دوست داشتن یک طرفه

  • چه جوری به مردی که بهش علاقمندم بگم دوستش دارم
    • پرسش:
      دختری 39 ساله هستم فوق لیسانس ادبیات و کارمندم.هنوز ازدواج نکرده ام  .کسانی که به خواستگاری من اومدن رو نتونستم قبول کنم چون مرد ایده الم نبودن و مردهایی رو که میپسندیدم رو اونا من رو بعنوان همسر خود قبول نداشتن بعنوان دوست میخواستن که من حاضر نمیشدم و رابطه رو تموم میکردم. حالا با اقایی ارنباط دارم البته ارتباط ما کاری و علمی است نزذیک یک سال هست با ایشون حرف میزنم ومیبینمشون اماهیچوقت درمپرد احساسات خودمون صحبت نکردیم اما من شدیدا بهشون علاقه من شدم حالا نمیدونم چکار کنم بعضی وقتها میخوام برم و بهش بگم دوستش دارم .در ضمن ایشون دانشجوی دکتری هستن شغل ثابتی هم ندارن سه سال ازمن کوچکتر هستن .اما انسان کاری و باسوادی هستن .لطفا راهنمایی بفرمایید باید چکار کنم
      پاسخ:

      اگر دوست قابل اعتمادی در محل کار دارید می توانید از او بخواهید به صورت غیر مستقیم به طوری که آن آقا اصلا متوجه نشود،  نظر او را در رابطه به میزان علاقه مندی به شما جویا شوند. شاید این حس یکطرفه و فقط از جانب شما باشد.اگر فرآیند خواستگاری بر اساس فطرت طبیعی زن و مرد صورت بگیرد، یعنی مرد نیاز کند و زن انتخاب، شان و کرامت زن بیشتر حفظ می شود و بهتر است .چون فردا روزی! در زندگی مرد به همسرش سرکوفت نمی زند که خودت اومدی دنبالم !

      مورد بعد اینکه، این خواستن آقا، یک بخش قضیه است. ما در جامعه ایی خانواده محور زندگی می کنیم. ممکن است پسری شما را، خودش انتخاب کند و رابطه عاطفی با شما آغاز کند و قول ازدواج به شما بدهد.ولی وقتی موضوع را به خانواده اش اطلاع داد، آنها شدیدا مخالفت کنند . پس توصیه می شود از روند عرفی، یعنی با شناخت و اطلاع خانواده ها فرآیند خواستگاری صورت بگیرد.

      مورد دیگری که قبل از تمام این موارد باید بدان توجه کنید بررسی احوالات گذشته خود، در برخورد با خواستگاران قبلی است. آیا آنها با معیارهای شما مطابق نبودند؟آیا شما کمالگرایی زیادی به خرج می دهید؟ شاید باید در ملاک های خود بررسی و تعمقی داشته باشید که احیانا دچار خطای شناختی نشده باشید برای کسب مشاوره، می توانید از یک روانشناس حاذق مشاوره بگیرید که انشالله عملکرد خوبی داشته باشید و به شناخت بهتر از خود و نوع انتخابتان برسید. به خداوند مهربان توکل کنید و خیر را از او بخواهید که انشالله” آن پریشانی شب های دراز و غم دل/ همه در سایه گیسوی نگار آخر{بشود!}.

      منبع
  • خواستگارم خوبه ولی من خیلی بهش علاقه ندارم
    • پرسش:
      دختری 26ساله هستم فوق لیسانس و دو ماهه خواستگاری دارم که باهم بیرون رفتیم واسه آشنایی ایشون سی سالشه مدیر یک کارگاه تولیدی هستن تحصیلات لیسانس و خلاصه از لحاظ شرایط مالی اکی هستن. مشکل من اینه که من بعد دوماه هنوز پنجاه پنجاه هستم از نظر احساسی و علاقه حس میکنم اونجور که باید و شاید نیستم و ایشون منو دوست داره محبت هم میکنه همه خانواده من میگن خوبه. ایشون از من جواب قطعی میخواد به نظر شما من اکی بدهم احساسم و علاقم درست و بیشتر میشه؟و مورد دیگه ای که هست اینه که من به قیافه حساسم رو علاقه ام تاثیر داره هم من هم ایشون معمولی هستیم از نظر قیافه

