زود رنجی همسر

  • شوهرم علاوه بر بدبینی و بی حوصلگی خیلی زود قهر میکنه
    • پرسش:
      شوهرم رفتارهای خاصی داره خیلی زیاد قهر میکنه بی حوصله بدبینه آیا تست شخصیت میتونه کمکی بکنه
       
       پاسخ:
      تست هاي شخصيت ابزارهاي پاراكلينيكي هستند كه به ما در شناسايي و ارزيابي نسبي و نه قطعي حالات و ويژگي هاي يك فرد كمك مي كنند. بر اساس نتايج فقط  تست شخصيت نمي توان به وجود اختلال شخصيت در فردي پي برد بلكه نياز هست كه در كنار آن مصاحبه باليني با فرد مورد نظر و برخي از نزديكان وي انجام شود.
      تست شخصيت و مصاحبه باليني و مشاوره و راهنمايي روانشناس مي تواند درك واقع بينانه اي در مورد مشكلات و قابل حل و برطرف بودن يا نبودن آنها به شما بدهد و يا حتي بعنوان يك گزينه ماندن با اين مشكلات (فرضا غير قابل حل)  و بالا بردن آستانه تحمل تان به شما كمك كند. و ديگر اينكه در گرفتن اين تصميم توسط خود شما كه در اين زندگي بمانيد يا نه  ياري تان دهد.
      منبع
  • همسرم از حرفهای ما برداشت اشتباه میکنن
    • پرسش:
      خانمی 47 ساله هیتم دیپلم و شوهرم 56ساله و دیپلم حدود 33سال ازدواج كرده ام یه دختر 25ساله و یک پسر18ساله دارم.  دوتا مشکل دارم یکی اينكه تقریبا هر کاری که شوهرم انجام میده از نظر همگی ما اشتباه است و مجبوریم از ایشون انتقاد  کنیم  و ایشون ناراحت ميشن و کلا یه چند وقتی هم هست که ابشون از حرفهای ما برداشت اشتباه میکنن و خیلی دل نازک شدن و به جایی رسیدن که میگن من فقط وظیفه دارم شما رو تامین مالی كنم  اینکار رو ميكنم ولی دیگه برام مهم نیستید در عین حالی که میدونه برا همگی ما مهم هست و خدایی بچه های خیلی خوبي داریم بچه های کم توقع و بامحبت مثلا به خاطر ابنکه پیرم رتبه دتنشگاهش رو به ما نگفت  چنان ناراحتی شد که نگو و هر چقدر پسرم عذرخواهي کرد که من قصد بی احترامی نداشتم فقط از خودم ناراحت بودم و توقع بيشتری داشتم و خحالت میکشیدم بگم ولی ابشون قبول نمیکرد و میگفت شما من رو داخل آدم حساب  نکردین در ضمن بگم ابشون یک پدر فداکارو مهربون هست ولی زمانها و موقعیت های خوب رو  براي خیلی از کارها که ماها در اون زمان نیاز داربم از دست میده و مرد پرکاری هست با گرفتاری ززیاد

      پاسخ:

       دوتا مشکل دارم یکی اينكه تقریبا هر کاری که شوهرم انجام میده از نظر همگی ما اشتباه است و مجبوریم از ایشون انتقاد  کنیم/// ببینید یکی از دلایل سوال دوم شما همین نوع عملکرد شما ها است و اگر این تغییر کندکلی مسائل تغییر می کند 2/ شما برای جلوگیری از به وجود آمدن آسیب جدی باید با یک متخصص همراه شوید و برای خود و خانواده مسائل را حل کنید در غیر اینصورت ابتدا همسر شما و بعد خودتون در مسیر آسیب جدی می باشید.

      منبع

  • افکار منفی من همسرمو اذیت می‌کنه
    • پرسش:

      من و همسرم 24سالمون هست و من لیسانس و ایشون ارشد هستن..من و شوهرم خیلی همدیگه رو دوست داریم.و اون همیشه میگه از هر1000تا دختر شاید یکی هم مثل تو نباشه.حدودا 1سال است که عقد کردیم و مجموعا 3سال هست که با هم آشنا شدیم.خانواده همسرم بسیار خوب هستند.خود شوهرم هم خیلی خوبه.کاملا متوجه میشم که سعی میکنه تمام نیازام برطرف کنه.در رابطه جنسی بیشتر از خودش به فکر منه واینکه منم لذت ببرم خیلی توجه داره.نیازهای مالی منو تامین میکنه وهمینطور عاطفی.خداییش احساس هیچ کمبودی ندارم فقط یه مشکل دارم و تنها بحثهای شدیدی  که ایجاد میشه به این خاطره که من از اینکه او به خانمی بدحجاب نگاه بکنه بدم میاد وسریع با او دعوام میشه.رعایت میکنه خیلی جاها ،اما بارها بهم گفته که مرد باید هوای اطرافشو داشته باشه.میگه من اصلا با دیدن این زن ها تحریک نمیشم چون دیگه ازدواج کردم و….و حساسیت تو بی مورد هست..البته او هم روی من خیلی حساسه اما به اندازه من به روم نمیاره.من حجاب معمولی دارم یعنی کمی موهام دیده میشه و اون بارها ازم خواسته که وقتی بدون اون بیرون میرم چادر سر کنم اما با اون که هستم راحتترین تیپ ها رو بزنم.اما من قبول نکردم چادر سر کنم..کلا توی هر سفری هم که میریم سعی میکنه هرچی میخوام بخره و بهترین شرایط رو فراهم کنه تا بهم خوش بگذره.اما من تا ببینم او به یک دختره بدحجاب نگاه گذری کنه من باهاش بحث میکنم و سفر به کاممون تلخ میشه.خیلی هم سعی میکنم بعدا بگم بهش ولی نمیتونم جلوی عصبانیتم رو بگیرم.البته افکارمنفی هم زیاد سراغم میاد.خیلی جاها سوتفاهم میشد و اشتباه از من بود.البته خانواده پدریم هم افکار منفی زیادی دارند

