اختلاف سنی

  • پدرم راضی به این ازدواج نیست
    • پرسش:
      دختری هستم 20 ساله دانشجوی روان شناسی هستم  حدود سه ساله با مردی دوست هستم که ده سال تفاوت سنی داریم و قبلا طلاق گرفته من  اشنایی کامل با خانوادش دارم و میدونم مقصر زنش بوده در طلاق . ولی مشکل اینجاس الان که برای خاستگاری میخواد بیاد پدرم قبول نمیکنه چون طلاق گرفته بوده ولی من علاقه ی شدیدی بهش دارم حتی اینقدر دوسش دارم که اصلا یادم میره زن داشته ولی از یچیزی میترسم اونم سنشه میترسم در اینده به مشکل بخوریم با اینکه 30 سالشه رفتاراش مثل یه پسر 20 ساله میمونه خیلی شاده خیلی شیطونه  درصورتی که من اصلا شیطون نیستم ولی بازم ته دلم میترسم توروخدا کمکم کنید نمیدونم چه راهی درسته چه راهی غلط

      پدرمو چیکار کنم چجوری راضیش کنم  ؟
       به نظرتون توی سنش به مشکل میخورم ؟

      پاسخ:

      در مورد اختلاف سن بین شما و آقا، اختلاف زیاد نمی باشد و جای نگرانی نیست. در صورتی که از نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت های فاحشی وجود نداشته باشد. که برای شناخت بیشتر این ملاک ها می توانید تست کتل را هر دو پر کنید و نتایج را مورد تفسیر قرار دهید یا آزمون نئو که ویژگی های شخصیتی را مشخص می کند.

      در جامعه ی ما، خانواده نقش پررنگی دارد و حضور اعضا خانواده و رضایت و ارتباط آنها در فرآیند ازدواج فرزندان امر مهمی به شمار می رود.از اینرو دوستی هایی با قول ازدواج که بدون اطلاع خانواده است در بیشتر موارد با این مشکل مواجه می شوند. تصور کنید پدر و مادری که با زحمت و مهر فراوان فرزندشان را سالها پرورش دادند و حتی خیال بافی آن روزهایی را کرده اند که در انتخاب و مراسم ازدواج فرزندشان سهم داشته باشند و بهترین اتفاق و خوشبختی را برای فرزندشان رقم بززند ..ولی  چنین داستانهایی این آرزوها را نقش برآب می کند.مطمئنا پدر محترم شما تجربه گرانقدری دارد، مویی سفید کرده و خطی بر پیشانی انداخته .در سالهای عمرش انسانها و مردان بیشتری از شما را دیده و تجربه ارزشمندی دارد، مخالفت او بی حکمت نیست و چیزی جز خوشبختی برای فرزندش نمی خواهد.شما دو را پیش رو دارید یا تسلیم خواست والدین شوید و به احترام آنان قید این رابطه را بزنید یا اینکه آنها را راضی به پذیرش این ازدواج کنید.ولی اگر والدین شما با زور و اجبار تن به درخواست شما دهند، فردا روزی اگر مشکلی در زندگی مشترکتان پیش آید، این حرف را زیاد خواهید شنید” که خودت اصرار کردی و خودت این انتخاب را کردی”، مهمتر از این اینکه چه خوب است فردی که به عنوان همسر شما و داماد وارد خانواده شما می شود مورد پذیرش و احترام کمال و تمام از طرف خانواده شما باشد نه اینکه به او به عنوان وصله ناجور نگاه کنند. پیشنهاد می کنم مدتی رابطه عاطفی را با این آقا قطع کنید تا به شناخت بهتری در تصمیم گیری برسید و از هیجانات شما کاسته شودو اگر تصمیم به انتخاب گرفتید حتما از مشاوره پیش از ازدواج بهره ببرید.

      منبع
  • تفاوت‌ها مرا در انتخابم گیج کرده
    • پرسش:
      دختری22ساله ام 6سال است با پسرخاله ام ک31ساله است رابطه دارم .اولا اختلاف سنی ما زیاد است از طرفی وضعیت درسی وشغلی من نامعلوم است از طرفی رابطه خیلی کش دار شده است .من مایلم ک سریعتر تکلیفم مهلوم شود و تصمیم ی بگیرم اما او بیان میکند ک من معیار های مورد نظره او را ندارم هنوز ان استقلال مالی و استقلال شخصیتی ام را ،چون من رشتهمهندسی معماری میخوانم اما هنوز با ان راحت نیسم ممطمئن نیستم ان رابخواهم با بی میلی درس میخوانم اما حاضر به ترک تحصیل و رهاکردن ان هم نیستم به ناچار وارد این رشته شدم و بی میلم اما از اینکه چه رشته ای راهم دوست دارم اگاه نیستم حقیقتا.بهمین علت او این موضوع را مانعی برای ازدواج وتصمیم گیری اش میداند اما همچنان رابطه برقرار است من نیز بعلت اینک میترسم ادمی بخوبی او بهتر از او برخورد نداشته باشم از خروج از رابطه امتناع میکنم یعنی چند باری تصمیم گرفتم و قطع کردم اما انگار موفق به قطع ارتباط نیسم و وابستگی دارم حالا یکی بحث اختلاف سنی ،یکی بحث مورد خواست او نبودن،از طرفی تفاوت در وضعیت شغلی و تحصیلی ماست والبته کمی تفاوت اقتصادی خانواده ها  این عوامل من را گیج کرده لطفا راهنمایی کنیدممنون
       
      پاسخ:

      نگرانی شما در مورد اختلاف سنی بی مورد است.این اختلاف غیر طبیعی نیست که نگران آن باشید. در مورد درس و کارتان به صورت جداگانه می توانیم بعدا صحبت کنیم که چطور به انتخاب برسید ، اما برای شروع زندگی مشترک عامل بازدارنده ایی نمی باشد. عامل مهمی که باید آن را در نظر بگیرید میزان شناختی است که از طرف مقابلتان در این مدت کسب کرده اید. میزان تعهد او- میزان مسئولیت پذیری او- آیا به نظر شما قادر به اداره یک زندگی مشترک با همه مسائل و مشکلاتش است؟ در ضمن بنده نظر خانوادهایتان را در مورد این رابطه و ازدواج نمی دانم. پس بهتر است بیشتر راجع به تصمیمتان فکر کنید.
      منبع
  • خواستگارم از من کوچکتره
    • پرسش:

      دختري ٣٢ ساله هستم و ليسانسه و تك فرزند هستم و از خانواده اي متوسط رو به بالا، ٢ سال با اقايي آشنا شدم كه از نظر ظاهري اجتماعي و خانوادگي هم سطح هستيم و بعد از مدتي از من خواستگاري كرد و خانوادش منو ديدن ولي چون من يكسال از ايشون بزرگترم مخالفت كردن و در نهايت آقا خانواده رو راضي كرد و گفت با خانوادت صحبت كن كه بيايم خواستگاري ولي هر چي ميگذره ايشون ترسش بيشتر ميشه و ميگه همه دوستان و … منفي بافي ميگن و با اينكه خودش هم قبول داره ولي اين ترس روي من هم اثر گذاشته. و ما بدون درنظر گرفتن احساس تا جايي كه ميشد انتخاب كرديم تا اينكه صحبت مهريه و حق طلاق و.. شد و خونواده من گفتن سكه اصلا مهم نيست ولي حق طلاق انتخاب مسكن و سفر و كار رو بايد بده و اين آقا قبول نميكنه چون از اول به من گفت من قبول نميكنم و من فكر كنم اين نظراز طرف خانوادش هست.با اينكه نميتونم و دلم نمياد رو حرف خانوادم حرف بزنم ولي ايشون رو هم نميتونم از دست بدم. لطف كنيد شفاف راهنماييم كنيد كه ترس اين اقا از قبول نكردن حق و حقوق چيست!!؟ و چه جوري ميتونم راضيش كنم؟ چون احساس ميكنم همه خواسته هاي ايشونه و من هيچ كاره. چون مهريه كم حق و حقوق نه و زندگي در واحد بالايي خونه ي پدرش اينا.

       

      پاسخ:

      دوست عزیز ،ترس و نگرانی شما یا خانواده،برای گرفتن این حقوق ازچيست ?شاید پاسخ به این سوال آسانتر باشد چون مرتبط به خود شماست ،و احتمالا وقتی پاسخ این سوال را دريابيد،شاید پاسخ ترس ایشان از قبول کردن این حقوق را بیابید.
      زمان مناسب برای ازدواج زمانی است که فرد به چهار بلوغ ،جنسی،روانی،شناختی و عاطفی برسد،واگر چنین باشد شما به عنوان دو انسان بالغ می توانید مسئولانه  توافق کنید ،تصمیم بگیرید و در این تصمیم متعهد بمانید،در غیر اینصورت افراد دیگر ملاکها و تصمیم گیری را تعیین می کنند و شما یا می پذیرید یا رد می کنید.
      با آرزوی بهترین انتخاب
      منبع
  • اختلاف سنی و تحصیلی دلیل مخالفت خانوادم با ازدواجمه
    • پرسش:
      دختری هستم 30 ساله. حدود 1 سال با پسری 25 ساله دوست هستم. قصد این اقا ازدواجه. ولی خانواده من به دلیل اختلاف سنی و تحصیلات مخالف هستند. خودم هم نمیتونم تصمیم درست بگیرم. بین عقل و احساسم گیر کردم. همچنین این اقا معتقده که بدون من نمیتونه زندگی کنه و اگه ترکش کنم نابود میشه. بایدچی کار کنم؟

      پاسخ:

      دلیل پسر با عقل همراه نیست و شما بهتر است با مشاوره قبل از ازدواج همراه شوید . اختلاف سنی در بعضی شرایط بسیار مهم است و مهم تر از هر چیز دیگر خانواده است .

      ببینید مهمتر از دونفر در ازدواج اول خانواده است که باید از نظر شجره نامه/ ساختار خانواده/کیفیت و کمیت عاطفه در خانواده/اعتقادات دینی/سیاسی/روابط خانواده با افراد درجه 1و2/ موقعیت اجتماعی/تحصیلات و شغل اعضای خانواده/تفریحات و سرگرمی/ مرحله رشد و تکامل خانواده/وضعیت سلامت و بیماری/ حوادث و اتفاقات در خانواده /و… مهم است که باید بررسی و همخوانی داشته باشد . وبعد بیش از 20 ویژگی فردی طرفین باید بررسی شود و در نهایت نتیجه آزمون ها و در نهایت 4 گروه و نظر در مورد دو نفر طرح می شود ./ 1 ازدواج کاملا مثبت/2 کاملا منفی /3 نسبتا مثبت /4 نسبتا منفی // روند کار مصاحبه بالینی /آزمون /تفسیر آزمون و مصاحبه بالینی و نظر درمورد وضعیت ازدواج.به 4مورد بالا که ذکر کردم.
      منبع
  • یا باید خانوادمو انتخاب کنم با پسر مورد علاقمو
    • پرسش:
      دختری هستم 22 ساله و دانشجوی سال آخر کارشناسی…فرزند دوم و آخر خانواده(یک خواهر 30 ساله دارم)
      من 3 ساله که با کسی در ارتباطم… سن این آقا 30 سال است…از اقوام دور ما هستند… ارتباط ما خیلی خیلی خوب و پر از عشق ..از هر نظر و در هر زمینه با هم هم نظریم…خیلی هم دیگرو دوست داریم
      متاسفانه خانواده ی من مخالف ازدواج با این آقا هستن…دلایل مخالفتشون : “اختلاف سنی….طلاق پدر مادر این آقا….سطح خانواده ها هم از نظر مالی هم کم و بیش فرهنگی به هم نمیخوره…”
      در کل خانواده ی پراکنده ای هستن…این آقا با مادرشون زندگی میکنن…اما با پدرشون هم در ارتباطن…خانواده ی اونا خیلی خیلی من رو دوست دارن و محبت دارن… اما وقتی این قضیه مطرح شد خانواده ی من به شدت مخالفت کردن..به حدی گفتن یا ما یا اون شخص!!!! به هیچ عنوان هم راضی نمیشن
      من نمیدونم چیکار کنم..خانوادم رو دوست دارم و نمیخوام از دستشون بدم..اما واقعا این آقا رو دوست دارم و با توجه به شناختی که دارم میدونم میتونم باهاش خوشبخت شم….حالا خانوادم منو مجبور کردن که ارتباطم رو قطع کنم…شما نظرتون چیه؟ چجوری راضیشون کنم؟ آیا ادامه ی رابطه بدون اطلاع اونا درسته؟
       