      پاسخ:

      دوست داشتن بسیار مهم است در ازدواج و اینکه در آینده‌ دوست داشتن  پیش میاد یا خیر تضمینی نیست.تردید در انتخاب نتیجه این چیزی که هستم و می‌خواهم باشم به وجود میاد .در انتخاب واقع بین باشید میفرمایید ظاهر تون معمولیست و ایشون هم ممولی هستند و اگر انتظار دارید همسر آیندتون خیلی زیبا باشند این برا خلاف واقع بین بودن است.یک جدول تهیه کنید و سود و ز یان انتخابتون رو یاد داشت بفرمایید و اگه امتیازات شما بیشتر باشد راحت‌تر تصمیم خواهید گرفت.

  • از طرف پسری که دوستش داشتم طرد شدم
    • پرسش:
      حدودده سال قبل به پسری علاقمندشدم.سالهابوداون رونمیدیدم ودرخیالاتم خودم رودراینده بااون تصورمیکردم وخوشبخت میدیدم.بعدازچندسال خودم موضوع رودرمیون گذاشتم باایشون.اماعلاقه ای به من نداشت.حس حقارت میکردم.هرروزبهش فکرمیکردم.تابعدچندسال که دیدمش دیگه ازاین فکررهایی پیداکردم ولی همچنان علاقمندهستم.امادیگه فکرم مشغول اون موضوع نیست.درحال حاضرمن اعتمادبنفسم پایینه بنظرتون دلیلش میتونه طردشدنم باشه یادلیل کاهش تمرکزم فکرکردن بیشتربه این اقا.مشکل دیگه ای که دارم اینه که درانجام اهدافم سستم.بنظرتون میشه ریشه اش این باشه که آیندم و واهدافمو رواین فردخلاصه کردم.میخاستم ریشه مشکلم روپیداکنم.

      پاسخ:

       خوشبختانه شما از فکر و علاقه یکطرفه بیرون آمدید و متوجه شدید که آن موضوع برای شما جز صرف انرژی حاصلی نداشته، پایین بودن اعتماد به نفس و بی انگیزگی در کار ها هم ميتونه از نشانه های باقیمانده از آن دلبستگی باشه که بهتره شما از تکنیک های فراموشی و رمانتیک زدایی که من به دوستان دیگر در سایت دادم استفاده کنی تا بتونی به طور کامل از این شرایط بیرون بیای در ضمن پرداختن به فعالیتهای اجتماعی  جدید و ورزشهای هوازی به تجدید روحیه شما و انگیزه برای زندگی خیلی کمک کننده ست.
      منبع
  • همسرم مرد سرد و بی‌روحی است
    • پرسش:

      دختری عقد کرده هستم 29 ساله لیسانس و همسرم 31 ساله کارشناس ارشد و شاغل با درامد خوب، 16 ماه است عقد کردم از ماه 2 ازدواجم فهمیدم همسرم مردی که اصلا محبت نمیکند بسیار سرد و بیروح میباشد حتی با وجودی که بعد 50 روز یک روز مرا می بیند به علت اینکه همسرم در شهرستان شاغل هستند چند بار من با خانواده ام به منزل پدرش رفتم اما بعد از رفتن خانوادام همسرم مرا تنها میگذاشت و با دوستانش به تفریحاتش میرفت، سکوت مطلق وی راهم خانواده اش به وی گوشزد کردند اما وی همگی را مورد تمسخر قرار میداد حتی برادرانش که محبت نسبت به همسرانشان دارند را مورد دعوا قرار میداد که نباید به زن محبت کرد، سعی کردم از راه گفتگوی دوستانه، مشاوره، محبت کردن وارد شوم اما فایده نداشت، بارها وقتی به وی پیامک میزدم و اعیاد یا تولد و سالگرد ازدواجمان را تبریک گفتم مرا به شدت تحقیر کرد، دیگر خسته شده ام لطفا مرا راهنمایی کنید که چگونه وی را متوجه کنم مشکلم صرفا تفریحاتش نیست من هم حق دارم بعد 50 روز ندیدم زمانی هم برایم بگذارد چگونه بگویم مشملاتم بیشتر از تفریحاتش است نه صرفا تفریحش؟  در ضمن همسرم مرد بسیار بهانه گیری است و مثل کودکان هر چیز کوچکی را بهانه میکند