      پاسخ:

      اینکه شما در دوران عقد به سر میبرید و هنوز حساسیت هایی در دید و نگاه های از طرف همسرت و رعایت پوشش خیلی کامل از طرف شما و بحث و بگو و مگو در این موارد دارید اعتماد کامل برای هر دو طرف ایجاد نشده تا حدودی طبیعی ست چون اعتماد متقابل مساله ست که در مرور زمان و در زمینه بستر سازی آن ایجاد می شود ولی من میکنم از طرف شما تا حدودی همانطور که خودتون هم گفتید ریشه بدبینی هم وجود داشته باشه که باید مراقب باشید عمیق نشه خواهر خوبم شما باید بتونید در همین اوایل رابطه ازدواجتون به پیشگیری از این بدبینی های بی مورد بپردازید تا با دامن زدن به اون تبدیل به اختلا نشید و خدای موجب مشکلات بزرگ برای زندگی شیرین و گرمتون نباشید.

      منبع

  • دوست نداره با خانوادم ارتباط داشته باشم
    • پرسش:
      همسرم دوست نداره باخانواده ارتباط زیادی داشته باشم وقتی باتلفن باخانوادم حرف میزنم باید جزئیات صحبتم وتوضیح بدم یا نباید زیاد زنگ به مادرم یا خواهرم بزنم.یا موقع ی که باخانواده حرف میزنیم چه حضوری چه غیرضروری فکرمیکنه درمورد اون  حرف میزنیم زمانیکه بیرون میریم کسی بهش برخورد کنه یابد رانندگی کنه به آنها شاخ شونه میکشد موقع ی که حرفمون میشه توسرش میزنه منو میزنه بعداز جنجال میگه دست خودم نیست باتمام اعضای خانوادم یه جوري قهره لطفاً راهنماییم کنید
       

      پاسخ:

      شما با توجه به سالهایی که با همسرتان  زندگی کرده اید و هوشمندی که خودتان دارید می توانید حدس بزنید که نسبت به چه چیزهایی حساس است و چه موقع و چه رفتاری از شما او را آشفته می کند،پس قدم اول:
      سعی کنید حداقل از انجام کار یا بیان صحبتی که او را آشفته می کند خودداری کنید،اینگونه آرامش بیشتر ی برقرار میشود،مثلا می دانید اگر ساعت 8 شب لباس اتو کنید ناراحت میشود و تذکر می دهد ،خوب این کار را نکنید،البته که سخت است ولی می توانید.
      قدم بعدی اینکه سعی کنید در فرصت مناسب که حالش خوب است با او صحبت کنید و از نیازها و انتظارات خود بگویید یا برایش نامه بنویسیدبا توضیح اینکه تلاش می کنید که رابطه صمیمانه تری داشته باشید و زندگی شادتر از او بخواهید تا با هم به یک روانشناس بالینی مراجعه کنید،اگر به هیچ وجه قبول نکرد،می توانید خودتان مراجعه کنید، و مشاوره لازم را با ارائه توضیحات بیشتر دریافت کنید.

      منبع
  • آیا با وجود داشتن همسری پرخاشگر و بهانه‌گیر بچه‌دار شدن کار درستی است؟
    • پرسش:
      من و همسرم تقریبا دو سال پیش ازدواج کردیم. من 31 و همسرم 32 سال دارد. هر دو دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی هستیم. همسرم شاغل است ولی من به صورت حق التدریس در دانشگاه مشغل هستم. متاسفانه همسرم بسیار مضطرب و پرخاشگر و بهانه گیر است،  چه برای کارهای منزل، غذا و هزینه های عمومی ( هزینه های شخصی خودم با من است) . شدت عصبانیت وی به حدی است که چندین بار مرا کتک زده است ( تقریبا 5 بار). مدتی است که به بهانه افزایش سن من و به اصرار مادرش اصرارمی کند که بچه دار شویم. البته او فقط پسر می خواهد و به شدت از فکر اینکه دختر دار شود ناراحت می شود و می گوید انقدر بچه دار بشویم که بالاخره پسر دار شود! درحالیکه  من از ادامه این ازدواج مطمئن نیستم و نمی دانم با این شرایط چقدر می توانم ادامه دهم. چندین بار به مشاوره مراجعه کرده ام ولی نتیجه ای نگرفته و نا امید شدم! و با این شرایط هیچ علاقه ای به بچه دار شدن ندارم. هم نگران خودم و هم نگران اینده بچه هستم مخصوصا اگر دختر باشد! از طرفی فکر میکنم شاید همه مشکل از او نباشد و راه حلی به غیر از طلاق هم وجود داشته باشد. لطفا به من راه کار عملی و مشخصی ارائه دهید تا حتی الامکان تصمیم درستی اتخاذ نمایم.
      پاسخ:
      سلام دوست عزیز
      فرزنددار شدن یکی از مهمترین تصمیمات در زندگی مشترک است که نیاز به داشتن آرامش روانی زوجین ، توافق طرفین ، تعادل روحی همسران ، حل تعارضات موجود و تفاهم اخلاقی حداقل 70 درصد دارد خواهر خوبم در شرایط کنونی زندگی شما نه تنها مشکلات حل نشده بلکه مشکل هم بر روی مشکلات موجود گذاشته می شود. کودکی که از طرف شما و همسرتان به این دنیا دعوت می شود باید بستر لازم از لحاظ روحی -فکری و اخلاقی و یا حتی اولیه را برای ورود این طفل معصوم دوست داشتنی و بی گناه فراهم آورده شود پس لطفا اجازه دهید زندگی شما به یک استیبل اولیه و آرامش دو طرفه برسد بعد با راهکارهای منطقی اقدام به بچه دار شدن بفرمایید براتون آرزوی موفقیت دارم.
  • همسرم زود قهر می‌کنه و اصلا توجهی به من و فرزندم نداره
    • پرسش:

      من 8 ساله که ازدواج کردم شوهرم فردی است لوس وبچه ننه که تک پسره که زود قهر میکنه وتا 4 الی 5 روز طول میکشه با من آشتی کنه حالا 6 ماهه که بچه دار شدم دیگه به من توجهی نداره بچه رو دوس داره ولی وقتی گریه میکنه با من قهر میکنه اصلا با من حرف نمیزنه من دیگه مغزم نمیکشه منم دیگه باهاش حرف نمیزنم سعی میکنم دوسش نداشته باشم اینحوری راحت ترم ولی چند وقتی فکر طلاق مباد تو سرم  چیکار کنم باهام مهربون شه یا فراموشش کنم خیلی هم خانوادشو دوس داره و به خانواده من حسودی میکنه در حالی که اونا هیچ وقت کوچکترین بی احترام نکردن از اول زندگی  هم با خانواوه خودش به گردش میره حتی اگه من نیام میره در حالی که اگه من بگم بریم جایی تا اونا نیان نمیره دیگه خسته شدم چیکار  کنم هر روزم میره خانه مادرش و لی خانه پدر من تا دوهفته نمیاد لطفا راهنمایی کنی.

      پاسخ:

      اولین نکته که در مسئله ی روابطی شما وجود دارد و شما خیلی هم محکم بیان کرده اید . قضاوت است و شما احتمالا در بسیاری از رفتارهای همسر و یا خانواده ی همسر و یا دیگران قضاوت می کنید که این مسئله یکی از نکات مهم به وجود آوردن آسیب است.{لوس وبچه ننه که تک پسره که زود قهر میکنه }

      ببینید آیا همان چیزی که شما می گویید لوس او هم به همان چیز می گوید لوس یا نه از نظر شما لوس بازی است اما از نظر همسرتون و یا خانواده ی همسرتون محبت ؟ بچه ننه نیز همینطور ؟ تک پسر آیا نسبت به ویژگی های تک فرزندی اطلاعی دارید ؟ تک پسر تک فرزند یا تک پسر بچه اول یا تک پسر بچه آخر ؟ هر کدوم ویژگی و رفتار هایی در آنها نهفته است که بدون نیت و قصد و قرض است . اگر ندانیم دچار خطا و اشتباه و خصوصا قضاوت می شویم.؟

      براساس اصل آسیب شناسی سه نکته ی اساسی را اگر ما بتوانیم در هر اقدام رعایت بکنیم طرح ما موفق خواهد بود هرچند که نقص هایی هم داشته باشد.
      1. چه کار بکنیم که آسیب به وجود نیاید.
      2. چه کار کنیم آسیب به وجود آمده را حل بکنیم.
      3. اگر نمی توانیم آسیب را حل بکنیم چه کار بکنیم که زمینه ی ایجاد آسیب در آینده نشود.
      و اگر این سه نکته ی کلیدی در تمام مراحل درمان مد نظر باشد اطمینان بر عدم آسیب را به ارمغان خواهد آورد.

      بر این اساس نگاه من این گونه است . امید وارم دانش من به دانش شما اضافه کند .

      دانش شما اضافه شود نگاه شما تغییر می کند.

      نگاه شما تغییر کرد در احساس و رفتار شما تغییر ایجاد می شود

      رفتار و عملکرد شما تغییر کرد در دیگرات ایجاد تغییر می کند بر اساس نوع رفتار و احساس تغییر یافته ی شما

      اگر در طف مقابل تغییر هم ایجاد نشود به شما آسیب وارد نمی شود.

      مثلا همسر شما تا وارد خونه می شود شما شروع به سوال و جواب می کنید و او هم به خاطر اینکه شما دائم سوال نکنید یا اینکه فکر می کند دارید کنجکاوی می کنید و می خواهد از زیر این مسئله شانه خالی کند با سوال شما شروع به داد زدن و اخم و تم که حوصله ندارم و…  حالا اگر شما او وارد خونه می شوید و از او استقبال و همنوازی می کنید و از سوال و جواب خبری هم نیست . مبینید بعد از مدت زمانی همسر شما خودش که وارد خونه می شود شروع به صحبت خواهد کرد و از مسائل برایتان بیان می کند و حتی در جایی شاید نظر هم بخواهد . واین رفتار چون به خواسته ی خودش ایجاد شده در مقابل دیگر آن احساس مورد سوال شدن وجود ندارد و داد و فریاد هم خبری نیست و اگر هر از گاهی به وجود بیاید به اصل رابطه شما آسیب نمی رساند.

