری نیست و اگر هر از گاهی به وجود بیاید به اصل رابطه شما آسیب نمی رساند.
پس آنچه مهم است بر اساس تحلیل رفتار متقابل هر آنچه ما انجام می دهیم یا احساس است یا رفتار و یا هردو . و آنچه منبع آن است که به وجود می آورد . یا یک فکر یا یک خاطره یا عوامل بیرونی یا عوامل درونی و آنچه باعث شکل آن می شود نیاز است اگر نیاز برآورده شود می خندم بوس می کنم . دعوت می کنم و… اما اگر نیاز بر آورده نشود . داد میزن / فحش می دهم / پرت می کنم / قهر می کنم / بهانه می گیرم و…
حالا با توجه به این دانش که به شما اضافه می شود دوباره تحلیل کنید ولی قضاوت اصلا ننمایید . مهمتر اینکه شما یک نوزاد 6 ماهه دارید که اعتماد به نفس در یک انسان از تولد تا 14ماهگی شکل می گیرد باین نکته که فرزند در درون رحم مادر هر موقع می خواهد می خوابد هر موقع خواست می خورد و هر موقع خواست دفع انجام می دهد . و اگر این موارد بدون هیچگونه اخم و تخم و ناراحتی توسط هر کس که با نوزاد ارتباط دارد اجرا شود اعتماد نفس در او به صورت کامل شکل می گیرد. و نکته ی مهم دیگر حرمت نفس از 14 ماهگی تا 36 ماهگی . اعتماد نفس از فعل توانستن و حرمت نفس از فعل بودن است .
آنچه عامل اصلی آسیب است نبودن در وضعیت حال و اکنون است . و هر چه ما در گذشته و آینده قرار داشته باشیم روابط آسیب زا و مسائل ما قضاوتی و مثل یک قاضی عمل خواهیم نمود که آسیب است .نیاز به تفکر و تحلیل است آنچه شما می توانید تغییر ایجاد کنید فقط در خود و برای خود است . نه دیگری و دیگران.
-
همسرم زود عصبانی میشود و قهر میکند
- پرسش:همسرم مردبسیار حساسی است که نسبت به مسایلی که از دید خیلیها پیش پا افتاده است ز ود عصبانی میشود و بعد از جر وبحث کوتاه به حالت قهر در میاید ودچار بحران میشود در این فاصله حاضر به بحث وگفتگو نمیشود وخود خوری می کند . در جمعی که فامیل ودوست وجود دارد طوری با من رفتار میکند که همه متوجه این مشکل میشوند واین مورد برایم بسیار سخت است .متاسفانه چون حاضر به گفتگو نیست بتدریج دچار طلاق عاطفی میشویم. در حال حاضر دچار بحران شغلی است وعلیرغم حمایت های من به عدم پشتیبانی از جانب من معتقد است و از دید او من کمکی نکرده ام و تمام کارها را او انجام داده است.که منطقی نیست که این طرز فکر مرا عذاب میدهد خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید
پاسخ:
-
همسرم به تازگی توجهش به من و فرزندم کم شده
- پرسش:خانومی هستم ۲۹ ساله ۶ ساله ازدواج کردم ودو دختردارم به تازگی همسرم خیلی بی حوصله شده توجهش نسبت ب ما خیلی کم شده بی اعصاب و بد دهن شده بطوری که حتی حرف زدن هم باهاش سخت شده درمونده شدم ک دیگه چطور باید رفتار کنم روزای سختی رو میگذرونم فشار عصبی هم روی خودم خیلی زیادششده ممنون میشم راهنماییم کنید.
پاسخ:
-
بی تفاوتی همسرم اذیتم میکنه
- پرسش:خانومی هستم 26 ساله که 6 ساله ازدواج کردم.قبل از ازدواج با همسرم با هم آشناییت داشتیم زندگی ما خوبه طوری که همه میخوان الگوشون باشیم اما گهگاهی همسرم دچار خلا احساسی میشه یعنی بی تفاوت و بی روح.بعد از به دنیا اومدن پسرمون که الان یک سالشه همه متوجه شدن که رفتارش تغییر کرده یعنی همش ازم ایراد میگیره و زود از دستم ناراحت میشه وقتی میخوام که در آرامش با هم صحبت کنیم میگه برو خودت بگرد دنبالش که چرا من اینطوری هستم من دوست دارم که با من حرف بزنه و بگه که فلان رفتارم اذیتش میکنه تا روش کار کنم اما همکاری نمی کنی یه وقتایی هم خیلی خوبه انگار که ازم ناراحت نیست ناگفته نمونه که یه سری رفتارهاش هم منو اذیت میکنه که افراط داره توش اما سکوت میکنم و گذشت چون اصلا ایرادهای خودشو نمی پذیره با این حال با امیدواری میگم که رابطمون خوبه چون گاها واقعا خوبه اما این فاصله ایی که بین ماست باید حل بشه لطفا راهنماییم کنید که چطور دوستانه با هم بتونیم صحبت کنیم تا کار به جاهایه باریک نکشه.
پاسخ:
-
باهمسر لجبازم چه کنم؟
- پرسش:همسرمن بیش از حد لجباز است تمامی امور زندگی باید با نظارت همسرم پیش برود خرید خانه تعیین مکان وزمان بیرون رفتن و…باکوچکترین مسئله ای قهر میکند در ضمن من بدون اجازه او نمیتوانم هیچ جا بروم لطفا مراراهنمایی کنیدبنده 28سال دارم وهشت سال از ازدواجمان میگذرد و یک پسر دو ساله داریم همسرم 33 سال دارد در ضمن یک ازدواج کاملا سنتی داشتیمپاسخ:
-
با شوهر عصبی و بددهن و فحاش چه کنم؟
- پرسش:دختری هستم 31 ساله و لیسانس و چهار ماهه که عقد کردم و همسرم 32 ساله و لیسانس هست، همسرم به شدت عصبی هست و اصلا نمی شه باهاش صحبت کرد، به شدت بددهن هست و فحاشی می کنه و متاسفانه دست بزن هم دارد، من خودم یکبار پیش مشاور رفتم ولی نتیجه ای حاصل نشد و واقعا نمی دونم چه جوری باهاش برخورد کنم، تو روخدا کمکم کنید که چه جوری باهاش صحبت کنم که زود عصبی نشه.پاسخ:
-
همسرم خیلی زود رنج است
پرسش:
همسرم بسیار زود رنج است باید با او چگونه برخورد کنم؟
پاسخ:
"نصب و پشتیبانی : گروه تبلیغاتی مانو"