      من با همسرم هنوز عقد هستم، ایشان با رغبت و اراده خود مرا به عنوان همسر خود،انتخاب کردند و بنا بر اظهار خود و خانواده شان اجباری در کار نبود، همسرم با ازدوجش فقط متاهل شدند نه متعهد حتی بارها این را به من گفتند که من وظیفه ایی در مقابلت ندارم هر نیازی داری به بابات بگو رفعش کنه خانواده ام در تمام مدت همسرم را به دید فرزند خود نگاه میکردند و احترام زیادی برایش قایل بودند

      پاسخ:

      1/ 50 روز را که از شما دور هستند چگونه می گذرانند

      2 / آیا ایشان در این مدت برای این ازدواج که هنوز در کنار هم و در زیر یک سقف قرار نگرفته اید ( اگر درست دریافت کرده باشم . عقد کرد ؟) ارزش و جایگاهی دارند ؟ ایا با علاقه قدم برداشته اند / آیا خواسته ی خودشون بوده ؟ و… دیگر که نیاز هست روشن شود

      به طور کل رفتار و احساس و یا مجموع عملکرد مهم است  . که یک به وجود آورنده و منبع تغذیه دارد که باید آن را شناسایی کنید . 1/ افکار 2/ خاطرات 3/ عوامل بیرونی 4/ عوامل درونی و خروجی آن که نوع شکل آن است به     نیاز     بستگی دارد که اگر بر آورده شود  . به عنوان مثال بغل می کند / دعوت می کند و…   اگر برآورده نشود . قهر می کند / فحش می دهد / داد می زند / قطع رابطه می کند و…

      پس تا مراجعه به متخصص شما شناسایی ها و بررسی دقیق را انجام دهید و در صورت پاسخ به سوالات بالا در خدمتتون هستم

      کلام آخر شما می توانید فقط در خود تغییر ایجاد کنید نه در کس دیگر آن هم اگر بخواهید . اگر شرایط به همین ترتیب که عنوان کردید آسیب جدی حال و آینده را دارید . / دچار خطای عملکردی که حالا عروسی کنیم درست می شود / حالا بچه بیاید درست می شود و… وجود ندارد بلکه نه بهبود نمی بخشد بلکه آسیب را جدی تر و شدید تر خواهد کرد.

      یک نکته بسیار ظریف و مهم را شما بیان کردید . که ایشان با شما متاهل شده اند و نه متعهد . خیلی خیلی خیلی عالی دیدید و مواظب باشید از آن قافل نشوید . ازدواج بر خلاف فرهنگ و نظر عموم جامعه ی ما یک تعهد است    تعهد   تعهد    نا یک تاهل . تاهل یک مسئله ی جانبی آن است که به طور ذاتی در بتن این تعهد نهفته است . و خطای ماها این است که اصل را اصلا نمی بینیم . و تمام دعوا را بر سر چیزی انجام می دهیم که در هوا معلق است . همان تاهل بدون تعهد مثل یک حباب پراکنده در آسمان است که هر لحظه می ترکد و حذف می شود و بزرگترین آسیبش این است که دیگر نمی تواند معلق شود . که این باز در بتن تعهد نهفته است.