      پس آنچه مهم است بر اساس تحلیل رفتار متقابل هر آنچه ما انجام می دهیم یا احساس است یا رفتار و یا هردو . و آنچه منبع آن است که به وجود می آورد . یا یک فکر یا یک خاطره  یا عوامل بیرونی یا عوامل درونی و آنچه باعث شکل آن می شود نیاز است اگر نیاز برآورده شود می خندم بوس می کنم . دعوت می کنم و… اما اگر نیاز بر آورده نشود . داد میزن / فحش می دهم / پرت می کنم / قهر می کنم / بهانه می گیرم و…

      حالا با توجه به این دانش که به شما اضافه می شود دوباره تحلیل کنید ولی قضاوت اصلا ننمایید . مهمتر اینکه شما یک نوزاد 6 ماهه دارید که اعتماد به نفس در یک انسان از تولد تا 14ماهگی شکل می گیرد باین نکته که فرزند در درون رحم مادر هر موقع می خواهد می خوابد هر موقع خواست می خورد و هر موقع خواست دفع انجام می دهد . و اگر این موارد بدون هیچگونه اخم و تخم و ناراحتی توسط هر کس که با نوزاد ارتباط دارد اجرا شود اعتماد نفس در او به صورت کامل شکل می گیرد. و نکته ی مهم دیگر حرمت نفس از 14 ماهگی تا 36 ماهگی . اعتماد نفس از فعل توانستن و حرمت نفس از فعل بودن است .

      آنچه عامل اصلی آسیب است نبودن در وضعیت حال و اکنون است . و هر چه ما در گذشته و آینده قرار داشته باشیم روابط آسیب زا و مسائل ما قضاوتی و مثل یک قاضی عمل خواهیم نمود که آسیب است .
      نیاز به تفکر و تحلیل است آنچه شما می توانید تغییر ایجاد کنید فقط در خود و برای خود است . نه دیگری و دیگران.
  • همسرم زود عصبانی می‌شود و قهر می‌کند
    • پرسش:
      همسرم مردبسیار حساسی است که نسبت به مسایلی که از دید خیلیها پیش پا افتاده است ز ود عصبانی میشود و بعد از جر وبحث کوتاه به حالت قهر در میاید ودچار بحران میشود در این فاصله حاضر به بحث وگفتگو نمیشود وخود خوری می کند . در جمعی که فامیل ودوست وجود دارد طوری با من رفتار میکند که همه متوجه این مشکل میشوند واین مورد برایم بسیار سخت است .متاسفانه چون حاضر به گفتگو نیست  بتدریج دچار طلاق عاطفی میشویم. در حال حاضر دچار بحران شغلی است وعلیرغم حمایت های من به عدم پشتیبانی از جانب من معتقد است و از دید او من کمکی نکرده ام و تمام کارها را او انجام داده است.که منطقی  نیست  که این  طرز فکر مرا عذاب میدهد خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید
       

      پاسخ:

      نکته ی بسیار مهم این است که دو زوج در نقطه نظرات و ایده و عقاید قرار نیست حتما مثل هم باشند و اگر همه چیز مثل هم شد باید شک و تردید کرد و دنبال آسیب گشت . این مهم است که باور عملکرد از نظر شما واقعا صحیح است دیگر نیاز به اثبات ندارد . اثبات آن اطمینان داشتن خود از آن و تغییر نظر ندادن در صورت مخالفت است . البته این بسیار مهم است که ایده و نظر بر اساس مقابله ، قضاوت و لج بازی نباشد.حالت های همسر شما که با مطالعه این مطلب پس آنچه مهم است بر اساس تحلیل رفتار متقابل هر آنچه ما انجام می دهیم یا احساس است یا رفتار و یا هردو . و آنچه منبع آن است که به وجود می آورد . یا یک فکر یا یک خاطره  یا عوامل بیرونی یا عوامل درونی و آنچه باعث شکل آن می شود نیاز است اگر نیاز برآورده شود می خندم بوس می کنم . دعوت می کنم و… اما اگر نیاز بر آورده نشود . داد میزن / فحش می دهم / پرت می کنم / قهر می کنم / بهانه می گیرم و…

      نشان از عدم بر آورده ی نیاز است و بسیار مهم است که دچار خطا و اشتباه نشوید که من نیاز این موقعیت را بر آورده کنم حالش خوب می شود نه چون اگر اشتباه صورت گیرد تبدیل به قبول مسئولیت کاری است که به عهده ی دیگری می باشد. و عملا آسیب جدید به وجود می آورد . بهترین کار تشویق همسر بر این که با یک متخصص صحبت کنند تا مشکل پیش آمده تحلیل و راه های امید بخشی که هنوز وجود دارد را برایشان آشکار سازد و زمینه ی حرکت را در ایشان به وجود آورد . اقدام لازم و ضروری می باشد.

      منبع
  • همسرم به تازگی توجهش به من و فرزندم کم شده
    • پرسش:
      خانومی هستم ۲۹ ساله ۶ ساله ازدواج کردم ودو دختردارم به تازگی همسرم خیلی بی حوصله شده توجهش نسبت ب ما خیلی کم شده بی اعصاب و بد دهن شده بطوری که حتی حرف زدن هم باهاش سخت شده درمونده شدم ک دیگه چطور باید رفتار کنم روزای سختی رو میگذرونم فشار عصبی هم روی خودم خیلی زیادششده ممنون میشم راهنماییم کنید.