      پاسخ:
      ازدواج مهمترین و در واقع بزرگترین تصمیم افراد در طول زندگی محسوب می شود.اگر درست انتخاب صورت گیرد باعث رشد و بالندگی و ترقی فرد خواهد شد و اگر خدایی نکرده این انتخاب نادرست باشد تبعات جبران ناپذیر از جمله مشکلات روحی و روانی را در پی خواهد داشت.با این مقدمه می خواهم به اهمیت انتخاب درست و مشخص کردن معیارها و ملاکهای ازدواج و از جمله یکی از ملاکهای انتخاب همسر بحث کفویت و مشابهت خانوادگی است.همان طور که خودتان هم می دانید ازدواج به معنای ترکیب دو نفر تنها نیست بلکه ارتباط و هم بودی خانوادها هم مطرح می شود.توصیه می شود این امر مهم نادیده گرفته نشود.حمایت و پشتیبانی خانواده چیزی هست که حتی بعد از ازدواج هم ما به آن نیاز داریم شما باید این مساله رو هم در تصمیم گیریتان دخیل دهید
      .تصمیم گیری از سر احساسات صرف مشکل دیگری است که متاسفانه ممکن است بخاطر فوران عشق و محبت و دوست داشتن ما چشمامون رو بر بسیاری از مسایل ببندیم .دوست داشتن و عشق و علاقه خیلی خوبه به شرطی که تنها علت انتخاب ما نباشد.
      دوست خوبم توصیه می کنم بسیار دقت داشته باشین و در نهایت آرامش یکبار دیگر  به ملاکها و معیارهاتون توجه کنید و با در نظر گرفتن همه جوانب تصمیم عاقلانه اتخاذ کنید.آرزوی خوشبختی و موفقیت برای شما دارم .
      منبع
  • ازدواج دختر با پسر کوچکتر از خودش کار درستیه؟
    • پرسش:
      یه دختر 29ساله هستم با یه آقای 24ساله آشنا شدم مدت چند ماه که با هم ارتباط داریم و ارتباطمون اصولی قصد ازدواج داریم،از لحاظ فکری،خانوادگی،فرهنگی،مالی در یک سطح هستیم میخواستم بدونم آیا این اختلاف سنی بعدا برامون مشکل ساز میشه؟ایا زن از همسرش بزرگتر باشه کار درستی هست یا نه؟
       
      پاسخ:

      معمولا توصيه مي شود كه از نظر سني مرد 6-3 سال از زن بزرگتر باشد. ولي در مورد شما اين مرد است كه 5 سال كوچكتر است و اين يك ريسك فاكتور براي ازدواج شما است. هرچند كه عوامل ديگر هم بايد در نظر گرفته شود كه بنده در حال حاضر اطلاعي از آنها ندارم. به هر حال اگر در اين باره خيلي جدي هستيد بايد با مراجعه براي مشاوره پيش از ازدواج هم شناخت و ارزيابي دقيقي نسبت به يكديگر پيدا كرده، مهارتهايي را بياموزيد و با چالش هايي كه اين تفاوت سني و يا تفاوت هاي ديگر مي تواند برايتان بوجود بياورد آشنا شده و بتوانيد تصميم مناسبي بگيريد.
      منبع
  • با دختر مورد علاقم اختلاف سنی و تحصیلی دارم
    • پرسش:
      پسری هستم 25 ساله با دختر 30 ساله ای رابطه درست دارم وهدفم ازدواج است هر دو شاغل بنده لیسانس عمران شغل ازاد و طرفم دانشجو دکترا خانواده بنده تقریبا موافق ولی خانواده طرف مورد نظرم مخالف میخواستم بدونم در اینده بعد از ازدواج مشکلی پیش می اید یا خیر؟!
       
      پاسخ:

      شما همین الان سه تا ریسک فاکتور دارید. 1- سن دختر بیشتر است و آن هم حدود پنج سال. 2- اختلاف مقطع تحصیلی به اندازه دو مقطع و آن هم دختر بیشتر است. 3- مخالفت. یکی ازخانواده ها.
      با بررسی بیشتر و گرفتن تست های شخصیت اطلاعات دیگری نیز بدست می آید که بسیار مهم می باشد. مراجعه برای مشاوره پیش از ازدواج در خصوص این کیس و یا ازدواج با هر فرد دیگری توصیه می شود.
      منبع
  • فاصله سنیم با دختری که انتخاب کردم زیاده
    • پرسش:
      من 32 سال دارم ومیخواهم همسری انتخاب کنم که سنش نزدیک به من باشه دوستم خانم پرستاری بهم معرفی کرد من دو سوال دارم یکی اگر زن شاغل باشه چه خوبی و چه بدی داره
      و همچنین انتخابم چطوره منظورم اینکه دنبال دختر 20 ساله نباشم دنبال دختری باشم که اختلاف سنیش با من کم باشه یعنی دخترانی که فاروغ تحصیل شده باشند(کسی که هدفمند باشه)
       پاسخ:

      ببینید مهمتر از دونفر در ازدواج اول خانواده است که باید از نظر شجره نامه/ ساختار خانواده/کیفیت و کمیت عاطفه در خانواده/اعتقادات دینی/سیاسی/روابط خانواده با افراد درجه 1و2/ موقعیت اجتماعی/تحصیلات و شغل اعضای خانواده/تفریحات و سرگرمی/ مرحله رشد و تکامل خانواده/وضعیت سلامت و بیماری/ حوادث و اتفاقات در خانواده /و… مهم است که باید بررسی و همخوانی داشته باشد . وبعد بیش از 20 ویژگی فردی طرفین باید بررسی شود و در نهایت نتیجه آزمون ها و در نهایت 4 گروه و نظر در مورد دو نفر طرح می شود ./ 1 ازدواج کاملا مثبت/2 کاملا منفی /3 نسبتا مثبت /4 نسبتا منفی // روند کار مصاحبه بالینی /آزمون /تفسیر آزمون و مصاحبه بالینی و نظر درمورد وضعیت ازدواج.به 4مورد بالا که ذکر کردم.

      کارمند بودن معایب و حسن های آن بستگی به فرد و نوع نگاه هر کس دارد و در صورتی می توان شما را در این خصوص راهنمایی کرد که شناخت در مورد شما وجود داشته باشد. اما از نظر کلی شما یک بعد اقتصادی / روابط اجتماعی/ تربیت فرزند / امنیت فضای داخلی و خارجی خانواده می باشد.// که می تواند مثبت و منفی بودن را رقم بزند.

      فاصله ی سنی 12 سال آسیب است و مهم است فاصله ی سنی در تعامل با موارد بالا ذکر شد قابل تغییر است. ولی بهترین فاصله تا 5 سال می باشد البته این نکته با توجه به شرایط سنی فرق می کند .

      منبع
  • مادر خواستگارم با ازدواج ما مخالفت میکنه
    • پرسش:
      دختری 30 ساله هستم.یک سال با پسری در ارتباط هستم که قصد ازدواج داریم.ولی مادر این پسر به دلیل همسن بودن من با ایشون مخالف ازدواج ما هستند.ومادر ایشون حتی حاضر نیستند یک جلسه برای دیدن من به منزل ما بیایندو قصد دارند با معطل کردن , پسرشان را از این ازدواج منصرف کنند.من چند سری این رابطه را قطع کردم ولی باز این رابطه ادامه دار شد و این پسر از من خواست بازم صبر کنم و زمان بدم تا مادرش راضی شود .
      پاسخ:

      شما حتما قبل از هرکاری به دلیل سن بالا و ثبت هویت و مخالفت شدید مادر به مشاوره قبل ازدواج مراجعه و از آن راه وارد عمل شوید تا آسیب نبینید و شروع خوبی داشته باشید.
      منبع
  • اختلاف سنی 10 سال برای ازدواج مشکل‌ساز میشه؟
    • پرسش:
      آیا اختلاف سنی 10 سال در یک ازدواج که دختر 25 سال و پسر 35 سال دارد میتواند مانع باشد یا خیر؟
      پاسخ:

      دوست عزيز در هر ازدواجي يك سري ريسك هست كه بايد با اون جلو بري اگر ميگن كه در ازدواج بايد اين شرايط ( اختلاف سن – سطح فرهنگي – اختلاف طبقاتي و …..) رعايت بشه به اين دليله كه درصد اين ريسك تا اونجایيكه ممكنه كم و كمتر بشه ولي هيچوقت صفر نميشه . شما بايد ملاكها و معيارهاي مهم براي خودت رو در نظر بگيري و ببيني ايا اين شخص اون معيارهاي مورد نظر شما رو داره يا نه.  شما بايد خواست خودت رو در درجه اول قرار بدي . اين 10 سال اختلاف سنتون ازديد خيليا بد و از ديد خيليهاي ديگه ميتونه چيز عادي باشه . مهم اينه كه شما با توجه به شرايطي كه اون اقا داره بتوني احساس ارامش در كنارش بكني .
      مشاوره پیش از ادواج هم یادتان باشد.
      منبع
  • با خواستگارم 14 سال اختلاف سنی دارم
    • پرسش:

      دختری ۲۷ ساله هستم.فوق لیسانس دارم و به تازگی درسم تمام شده.آقایی اجازه خواستگاری خواستند که توسط یکی از مسولان دانشگاه من به ایشون معرفی شده بودم.ایشون ۴۱ سال سن دارند و دانشجوی سال آخر دکتری هستند. در آموزش و پرورش استخدام هستند و از لحاظ مالی وضعیت خوبی دارند.ایشون بعد از فوت پدرشون سرپرست خانواده شدن بخاطر همین دیر به فکر ازدواج افتادند.الان پدرم مشکلشون واسه اجازه دادن برای خواستگاری سنشونه.پدرم ایشونو دیدن گفتن آدم بدی به نظر نمیرسیدن فقط بخاطر تفاوت سن که ۱۴ ساله دو دل هستند.به نظر شما این تفاوت سن مشکل سازه؟من چیکار کنم

      پاسخ:

      ملاك ها بيشمارند و علاوه بر سن و تحصيل  شامل ظاهر، وضعيت اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي خانواده ها، سلامت جسمي و رواني ، مسائل مذهبي و اعتقادي، همساني فكري و عقيدتي در مسائل اجتماعي و حتي سياسي و  … مي شوند

      علاوه بر اينها ويژگي هاي شخصيتي هم مهم اند. مانند استقلال، مسئوليت پذيري، برون گرايي يا درونگرايي، حسن خلق و ….