      من پیشنهاد می کنم تامل کنید و چشم ها را باز کنید و در صورت عدم  تعهد ادامه ندهید. یعنی مطمئن باشید با این شرایط شما حباب شما می ترکد حالا بعد از عروسی و یا با بچه و پارامتر های دیگر ایجاد شده است . شما بدانید دارید ازدواج نمی کنید و این آسیب است . در زندگی های اطراف خود نگاه کنیم کاملا خواهید دید . در نزدیکان . پدر مادر دایی خاله عمو عمه دختر دایی و…

      این را هم بدانید تعهد چیزی نیست که شما بتوانید در دیگری ایجاد کنید . و فکر می کنم دانش های بیشتری را باید بدست بی آورید.

      منبع

  • هیچ علاقه و دلبستگی به نامزدم ندارم
    • پرسش:
      دختری 26ساله هستم که حدود 8ماه است نامزدکردم البته بدون عقد ،بلافاصله بعداز ترک کسی که باهاش رابطه داشتم به یکی ازخاستگاران جواب مثبت دادم فقط بدلیل ضربه عاطفیم این کار روانجام دادم دراین مدت خاطرات خوش زیادی نداشتیم ایرادات اون رومیبینم تاخوبی هایش را،گاهی فکرمیکردم بخاطروجود سم خاطره انگیز نفرقبلی ومقایسه با اون نمیتوانم نامزدم رادوس داشته باشم به خودم فرصت دادم که وی رابه عنوان مردزندگیم بپذیرم اما تلاشم بی فایده بود هیچ حس دلتنگی یا علاقه ودلشوره به نامزدم ندارم حتی به آدمی که درگذشته باعث آسیب روحی من شد این مدت فقط 1تیکه سنگ شدم و نمیتوانم به وی ابرازعلاقه کنم اما او عجله برای ازدواج دارد0وبرخلاف من0تصور میکند وقتی به خانه بخت رفتیم اوضاع بهتر میشود امامن نمیتوانم چنین ریسکی را انجام بدهم خواهشمندم راهنمایی که آیاواقعا ادامه این نامزدی بنفع من میباشدیاخیر؟

      پاسخ:

      بله درست میفرمایید،دوران نامزدی برای همین شناخت های بیشتر است و قرار نیست آدم ها بعد از ازدواج و شرو ع زندگی مشترک عوض شوند،پس بهتر است عجله نکنید ،مشکلات تان را با کمک مشاور خانواده بررسی کنید و با شناخت و قبول شرایط به مرحله ورود به زندگی مشترک پا بگذارید،در ضمن خودتان هم باید دلایل و اشتباهات رابطه قبلی را پیدا و بررسی کنید تا از تکرار و ورود آنها به رابطه جدید جلوگیری کنید
      منبع
  • من به پسری که قبلا باهاش دوست بودم علاقه نشون میدم ولی اون بی تفاوته
    • پرسش:
      دختر 33ساله هستم.دکترا دارم.3سال پیش با یه نفر دوست شدم و رابطه خیلی نزدیک داشتیم.بعد از یک سال بی دلیل رابطه تموم شد.دوسال هیچ اطلاعی ازش نداشتم.ولی نتونستم فراموشش کنم.چند ماه هست دوباره اتفاقی ارتباط برقرارکردیم ولی حس عمیق من با اون فرق داره.نمیتونم این رابطه رو تموم کنم.خیلی بهش وابسته هستم.واقعا عاشقشم.ولی اون منو جدی نمیخواد.چه کار کنم؟
      پاسخ:

      ماندن در گذشته و عدم پذیرش باعث میشود باز درگیر مسائل گذشته بشویم زیرا پرونده ان رابطه, موضوع یا اتفاق را در ذهن خود بدون بررسی و حل بازگذاشته ایم, و چون هنوز درگیر ان هستیم هر اتفاقی میتواند ما را به ان گره بزند. در واقع روابط عاطفی و یا عشقی  ما که تمام شده اند در اینده مانند چاله ای هستند که اگر به ان نزدیک بشویم لاجرم در ان میافتیم, پس در اولین قدم درباره اینکه تمام شدن رابطه خود را نپذیرفته اید و مدام در گذشته بوده اید بیاندیشید, اگر در حال حاضر تصمیم به جدا شدن از ایشان را دارید با شفاف سازی و اگاه کردن ایشان و ابراز مشکلات با یکدیگر به  نتیجه برسید.
      پس از دوسال افراد در سطوح مختلف تغییر میکنند و شاید دلیل  اینکه میزان احساس شما بیشتر است به این دلیل است که از دوسال گذشته همچنان به این رابطه می اندیشیدید.
      1. شفاف سازی کنید و انچه در ارتباط با ایشان میخواهید را ابراز کنید.توانایی ابراز وجود و ابراز احساسات خود را بکار بگیرید.
      2. با یکدیگر به نتیجه برسید.
      3. به تصمیمی که میگیرید احترام بگذارید
      4. جدا شدن از فرد و رابطه ای  که دوستش دارید ابتدا میتواند شما را با انکار روبرو کند, یعنی عدم پذیرش پس از ان خشم نسبت به فرد مورد علاقه, موانع و افراد و بسیاری موضوع های دیگر و یا اینکه با خود بیاندیشید که نوع رابطه خود را تغییر دهید و تنها دوستی ساده ای داشته باشید, که باز تجربه نشان داده این نوع رابطه هم منجر به بروز مشکلاتی میشود .پس  از ان شما احتمالا دچار افسردگی میشوید و غم از دست دادن عزیز و یا رابطه و مرور خاطرات شما را در گیر خود خواهد کرد, این بحران اگر مدیریت نشود و شما خود را برای عبور از ان اماده نکنید میتواند تا مدتها شما را در بحران قرار دهد, تنها پذیرش و عبور از گذشته میتواند راه صحیح برایتان باشد.
      یک رابطه هر چند عاطفی و عاشقانه, وقتی متعادل نباشد و کارکردهای لازم در جهت سلامت و احساس رضایت دوجانبه را نداشته باشد و افراد برای حل مسائل ان تلاش نکنند لاجرم دچار گسست بین طرفین و عدم رضایت خواهد شد .
  • به استاد زبانم علاقمند شدم ولی از علاقه اون اطلاعی ندارم…
    • پرسش:
      دختري 20ساله هستم مدتي هست که به کلاس زبان ميرم.از همون روزاي اول به استاد زبانم که 25سالشه علاقه مند شدم…راستش من دختر مذهبي اي هستم.چادري و مقيد.اما خوب رفتارم ضد اجتماعي نيست.با آدمايي که باهاشون در تعاملم هستم رفتار دوستانه اي دارم…هيچوقت تصميم ندارم به استادم علاقمو ابراز کنم…من دانشجو ام…15ساله شعر ميگم…آدم احساسي-عقلاني اي هستم…اماخيلي نگرانم…فکرم همش مشغوله…اصلا از علاقه داشتن يا نداشتن طرف مقابلم مطمئن نيستم…همش تو فکرم…
      راهنماييم کنيد.
       

      پاسخ:

      آنچه بسیار مهم و قابل توجه در شما می باشد سن شماست و ویژگی هایی که از خود بیان کردید. قابل توجه است که برای ازدواج شناخت بدن خود از هر لحاظ ودر هرموقعیت اجتماعی/ خانوادگی / فردی/ فرهنگی/و مذهبی و… در اولویت می باشد . و بعد از آن شناخت خود از نظر نیازهای درونی خود و بیرونی با توجه به موقعیت های ذکر شده و برای اینکه خوب آنها را بشناسید آنها را یاد داشت کنید نه اینکه در ذهن مرور کنید و بعد باید در کنار یک متخصص بالینی با دیدگاه آسیب شناسی به بر رسی بپردازید و بعد از شناخت دقیق خود به شناخت طرف مقابل که قرار است برای ازدواج انتخاب کنید بپردازید و آن هم در همان موقعیت هایی که خود را شناختید. مسئله و مرحله ی مهمی است اگر دانش شما عمیق باشد و برای انتخاب اقدام کنید در صورتی که انتخاب موفق هم نباشد آسیبرا برای خود به وجود نمی آورید . این یک دیدگاه کلی از نظر آسیب است و باید در صورت تمایل شما با توجه به شرایط شما باز و تحلیل شود . در صورت تمایل در خدمتم.