      پاسخ:

      دوست عزیز .روزهای سخت هم جزیی از روزهای زندگیمون هست که باید ببینیمشون و بگذرونیمشون ،اما چیزی که به ما کمک می کند این است که در این روزهای سخت نقش ما چیست?یک قهرمان یا یک قربانی??
      به این امید که شما یک قهرمان باشید ،چند نکته را پیشنهاد می کنم:در درجه اول سعی کنید حال همسر خود را درک کنید و قضیه را شخصی سازی نکنید،زمانی که اقایون در کارشان ،اهدافشان و….به مشکل یا مانعی برمی خورند ،تازمانی که به نتیجه نرسند خیالشان راحت نمیشود ،به او فرصت دهید تا خودش را پیدا کند.ممکن است حال او ارتباطی با شما نداشته باشد.
      سعی کنید به جای تمرکز بر روی رفتارهای همسرتان ،بروری نقش ها و رفتارهای خودتان متمرکز شوید ،یک زن دوست داشتتی و یک مادر مهربان.
      هرروز نیم ساعت الی یک ساعت را تنها و تنها. به خودتان اختصاص دهید.و در ان زمان به علایق خود بپردازید.
      سعی کنید. در روابطتان خلاق باشید.خلاقیت زندگی را زیبا می کند
      بعد از اینکه احساس کردید کمی ارامتر و سبکتر شده اید حتما کتاب زنان ونوسی و مردان مریخی را مطالعه کنید.
      منبع
  • بی تفاوتی همسرم اذیتم می‌کنه
    • پرسش:
      خانومی هستم 26 ساله که 6 ساله ازدواج کردم.قبل از ازدواج با همسرم با هم آشناییت داشتیم زندگی ما خوبه طوری که همه میخوان الگوشون باشیم اما گهگاهی همسرم دچار خلا احساسی میشه یعنی بی تفاوت و بی روح.بعد از به دنیا اومدن پسرمون که الان یک سالشه همه متوجه شدن که رفتارش تغییر کرده یعنی همش ازم ایراد میگیره و زود از دستم ناراحت میشه وقتی میخوام که در آرامش با هم صحبت کنیم میگه برو خودت بگرد دنبالش که چرا من اینطوری هستم من دوست دارم که با من حرف بزنه و بگه که فلان رفتارم اذیتش میکنه تا روش کار کنم اما همکاری نمی کنی یه وقتایی هم خیلی خوبه انگار که ازم ناراحت نیست ناگفته نمونه که یه سری رفتارهاش هم منو اذیت میکنه که افراط داره توش اما سکوت میکنم و گذشت چون اصلا ایرادهای خودشو نمی پذیره با این حال با امیدواری میگم که رابطمون خوبه چون گاها واقعا خوبه اما این فاصله ایی که بین ماست باید حل بشه لطفا راهنماییم کنید که چطور دوستانه با هم بتونیم صحبت کنیم تا کار به جاهایه باریک نکشه.

      پاسخ:

      دوست عزیز،به هر حال اضافه  شدن نفش پدر و مادری شما نیز تا حدودی در کیفیت روابطتان اثر گذار است .و باید به این موضوع توجه داشته باشید.پیشنهاد می کنم یک نامه برای همسرتان بنویسید ،از اوایل رابطه شروع کنید و آن را توصیف کنید و از احساسات خوب خود در آن زمان بگویید و بابت آنها از او قدردانی کنید. وقتی به زمانی رسیدید که تغییر رفتار همسرتان شروع شد فقط از احساس خود و اینکه من فکر می کنم به این دلایل ….. (دلایلی که خود شما فکر می کنید که چرا همسرم اینگونه شد،(بیشتر برسهم خود تمرکز کنید)) را مطرح می کنید و در نهایت هم  بیان این موضوع که چقدر برایتان مهم است و دوست دارید که این فاصله ای که ایجاد شده را با کمک همدیگر حل کنید.
      منبع
  • باهمسر لجبازم چه کنم؟
    • پرسش:
      همسرمن بیش از حد لجباز است  تمامی امور زندگی باید با نظارت همسرم پیش برود خرید خانه تعیین مکان وزمان بیرون رفتن و…باکوچکترین مسئله ای قهر میکند در ضمن من بدون اجازه او نمیتوانم هیچ جا بروم لطفا مراراهنمایی کنیدبنده 28سال دارم وهشت سال از ازدواجمان میگذرد و یک پسر دو ساله داریم همسرم 33 سال دارد در ضمن یک ازدواج کاملا سنتی داشتیم
      پاسخ:

      به جای گفتن نه بگویید: بله، ولی اما…
      گاه همسرتان ممکن است درخواستی غیر منطقی داشته باشد که این مورد ممکن است شامل: همکار،‌مدیر،‌پدر،‌برادر یا هر مرد دیگری غیر همسر شود یکی از سلاحهای خوب شما این است که به جای گفتن نه در برابر درخواست غیر منطقی یا حتی درخواست منطقی که به هر دلیل شما تمایل به انجام آن ندارید باید به جای گفتن نه بگویید: بله ولی اما… در واقع بهتر است خانمها کلمات نه، نمی توانم یا نمی خواهم را از مکالمات خود حذف کنند.

      وقتی همسرتان لجبازی می کند نباید درمقابل جواب مستقیم بدهید یعنی هر گز نباید مثل خودشان لجبازی کنید بلکه باید مدتی صبر کنید تا حالت لجبازی ایشان برطرف شود سپس حرف خود را پیش ببرید گاهی حتی یک ساعت صبر کردن موجب تخفیف حالت وی می شود

      در این حالت اگر خانمها مثل آقایان با عصبانیت و لجبازی رفتار کنند هرگز نمی توان مشکل را کم کرد و دیگر آرام کردن آنان مشکل تر خواهد شد.