      راه شناخت اين موارد در تعامل با يكديگر و در طول زمان است. بهره گيري از مشاوره پيش از ازدواج و حتي انجام تستهايي در اين زمينه ميتواند به شما كمك كند.

      حال درباره سوال تان. بهتر است سن پسر 8-2 سال(ميانگين 5 سال) از سن دختر بيشتر باشد. ولي با اين حال نمي توان حكم قطعي داد. چرا كه ملاك هاي ديگر هم  بايد مورد توجه قرار گيرد. و در صورت تناسب ديگر ملاك ها اين اختلاف سني مي تواند مورد اغماض قرار گيرد. چراكه ما جوانان 30 ساله اي را داريم كه فرتوت شده اند و در عوض 40 ساله هايي را مي بينيم كه شاداب اند. در صورت نياز به مشاوره قبل از ازدواج خوشحال مي شوم كمكتان كنم.

      منبع

  • به خاطر شکست قبلی و تنهاییم این ازدواج به صلاحم هست؟
    • پرسش:
      دختری هستم 21 ساله که حدودا 3 سال پیش به شکل سنتی نامزد کردم با پسری که با هم اختلاف فرهنگی زیادی داشتیم بطوری که خودش و خانوادش خیلی سنتی فکر میکرون ولی خانواده ما نه به این اعتقاد دارن که زندگی زناشویی و مشترک دو طرفه هست و باید هر دو نفر در تصمیم گیری و غیره شریک باشن خلاصه 4 روز بعد از عقد به مشکل خوردیم یه سری مسائل مثل استمنا گرا بودنش و اینکه تظاهر به خوب بودن میکرد اما نبود اذیتم میکرد بعد از 6 ماه شدیدا بمشکل خوردیم و الان بعد از 3 سال کارمون به دادگاه رسیده
      تو همین مابین با کسی اشنا شدم که اول به عنوان همسر دوستم شناختمش و بعد از رفت و امد بیشتر فهمیدم که 2 ساله طلاق گرفتن و فقط به خاطر یه سری مسائل مالی که باید حل بشه تو یه خونه هستن با دختر 10 سالشون
      بعد از 1 ماه که فهمیدم جداشدن.بهم ابراز علاقه کرد در حظور زن ثابقش چون تموم شده بود
      من هم که احساس تنهایی میکردم قبول کردم الان 4 ماه میگذره و تو این مدت 1 بار اون 1 بار من خودکشی کردیم سر اینکه قهر کردیم و خواستیم همدیگرو ترک کنیم ادم مغروری هست و یه مقدار خودخواه بد دلی هم یکم داره و تو این مدت رفتارایی ازش دیدم که حاکی از شکاک بودنش بود
      و حالا میخوام بدونم با این شرایط که یه دختر 10 ساله داره و 32 سالشه و من 21 سالمه و خییییلییییی زیاد بهش علاقه دارم و احساس میکنم که اونم همین حس رو داره من باید چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید
      پاسخ:
      هویت شما تا 25 سالگی در حال تغییر است و لی فرد مورد نظر شما هویت او ثابت شده است 2/ شما الان انتخاب و مراجعه تون به خاطر تنهایی و رهایی از این موقعیت است نه خود ازدواج و عمل دارید همان خطای اولی را به شکل دیگر انجام می دههید 3/ نشانه هایی که در فرد مورد نظر بیان کردید نیاز به مراجعه به متخصص دارند و واقعا قابل تغییر نیست چون هویت ایشون شکل گرفته و شما بعد از چند ماه به مشکل بر خواهید خورد.به نظر من رجوع به یک متخصص می تواند به شما کمک کند
      منبع
  • با خواستگارم 19 سال اختلاف سنی داریم
    • پرسش:

      دختری هستم 24 ساله ،نوازنده و دانشجوی رشته برق … مدت سه سال هست با مردی آشنا شدم که بسیار از لحاظ روحی با من مطابق هستند. و یک سال هست که با قصد آشنایی برای ازدواج با هم دوست هستیم. ایشون مرد بسیار خوش اخلاق و فهمیده و درستکاری هستند…  اما نوزده سال از من بزرگترن. یک ازدواج ناموفق داشتن و فرزند ندارن.  مردد هستم !  از طرفی من تا به حال نتونستم با کسی دوست باشم و با اینکه پسرهایی که سر راهم بودن آدمهای خوبی بودن اما من سخت گیر هستم و روحیات خاصی رو از طرف مقابلم توقع دارم ، که این آقا توقعات من رو تا حد خیلی خوبی برآورده میکنن و حرف دل من رو میفهمن… تفاهم ما باعث علاقه مندی ی ما به همدیگه شده.. اما همه من رو ازین اختلاف سنی میترسونن!  اختلاف سنی که هیچ خللی تا به حال در رابطه ما ایجاد نکرده… با توجه به اینکه ایشون بسیار منعطف هستن و به اصطلاح دلشون هم جوونه.

      پاسخ:

      رعایت فاصلة سنی مناسب در ازدواج از دو نظر دارای اهمیت است یکی از نظر روانی و دیگری از نظر فیزیولوژیکی.

      از نظر روانی، فرضاً ازدواج یک مرد میان‌سال با یک دختر جوان به‌دلیل تفاوت فاز روانی ممکنه اون خوشحالی لازم رو نداشته باشند. چراکه انسان‌ها از نظر روانی در سنین مختلف دارای ویژگی‌های متفاوتی هستند و اگر این فاصلة سنی در انتخاب همسر رعایت نشود دیر یا زود به‌علت عدم ارضای نیازهای روانی، زن و مرد دچار اختلاف شده، از سوی دیگر مرد میان‌سال برای ارضای نیازهای همسر جوانش مجبور به تظاهر جوانی و رفتارهای نامناسب با سن خود می‌شود که نتیجه‌اش انحراف از مسیر طبیعی زندگی است.طرفین در دو دنیای متفاوت جوانی و میان‌سالی هستند، علاوه بر جنبه‌های روانی و عاطفی، ارضای غریزة جنسی نیز مسئلة مهمی است. بنابراین، زن و شوهر از نظر عقلی، فیزیکی، تجربی، جنسی و هیجانات روانی و حتی در بیشتر رفتارهای اجتماعی و اخلاقی باید نزدیک و هماهنگ باشند تا اختلافات فکری، به‌وجود نیایند.