      براساس اصل آسیب شناسی سه نکته ی اساسی را اگر ما بتوانیم در هر اقدام رعایت بکنیم طرح ما موفق خواهد بود هرچند که نقص هایی هم داشته باشد.
      1. چه کار بکنیم که آسیب به وجود نیاید.
      2. چه کار کنیم آسیب به وجود آمده را حل بکنیم.
      3. اگر نمی توانیم آسیب را حل بکنیم چه کار بکنیم که زمینه ی ایجاد آسیب در آینده نشود.
      و اگر این سه نکته ی کلیدی در تمام مراحل درمان مد نظر باشد اطمینان بر عدم آسیب را به ارمغان خواهد آورد.

      بر این اساس نگاه من این گونه است . امید وارم دانش من به دانش شما اضافه کند .

      دانش شما اضافه شود نگاه شما تغییر می کند.

      نگاه شما تغییر کرد در احساس و رفتار شما تغییر ایجاد می شود

      رفتار و عملکرد شما تغییر کرد در دیگرات ایجاد تغییر می کند بر اساس نوع رفتار و احساس تغییر یافته ی شما

      اگر در طف مقابل تغییر هم ایجاد نشود به شما آسیب وارد نمی شود.

      پس آنچه مهم است بر اساس تحلیل رفتار متقابل هر آنچه ما انجام می دهیم یا احساس است یا رفتار و یا هردو . و آنچه منبع آن است که به وجود می آورد . یا یک فکر یا یک خاطره  یا عوامل بیرونی یا عوامل درونی و آنچه باعث شکل آن می شود نیاز است اگر نیاز برآورده شود می خندم بوس می کنم . دعوت می کنم و… اما اگر نیاز بر آورده نشود . داد میزن / فحش می دهم / پرت می کنم / قهر می کنم / بهانه می گیرم و…

      بانو عزیز انتخاب بسیار مهمی است در وضعیت هیجانی تصمیم نگیرید

      منبع
  • نمیدونم پسری که بهش علاقمند شدم منو دوست داره یا نه
    • پرسش:
      راستش من به پسری علاقه مند شدم ولی نمی دونم ایشون هم به من علاقه دارن یا نه. من و ایشون باهم دوست نیستم راستش توی موقعیت کاریشون با هم آشنا شدیم. بعضی وقتها انقدر هوامو داره ولی بعضی وقتها انگار خنثی رفتار میکنه. نمی دونم چیکار باید بکنم، شایدم به خاطر موقعیت شغلی که داره این طوری رفتار میکنه ولی باز من سردرگمم نمی دونم چیکار کنم .لطفاً کمکم کنید.
      پاسخ:

      شاید توجه این آقا ( هوامو داره ) علاقه و قسمت عاطفی تصمیم گیری شما در رابطه با خودشو تقویت کرده. لذا هیچ ابزاری برای به یقین رسیدن شما جزء بیان خود ایشون به شما فعلا نیست. اگر تصمیمتون جدی هست و در انتخابتون تا حدی مطمئن هستید چه اشکالی داره شما هم پا پیش بگذارین.