      در واقع در چنین حالتی اگر خانمها واکنش خود را یک ساعت به تعویق بیندازند صدای آقايان می خوابد.
      * در زمان گرسنگی یا خستگی همسرتان به هيچ وجه نباید با آنها صحبت کنید
      در این حالت نیز اگر کمی صبر کنید آنها به درجه ای نمی رسند که مجبور باشید به سختی صدای آنها را ساکت کنید.

      *مخالفت با آقایان باید به صورت غیر مستقیم باشد
      این مورد یکی از نکات مهم در ساکت کردن مردان است مخالفتهای مستقیم،‌صدای آقایان را بالا می برد که پایین آوردن صدا هم در این حالت بسیار سخت است.
      در واقع آقایان به علت حس ریاست طلبی و برتری که دارند تمایل دارند غرورشان حفظ شود وقتی خانمی مخالفت مستقیم با آقایی می کند مرد احساس می کند که با غرور و شخصیت او مخالفت می کنید در نتیجه صدای مرد بشدت بلند شده که این حالت یقینا برای خانواده مسئله ساز خواهد شد.

      *هیچگاه از فرزندان در برابر همسرتان بطور مستقیم طرفداری نکنید
      این رفتار موجب عصبانیت آقایان می شود طرفداری از بچه ها باید به صورت غیر مستقیم باشد مراقب باشید در این حالت نیز غرور آقایان را خدشه دار نکنید چرا که ممکن است صدایش از آنچه که بوده بالاتر برود.

      *شما بهتر است با همسرتان  با زبان خودش صحبت کنید:
      یعنی با زبان تفکر و عقلانیت،‌این کار کمک زیادی به ساکت ماندن آقایان می کند.
      آقایان اصولا در برابر حرفهای احساساتی واکنش های بدی دارند ولی در برابر حرف های استدلالی معمولا صدای آقایان می خوابد.

      معمولا آقایان تمایل به ابراز وجود دارند باید به او اجازه بروز این احساس را بدهید باید به آقایان میدان بدهید پس از ابراز وجودش البته نه بلافاصله می توانید با روش خود نظرات خود را مطرح کنید یعنی در واقع یکی از رموز موفقیت خانمها این است که باید تصمیم گیری را در ظاهر به عهده آقایان بگذارید اما تصمیم سازی را خودتان انجام دهید.

      در واقع هنگام تصمیم گیری موضوعی اطلاعات را خودتان جمع آوری کنید ولی به ظاهر تصمیم گیری را به عهده وي بگذارید ولی اگر خودتان تصمیم بگیرید به طور حتم صدای مرد بلند خواهد شد.

      *همسر شما گاه نیازمند سکوت و خلوتی هستند که باید این حق را برای وی قایل شوید
      به هيچ وجه در این حالت نباید سربه سر ایشان بگذارید در این حالت اگر به طرف مرد بروید مطمئنا صدایش بلند می شود.

      *وقتی صدای همسرتان بلند می شود موضوع را به تاخیر بیندازید
      یعنی وقتی صدای مرد بلند می شود باید کاری که می خواهید در آن زمان انجام دهید را به تعویق بیندازید تا صدایش بخوابد.

      *ظاهر یک زن نباید خلاف اعتقادات همسرش باشد
      این مورد از موضوعاتی است که پس از ازدواج قابل حل نیست و باید قبل از ازدواج به این موضوع توجه شود که دو نفر باید از نظر عقیدتی و سلیقه ای بهم نزدیک باشند.

      اگر دو نفر سر موضوعی قبل از ازدواج با هم توافق کردند خانم نباید پس از ازدواج برخلاف تعهدش عمل کند در غیر این صورت صدای آقایان بلند می شود.

      *ساکت کردن صدای آقایان با نرمی خانمها انجام می شود
      گاهی اوقات استفاده از سلاح تاریخی خانمها یعنی گریه کردن، موجب می شود یک دعوای بزرگ با چند قطره اشک بدون ایجاد سرو صدا آرام شود، البته منظور تظاهر به گریه کردن نیست بلکه اگر ناراحت شديد جلوی سر و صدای مرد را می گیرد و هم موجب تخلیه و آرامش خانم شده و هم آقایان در مقابل گریه خانمها ساکت می شوند و نمی دانند چکار کنند.

      *قبل از انجام کارها رضایت همسرتان را جلب کنید
      در واقع زمانی که مردان تمایل به انجام برنامه ای یا مثلا رفتن به فلان مهمانی را ندارند نباید اصرار کنید باید قبل از آن در جلب رضایت او تلاش کنید نباید بگذارید صدای مرد بلند شود یعنی نباید موقع رفتن به مهمانی موضوع را مطرح کنید باید از قبل موضوع را با او در میان بگذارید در غیر این صورت اگر صدای مرد بلند شود آرام کردن آن مشکل است.

      *از خانواده همسرتان پیش او گله نکنید
      ۹۰ درصد آقایان با گله کردن از خانواده شان صدایشان بلند می شود اگز از خانواده او رنجیدید بهتر است خودتان موضوع را با شخص مورد نظر مطرح کرده و مشکل را حل کنید البته باید این موضوع را در عین توجه به احترام به وی با جدیت مطرح کنید.