      باید بین سن زوجین تناسب منطقی و قابل توجیهی وجود داشته باشد و این فاصلة با درنظرگرفتن موقعیت جغرافیایی، عوامل فرهنگی و اجتماعی متفاوت خواهد بود

      در مجموع به نظر من دوست عزیز ,  چون این اختلاف بالای ده سال است، می تواند سبب بروز بعضی مشکلات شود، چرا که شما در دو دوران متفاوت از رشد سنی و روانشناسیک قرار داشته و بالطبع خواسته ها و انتظاراتتان می تواند متفاوت باشد.

      منبع

  • دختری که باهاش دوستم رابطمونو جدی نمیگیره
    • پرسش:
      پسری 24 ساله فارغ التحصیل مهندسی هستم.3 سال هست که با دختر خانمی که 4 سال از بنده بزرگتر و فارغ التحصیل ارشد روانشناسی عمومی هستند در ارتباط نزدیک هستم. هدف بنده ازدواج است و نگاه آینده نگرانه ای نسبت به رابطم دارم. ایشون اما خیلی آزادانه فکر میکنند طوری که فکر میکنم قید و بندی برای خود قاءل نیستند. خیلی بحث بینمون پیش آمده اما چون همدیگه رو دوست داریم کنار اومدیم. ایشون از نظر احساسی به فرد دیگه ای فکر نمیکنن ولی بنده رو هم همیشه در لبه تردید میذارن… طوری که به عنوان مرد احساس میکنم نقش اصلیم رو در رابطه ایفا نمیکنم.گاهی پیش آمده 2 ماه با حالت قهر به هم فرصت فکر کردن دادیم اما دیدیم اختلافاتمون واقعا چیزی نیست که بابتشون جدا شیم! برای من این رابطه حتی از ازدواج رسمی با ارزشتر و قویتره… معمولا هم من ازش عیب میگیرم و بحث ایجاد میکنم.. چون من قبل ازین رابطه رابطه دیگه ای نداشتم ولی خانمم آدم با تجربه ای هست، اغلب این ظن رو دادم گه من هم یک مورد هستم شاید تو زندگیش جدی نیستم… و این عمیقا من رو آزار میده؛ چون عمیقا دوستش دارم و هر کار که از دستم برمیاد براش انجام میدم. از بزرگتربن چیزهایی که گاها آزارم میده اینه که خانم بدون هیچ ترسی دوست دارن آرادانه با آقایون مثل خانمها ارتباط اجتماعی داشته باشه … اما خودم قویا ایمان دارم که به من خیانت نمیکنن.
      مثلا به عنوان نمونه… یکبار خیلی آرام و دوستانه بهشون گفتم عزیزم در استفاده از اپلیکیشین های ارتباطی تلفن احتیاط کن و رعایت بعضی چیزهارو بکن… همینطور در استفاده از فیس بوک و این چیزها… اما خیلی تند عکس العمل نشون داد که  من حق ندارم اینطور مسایل رو بهش بگم… حتی ممکنه از این حرفش ناراحت بشه، اما غرورش رو نمیشکنه و عذرخواهی نمیکنه.
      خیلی وقتها فکر میکنم رابطمون رو جدی نگرفته… و خیلی از مساءل رو به شوخی میگیره… یا شاید اگر هم جدی باشم براش، یک دوستی جدی گذرا!  چیزی که من اصلا نمیخوام… از ابتدا هم باهاش درمیون گذاشتم و همیشه بهش میگم…
      نکته ای که هیت اینه که وقتی من و اون فقط باهم هستیم هیچ چیز نمیتونه توجه مارو از همدیگه کم کنه… همین که کمی از هم دور میشیم و کمتر ازهم خبر داریم نگرانیهای من شروع میشه… محافظه کار میشم و تذکرهای پیاپی من شروع میشن… در نتیجه اون خسته میشه و بحث پیش میاد.
      من واقعا برای رابطمون زحمت کشیدم، و احساس میکنم با رعایت بعضی چیزها میتونم این مساءل رو برطرف کنم البته بر این باورم که خانمم هم باید بعضی چیزها رو مراعات کنن… اما گیج هستم… لطفا راهنماییم کنید.
      پاسخ:

      اولین نکته که خیلی مهم است و باید بدانید و واقعا روی آن تفکر کنید این است که ./ هیچ کس نمی تونه کس دیگر رو تغییر بده تا اون طرف خودش نخواهد . / یعنی اگر فکر می کنی من می تونم برای تو کاری انجام بدهم اشتباهی است و بهترین زمان های عمرم از دست رفته است . من می تون فقط دانش خود م را به تو اضافه کنم و درمقابل ./    (که خیلی خیلی خیلی مهم است) اگر شما تمایل داشته باشی به دانش خودت اضافه کنی آنها را دریافت می کنید و بعد به واسطه ی دانش شما اضافه شده است نگاه شما احساس و رفتار شما تغییر می کند و وقتی نگاه شما تغییر کرد احتمالا در دیگری تغییر ایجاد می کند و اگر تغییر ایجاد نکرد شما آسیب نمی بینید . مثلا در مثال شما که خود بیان کردید با اضافه شدن دانش شما شما محافظه کار نمی شید. موقعی محافظه کار نشدید تذکر های پیاپی شما داده نمی شود . موقعی تذکر های پی یا پی نبود . اون خسته نمی شه و وقتی خسته و کلافه از شما نباشد بحث پیش نمی آید . / و در ثانی اگر یک تذکر دادید و او با همان یک تذکر هم خسته شد و بحث کرد شما ادامه دهنده ی اون نیستید و فکر و دریافت تون به این نیست که به تو توهین شده یا زیر سوال رفتی بلکه ایده ی خودت را بیان کردید و ایشون می تونه موافق باشد و یا نباشد .