       

       

      منبع

  • به خاطر عدم علاقه به پسر عمم نامزدیمو با ایشون به هم زدم
    • پرسش:
      من دختری ۲۱ساله هستم فوق دیپلم چند وقتی نامزد کردم با پسر عمم ایشون از یک سال پیش از من خواستگاری میکردند و من جوابم منفی بود چون هیچ حس و علاقه ای بهشون نداشتم تا اینکه امسال ایشون دوباره اومدن خواستگاری من از سر دلسوزی بخاطر التماس هاش و حرف اطرافیانم ک ازهمه نظر عالی هستن و میشه روشون واسه زندگی حساب کرد قبول کردم ولی از همون روز خیلی پشیمون شدم ترس ازاینکه من باید یک عمر باکسی زندگی کنم ک دوستش ندارم افسرده شده بودم و کارم همش گریه بود چون هیچ علاقه ای بهشون نداشتم اصلا محبتاشون رونمیدیدم ابرازعلاقه هاش واسم زجراور بود اصلا دلم نمیخاست باهاش حتی حرف بزنم احساس اسارت میکردم تا اینکه نامزدی رو تموم کردم و خیالم خیلی راحته ولی از طرفی عذاب وجدان دارم واسه ایشون و حرف اطرافیانم خیلی ازارم میده ک ممکنه بعدش پشیمون بشی تو باهاش خوشبخت میشدی ولی یک درصد ب من فکر نمیکنن ک علاقه ای ندارم بنظرتون من چیکار کنم چون هنوز ایشون امیدداره ک من نظرم عوض بشه و ب حرف اطرافیانم گوش کنم ب این امید باشم علاقه بوجود میاد؟؟ هرچند ک بنظر خودم نمیتونم هیچوقت دوسشون داشته باشم ممنون میشم اگه کمک کنید
       
      پاسخ:
      دوست بزرگوار شما تصمیم مناسبی رو گرفتین چون نبود علاقه مساله ای نیست که ندید گرفته شود لطفا پایدار باشید در مقابل تصیمتون و به حرفهای دیگران اهمیتی ندهید. شما می توانید در شرایط فعلی درستون رو ادامه بدهید و در موقعیت و شرایط مناسب همسر مورد علاقتون رو انتخاب کنید. موفق باشید.
      منبع
  • علاقه‌ای بهش ندارم ولی همه میگن بعد از عقد علاقه ایجاد میشه
    • پرسش:

      اینکه میگن بعداز عقد علاقه بوجود میاد واقعیت داره من نامزد داشتم اصلا هیچ علاقه بهش نداشتم با اینکه ایشون خیلی ب من علاقه منده عشقش اتیشنه نامزدی رو بهم زدم چون هروز پشیمون تر میشدم احساس اسارت میکردم اصلا علاقه ای بهشون نداشتم و هیچکدوم از محبت ها و ابرازعلاقه هاشو نمیدیدم دوباره اصرار دارن ک برگردم و اینکه بعداز عقد علاقه بوجود میاد با یه مشاور صحبت کردم گفتن اشتباهه و زندگی بدون علاقه بدرد نمیخوره تورخدا کمکم کنید خانوادم خیلی اصرار دارن ک قبول کنم چون پسر خیلی خوبی هستن از همه نظر البته منم چیزی ازاون کم ندارم و خواستگار هم زیاد داشتم ولی الان نمیدونم چیکار کنم امیدوار باشم ک بعداز عقد بوجود میاد یا قبول نکنم هرچند که خودم اصلا راضی نیستم و دوست ندارم که قبول کنم

       

      من واقعا علاقه ای بهشون ندارم هرچند ک ایشون شرایط مطلوبی دارند ولی من هیچکدوم از خوبی ها و شرایطی ک دارند رو نمبینم چون هیچ علاقه ای ندارم بهشون اطرافیانم میگن درست میشه ولی من واقعا ترس ازاین دارم ک بعدازعقد هم چیزی درست نشه چون خودم این حس رو دارم اونوقت دیگه جبران کردنش سخت تره هرچند ک ایشون خیلی ب من علاقه منده و اصرار داره حتی اگه ب ضررم هست قبول کنم همه ایشون رو میبینن ک منو دوست داره ولی هیچکس ب من ک علاقه ای ندارم اصلا توجهی نمیکنه همش میگن درست میشه حتی اصرار دیگران باعث تنفر من از این اقا هم شده اطرافیانم میگن ممکنه دیگه کسی پیدا نشه ک ب این اندازه ب من علاقه مند باشه.