      در نهایت خانمها می توانند در حوزه هایی که از قبل با همسرشان توافق داشته اند به خواسته خود عمل کنند در این حالت بلند شدن صدای مردان زیاد مهم نیست در مواردی هم که مردان در امور رسیدگی به خانم ایراد می گیرند خیلی جدی و مودبانه به او بگویید این حوزه من است و بهتر است در این کار دخالتی نکنی.

      منبع
  • با شوهر عصبی و بددهن و فحاش چه کنم؟
    • پرسش:
      دختری هستم 31 ساله و لیسانس و چهار ماهه که عقد کردم و همسرم 32 ساله و لیسانس هست، همسرم به شدت عصبی هست و اصلا نمی شه باهاش صحبت کرد، به شدت بددهن هست و فحاشی می کنه و متاسفانه دست بزن هم دارد، من خودم یکبار پیش مشاور رفتم ولی نتیجه ای حاصل نشد و واقعا نمی دونم چه جوری باهاش برخورد کنم، تو روخدا کمکم کنید که چه جوری باهاش صحبت کنم که زود عصبی نشه.
      پاسخ:
      بانو جان، فرد ذاتا ناسزاگو و بد دهان وجود ندارد؛ یعنی مشکل همسر شما یک مشکل اکتسابی است. البته افرادی که هیجان خشم و احساس تهدید را بیشتر تجربه می کنند، طبیعتا بیشتر در معرض اکتساب چنین رفتارهای اشتباهی هستند. اما فردی وجود ندارد که در مورد وی بتوان گفت بد دهان است و هیچ کاری هم نمی شود کرد! همسر شما این عادت را آموخته است. احتمالا در محیط خانه پدری او، در محیط تحصیلی و یا در بین دوستانش فرد یا افرادی وجود داشته اند که این عادت را به همسر شما منتقل کرده اند.نکته اول در زمینه بددهانی و ناسزاگویی، نتایج این رفتار است. فرد بددهان می تواند به راحتی دیگران را تحت تاثیر قرار دهد و بترساند. وی گاه با بددهانی خود را محق جلوه می دهد و مزایایی کسب می کند. از سوی دیگر برخی افراد با بددهانی و دشنام دادن احساس بزرگ شدن و بلوغ می کنند. در برخی طبقات اجتماعی، مشاغل و گروه های خاص نیز استفاده از الفاظ زشت و بددهانی نشان دهنده عضویت فرد در آن گروه است و افرادی که در چنین گروه ها و طبقاتی عضویت دارند اگر از الفاظ زشت رایج درگروه استفاده نکنند کم کم طرد می‌شوند.راه های غلبه بر این عادت چنین است:

      ۱- قطع مزایای بددهانی: مسئولیت اجرای این امر به عهده شماست. شما باید از خودتان سوال کنید همسر من با بددهنی چه مزایایی کسب می کند؟ تخلیه خشم؟ تاثیر گذاشتن بر من و بچه ها تا به میل وی رفتار کنیم؟ ترساندن دیگران؟ انجام ندادن برخی وظایف؟ و یا اجبار دیگران به پذیرفتن عقاید خود؟ شما باید مزایای بددهانی همسرتان را شناسایی و تا حد امکان آن را قطع کنید.

      ۲- تقویت رفتارهای متضاد: همسر شما در لحظات خاصی بددهانی و ناسزاگویی می کند. حتما لحظاتی، هرچند کم، وجود دارد که او به هنجار سخن می گوید و از الفاظ زیبا استفاده می کند. عکس العمل شما در چنین لحظاتی بسیار مهم است. اگر در هر شرایطی همسر شما زیبا سخن گفت یا از الفاظ درست استفاده کرد باید به شیوه مثبت پاسخ دهید. باید به گونه ای عمل کنید که وی تشویق به ادامه این رفتارها شود. شما باید لحظاتی را که وی زیبا سخن می گوید به رسمیت بشناسید و او را تشویق کنید و از زخم زبان یا انتقام گرفتن در این لحظات بپرهیزید.

      ۳- قطع یا کم کردن رابطه با افراد بددهان: اگر همسر شما همکاران، دوستان و یا اقوام ناسزاگو و بددهانی دارد باید تلاش کنید رابطه و رفت و آمد با آن ها را کم کنید. در تمامی رفتارهای اجتماعی الگوبرداری و مشاهده نقش مهمی در یادگیری و تقلید دارد.

      ۴- در نهایت سعی کنید شما زیبا سخن بگویید. از خودتان بپرسید: آیا خودم موقع رانندگی، خستگی شدید بعد از کار یا تماشای فوتبال از الفاظ زشت استفاده نمی کنم؟ آیا هرگز با همسرم مقابله به مثل نمی کنم؟ اگر شما به عنوان همسر زیبایی کلام را حفظ کنید، به همسرتان معیار مناسبی برای مقایسه رفتارها می دهید تا بتواند انتخاب کند.