       

      پاسخ:

      دوست بزرگوار بنظر بنده بهتر که به خودتون فرصت بدین و در یک شرایط بهتر و با آرامش بیشتر یکبار دیگر معیارها و ملاکها و شرایط طرف مقابل رو بسنجید و اینکه  انتخاب همسر بعنوان مهمترین تصمیم زندگی هر شخص بهتر است از عجله پرهیز کنید. مسلما دوست داشتن و علاقه داشتن نسبت به طرف مقابل مساله مهمی است برای شروع و پایداری و ثبات زندگی. بنابراین اگر واقعا علاقه ای به طرف مقابلتون ندارید و صرف توصیه خانواده و اطرافیان می خواین وارد زندگی شوید بهتر در تصمیم خودتون صرف نظر کنید.

       

      عقد صیغیه عربی ایست که برای محرمیت خونده می شود.اگر علاقه نباشد چطور این چند کلمه می خواد علاقه و دوست داشتن رو ایجاد کند. خواهر عزیز دوست داشتن یک طرفه ایشون فایده ای ندارد. معمولا قدیمیا همچین طرز تفکری داشتند که بعد عقد مهرش به دلت می شینه. این در حالی که شما نه تنها علاقه ای ندارید بلکه حس تنفر بهتون دست می دهد. لطفا با دقت بیشتر و به دور از فشارهای اطرافیان تصمیم بگیرید.

       

      منبع

  • حدودا دوماهه که از من متنفر شده ولی علاقه من به اون شدیدتر شده
    • پرسش:

      من 22 سالمه یه سالی میشه که از دختر محلمون که 16 سالشه خوشم اومده که البته فامیلمونم هست که خیلی دختر باحجاب و متین و پاکیه و اینو هم بگم ملاک اول من برای ازدواج همین خصوصیاته … خب من از یه سال پیش برای اولین بار وقتی واسه مهمونی اومده بودن خونه ما دیدمش که اون موقع یادمه یه شوخی کردم و اون هم خندید و من یه دل نه صد دل عاشق شدم و از اون موقع تا الان زندگیم کمی عوض شده بعنوان مثال من خیلی ادم سربه هوایی بودم و نماز هم خیلی کم میخوندم که الان خیلی خوب شدم… خلاصه این یه سال من داغون شدم چون خیلی میخامش و شبا خواب ندارم وهر کار میکنم بخاطر اونه ولی یه چیز بگم که من واسه اینکه عشقمو ابراز کنم با یه واسطه(یکی از دخترای فامیل) بهش رسوندم که خاطرخواشم و اونم از شنیدن این خیلی عصبانی شده بود و کلا رابطشو با خانواده ما قطع کرد و بعد یه هفته از اون قضیه ماجرا رو به خانواده گفتم و خواهرمو فرستادم تا باهاش صحبت کنه ولی اون قبول نکرده بود والان حدودا دوماهه که از من متنفر شده ولی علاقه من به اون شدید تر شده و حتی خواهد شد … الان میخام بدونم باید چیکار کنم یعنی دوباره به اتفاق مادرم برم خواستگاری یا دیگه ادامه ندم البته نمیتونم بهش فکر نکنم. کمکم کنید

       

      پاسخ:

      دوست عزیز،همانطور که فرمودید شما توسط واسطه ،علاقه خود را به گوش،ایشان رسانده اید،اما ایشان عصبانی شدند ،بعد هم خواهرتون رو فرستادید که باز هم قبول نکردند ،پس بهتر نیست فعلا به خواست او احترام بگذارید و هیچ اقدامی نکنید در عوض تلاش کنید تا به موفقیتهای شغلی ،تحصیلی،مالی و….برسید و بار سوم دست پرتر ،پا پیش بگذارید .هردو از لحاظ سنی  هنوز خیلی فرصت دارید پس لطفا عجله نکنید.

       

       

      منبع

InstagramTelegrammaghalat