      منبع
  • همسرم خیلی زود رنج است
    • پرسش:

      همسرم بسیار زود رنج است باید با او چگونه برخورد کنم؟

      پاسخ:

      ۱. همسرتان را نزدیك‏ترین و محرم‏ترین فرد برای خود بدانید و او را حامى و پشتیبان خود تلقى كنید.
      ۲. با یادگیرى مهارت‏هاى ارتباطى نظیر فعالانه به حرف‏هاى یكدیگر گوش كردن، احترام به نظرها و عقاید یكدیگر و تشریك مساعى و مشورت كردن روابط خود را بهبود ببخشید.
      ۳. سعی کنید با ایجاد كانونى گرم و صمیمى، مسؤولیت رسیدن به تفاهم را پذیرا شوید.
      ۴. مواقع اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جاى سرزنش كردن یكدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایى مساله و یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم كمك و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب كنید.
      ۵. براى رسیدن به امنیت روانى وعاطفى در روابط زناشویى داشتن صداقت، پذیرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهید.
      ۶. در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در اولین فرصت ممكن به حل و فصل آن بپردازید تا به فرآیندى مخرب و پیشرونده تبدیل نشود.
      ۷. به هر طریق ممكن رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تایید قرار دهید به گونه‌‏اى كه همسرتان بفهمد برایش ارزش قائل هستید.
      ۸. تشویق و تاییدتان و بیان نكات مثبت‏ به طور آشكار یا در جمع باشد و تذكر نكات منفى و انتقاد به طور محرمانه و در تنهایى صورت بگیرد.
      ۹. براى خصوصیات و نیازمندى‌‏هاى ایشان ارزش قائل شوید و در روابط كلامى، عاطفى، اقدام‏ها و تصمیم‌‏گیرى‌‏ها به افكار و خواسته‌‏هاى همسرتان توجه كنید.
      ۱۰. خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهید. خشونت را با سكوت پاسخ گویید و در موقعیتى مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو بپردازید.
      ۱۱. بكوشید در سراسر زندگى، به خصوص در روابط بین خود و همسرتان، به جاى هر گونه پیش‏داورى یا مشاهده اشكالات و ضعف‏ها نقاط مثبت و قوت را ببینید. به جاى توجه به نیمه خالى لیوان به نیمه پر آن توجه كنید.
      ۱۲. سعى كنید در برنامه ریزى براى فعالیت‏هاى اجتماعى، اوقات فراغت، دید و بازدیدهاى خانوادگى و نظایر آن به مشورت كردن با یكدیگر بپردازید و از یك جانبه نگرى بپرهیزید.
      ۱۳. در هر فرصتى كه پیش مى‌‏آید، با همسر تان ارتباط كلامى و عاطفى برقرار كنید. خانم ها از صحبت كردن با همسرشان بیش‏تر لذت مى‌‏برند. برای همین مردها باید فعالانه به سخنان همسرانشان گوش كنند و واكنش مناسب نشان دهند.
      ۱۴.اگر هر یك از زوجین در شرایط خاصى نمى‏‌تواند به سخنان همسرش گوش كند، باید صادقانه و صمیمانه این موضوع را به او انتقال بدهید و تقاضا كنید صحبت كردن درباره آن موضوع را به فرصتى دیگر موکول کند.
      ۱۵. هر از چند گاهى در فضایى محرمانه، محبت‏ آمیز و صمیمانه به ارزیابى رفتار و روابط یكدیگر بپردازید و از یكدیگر بپرسید، چه باید كرد تا روابطمان بهتر و بانشاطتر شود؟
      ۱۶. همیشه، در رویارویى با مسائل و مشكلات خانوادگى، خود را در وضعیت طرف همسرتان قرار بدهید و با قبول مسؤولیت‏ خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روى آورید.
      ۱۷. ارتباط زوجین باید از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست وغیر واقع بینانه دور باشد. اگر موضوع و مساله‌‏اى ذهن یكى از زوجین را به خود مشغول كرده است، باید آن را به صراحت و صادقانه مطرح كند و درستى و نادرستى اش را با همسرش مورد بررسى قرار دهد.
      ۱۸. هر یك از زوجین باید زمینه‏‌هاى بروز سوء تفاهم‏ها و سوء ظن‏ها را از بین ببرد و از رفتارهایى كه موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن مى‌‏شود، خوددارى كند.
      ۱۹. با روان‏شناسى همسرتان آشنا شوید تا بدانید ایشان به چه امورى بها مى‌‏دهد و نظام ارزشى‌‏اش چگونه است. براى مثال معمولا زن به وابسته بودن، كسب امنیت عاطفى و مورد حمایت واقع شدن اهمیت مى‌‏دهد.
      ۲۰. از مسخره كردن ایشان و گفتن سخنان طعنه‌‏آمیز و دو پهلو جدا پرهیز كنید.
      ۲۱. با یادآورى برخى ایام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن و دادن هدیه‌‏هایى هر چند كوچك (مثل یك شاخه گل) به طور نمادین یا سمبلیك عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام كنید.
      ۲۲. خود را در برابر همسرتان آراسته و پاكیزه و جالب توجه نگه دارید از پریشانى و وضع نامرتب بپرهیزید.
      ۲۳.در انتخاب دوست و برقرارى روابط دوستانه و معاشرت‏هاى خانوادگى با زوج‏هاى دیگر دقت كنید و این امور را با توافق یكدیگر انجام دهید.
      ۲۴. هرگز همسرتان را با خانم های دیگر مقایسه نكنید.
      ۲۵. از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشكر كرده، او را تشویق كنید و انگیزه تكرار آن رفتار را بیش‏تر کنید.
      ۲۶. حتى ‏المقدور به قول‏هایى كه به همسرتان داده‌‏اید عمل كنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگى نینجامد.
      ۲۷. از نسبت دادن القاب و زدن برچسب‏هاى ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، شلخته، كله ‏شق، یك دنده، لجباز و خودخواه به یكدیگر پرهیز كنید.

       

      منبع

InstagramTelegrammaghalat