      اما در صورتی می توانید ناراحت شوید که تک تک مواردی را که برایمان مهم است به اشتراک رسیده باشیم و هردو باهم برای خود تعهد ایجاد کرده باشیم برای رسیدن به یک هدف مشترک به آن پایبند باشیم . /

      در ادامه آنچه خیلی مهم است چون در شرایط رابطه قبل از ازدواج هستید و این برای شما محکم مشخص است و معلوم نیست با بیان شما که طرف مقابل شما هم واقعا همین نظر را دارد یانه . این است که عروسی کنیم درست می شه / بعد رفتیم زیر یک سقف خودم می سازمش / از پدرو مادرم جدا شدم فرق می کنه/ بچه بیاد حل می شه / خونه داشته باشیم/ ماشین باشه/ دکترام را بگیرم/ سر کار برم و…  هیچکدوم از اینها آن تصور که ما داریم با عمل فرق دارد و فقط و فقط شما می تونی در خود تغییر ایجاد کنی آن هم با شرایطی که گفته شد .

      نکته ی مهم دیگر حدود 50 مورد را باید شما باهم به توافق برسید و بعد می تونید به عنوان یک زوج در کنار هم زیر یک سقف قرار بگیرید.

      و از همه مهمتر اینکه گفتید برای رابطه تون زحمت کشیدید . اگر ملیاردها هزینه کرده باشید و لی در پارامتر های اساسی قبل از آن با تایید نرسیده باشید و به علت وابستگی که در این مدت به وجود آمده وارد ادامه زندگی شوید بدانید شما آسیب را مثل اینکه خورشید زیر ابر است و از تو آسمون حذف نشده / برای خود قرار می دهید و به محض اینکه عروسی کردید یا 6 ماه یک سال و… گذشت خود رو نشون می دهد که آن موقع خیلی سخت تر از الان خواهد بود

      در نهایت برای آنچه می خواهید در آینده زمان بگذارید الان زمان بگذارید . باید الان چشم ها را واقعا باز کرد و تظاهر به دیدن نکرد با چشم بسته و فکر کنیم که باز است .

      منبع
  • با خواستگارم 14 سال اختلاف سنی دارم
    • پرسش:
      دختری هستم 21 ساله دانشجوی کارشناسی تربیت بدنی هستم.من یک خواستگاردارم كه باهمدیگر14 سال اختلاف سنی داریم الان خانواده من مخالف هستند.
      ولی من خودم میخوام ازدواج کنم چون قبولش دارم ودرخارج از ایران زندگی میکند.یک جلسه حضوری حرف زدیم البته جلسه رسمی بود ؟آیا این اختلاف سنی مشکل سازاست؟
       
       
      پاسخ:

      اگر تفاوت سنی میان زن و مرد سه تا چهار سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. این مورد بستگی به این دارد که چقدر زن و مرد بتوانند این فاصله را باور داشته باشند. این مساله را نمی توان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختلاف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند.

      البته هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است.

      همان طور که از گذشته تا به حال شنیده ایم، تفاوت در سن بلوغ دختر و پسر این روند را طوری نهادینه کرده که پسرها باتوجه به دیرتر بالغ شدنشان باید از دخترها بزرگ تر باشند.

      با این حال فاکتور سن به تنهایی نمی تواند تضمین کننده یک ازدواج موفق باشد. انگیزه زوج ها برای ازدواج با یکدیگر در این زمینه بسیار دخیل است. هستند کسانی که با انگیزه های اقتصادی با افرادی ازدواج می کنند که تفاوت سنی بسیار زیادی با آنها دارند؛ ازدواجی بدون پایه های عاطفی و شناخت که نبودن عامل علاقه در این نوع از ازدواج ها آنها را با شکست مواجه می کند. در این صورت نمی توان گفت شکست این زندگی تنها به خاطر بالابودن سن یکی از دو زوج بوده است.
      برای ازدواج یکی از فاکتورها سن است، پس با دیدی بازتر و شناخت کافی گام بردارید..

      منبع
  • در زندگی با پسری که 7 سال از من کوچیک‌تره به مشکل برمی‌خورم؟
    • پرسش:
      آیا ارتباط و ازدواج با پسری که 7سال از خودم کوچکتر است کار درستی است؟

      پاسخ:

      اگر پسر بزرگتر بود خیلی خوب بود و مطلوب است . حالا اگر همسن بودند باز مشکلی نبود و حتی اختلاف شش ماه الی یکسال بود و خانم بزرگتر بود اشکالی نداشت . ولی این اختلاف سنی هفت سال خیلی مشکل ایجاد می کند . من برای این مشکل هفت دلیل آوردم .  1-خانم ها زودتر به بلوغ می رسند . خانم رشد عقلانی می کنند و پسر آن رشد را نکرد ه است  . و آقا مشکل بُعد فکری میشود و ما دوست داریم آقا قُرب فکری داشته باشد . یکی از عوامل تنش درزندگی ، همین بُعد فکری است که فکر خانم و آقا ، بهم نمیخورند  و بهم نزدیک نمی شوند .
      علت دیگر این است که هورمونهای جنسی در خانم ها زودتر فروکش می کند  و در سن بالای چهل و چهل و پنج به سمت سرد مزاجی می روند . آقا این جور نیست و ایشان هنوز احتیاج دارند و مشکل پیش می آید و ممکن است به خطا بروند . و خانم می خواهد باردار بشود و این زایمانها برای خانم پیری زودرس می آورد و خانم می شکند . جزء ویژگی های منحصر بفرد آقایان ، اثبات اقتدار است . منظورمان قلدری و زورگویی مرد نیست . اقتدار به این معنا که دوست دارد مرد خانه باشد . دوست دارد متکا باشد . دوست دارد خانم او را قبول داشته باشد و به او تکیه کند . الرجال قوامون علی النساء . دوست دارد حالت اقتدار داشته باشد . وقتی خانم بزرگتر است نمی گذارد آقا اقتدارش را اثبات کند . نقش مامان را پیدا     می کنند ، نقش نوجوان را برایشان پیدا می کند .می گوید : دیر نکنی ، زود بیایی و معمولا این جور برخورد می کنند . و این برای مرد چیز جالبی نیست . گذشته از این ، عرف نمی پذیرد . خانم و آقا باید وقتی در خیابان راه می روند ، مردم بگویند : خانم و آقا هستند نه اینکه بگویند : این پسر خانم است . واقعا چند سال که می گذرد مردم فکر می کنند پسر اول این خانم است . این قدر اختلاف ظاهر دارند . در ضمن خانواده هم نمی پذیرند . و خانواده ها هم باید راضی باشند ولی این را بگویم ، صحبت های  ما کلیت دارد ولی عمومیت ندارد . اگر عقلایی تصمیم بگیرید و ببینید میتوانید کنار بیایید مشکلی نیست ولی در اصل پیش مشاور هم مراجعه نمایید.
      منبع
  • خواستگارم 14 سال از من بزرگتره و تو خارج زندگی میکنه
    • پرسش:
      دختری هستم 21 ساله دانشجوی کارشناسی تربیت. بدنی هستم.من یک خواستگاردارم كه باهمدیگر14 سال اختلاف سنی داریم الان خانواده من مخالف هستند.
      ولی من خودم میخوام ازدواج کنم چون قبولش دارم ودرخارج از ایران زندگی میکند.یک جلسه حضوری حرف زدیم البته جلسه رسمی بود ؟آیا این اختلاف سنی مشکل سازاست؟
       
      پاسخ:

      از نگاه آسیب شناسی این فاصله ی سنی اشکال دارد و در بلند مدت زمینه ی آسیب جدی است .نکته دیگر عنوان کردید در خارج از ایران زندگی می کنند و نکته سوم مخالفت خانواده که هردو مورد بسیار مهم است و اگر خوب تحلیل نشود زمینه ی آسیب فردی و اجتماعی را برای شما به دنبال خواهد داشت . برای آنکه بتوان صحیح تصمیم گرفت نیاز به اندیشه بیشتر و تحلیل در کنار یک متخصص می باشد . مهمترین مسئله زندگیست . باید زمان بدهید و با در نظر گرفتن تمام جوانب تصمیم بگیرید. زمان دو وضعیتی است کوتاه و بلند هر دو راببینید.. انتخاب خوبی داشته باشید.
      می توانید همراه ایشان به مشاوره پیش از ازدواج بروید از نظر کارشناس بهره ببرید و با انجام آزمون با ویژگی ها و تفاوتهای شخصیتی هم بیشتر شوید.ولی احترام و نظر خانواده را همیشه حفظ کنید که حمایت خانواده بعد از ازدواج، نوید بخش زندگی خوب برای شما خواهد بود. عجله نکنید و با دقت تصمیم بگیرید
      منبع
  • چون همسایه بودیم و هر روز همدیگر را می‌دیدیم به ایشان به شدت وابسته شده‌ام
    • پرسش:

      پسر همسایه که از لحاظ سنی دو سال کوچکتر است به من علاقه پیدا کرده است. از وی خواستم تا قبل از خدمت سربازی تماس تلفنی نداشته باشیم تا وابستگی ایجاد نشود و بعد از خدمت از طریق خانواده خود اقدام به خواستگاری کنند. اما متاسفانه چون همسایه بودیم و هر روز همدیگر را می‌دیدیم به ایشان به شدت وابسته شده‌ام. اکنون چند روزی است که خدمت سربازی رفته‌اند و من از دور بودنشان اذیت می‌شوم. باور کنید هر لحظه آیه الکرسی می خوانم تا آرام بگیرم ولی به خدا نمی‌شود، حتی پیامک‌هایش را حذف کردم تا فکرم مشغول نشود اما نمی‌شود.

      پاسخ:

      صرف عشق و علاقه برای زندگی زناشویی کافی نیست و در اتفاق به این مهمی که دو انسان قصد پیوند با همدیگر را دارند نباید احساسی و هیجانی رفتار کرد. متأسفانه مشخص نیست علت اینکه  شما قبل از اینکه ملاک های منطقی مانند تفاوت های فرهنگی، خانوادگی، شخصیتی را به صورت دقیق بررسی کنید به سرعت سرمایه گذاری روانی روی این فرد انجام داده اید به عبارت دیگر احساس و هیجانات ناشی از کمبودهای عاطفی و نیازهای درونی برآورده نشده با شتاب بیشتری نسبت به منطق و عقلتان حرکت کرده و محصول آن وابستگی شدید است. خدمت شما عرض شود که تصمیم گیری در شرایط وابستگی باعث پشیمانی و مشکلاتی در زمانی خواهد شد که شما از این احساسات داغ و آتشین و آذرخشی تهی شده و از زندگی مشترکتان حداقل یکی دوسال گذشته باشد آن وقت تفاوت های فردی، خانوادگی و فرهنگی به همراه احساس بدبینی و بد گمانی به همراه مشکلاتی که به دلیل تفاوت سنی به این مشکلات اضافه می شود گریبان گیر شما خواهد شد.

      پس قدری درنگ کنید و به احساسات و عواطف خودتان اجازه ندهید آنقدر پیشرفت کند که شما را به زندگی مشترکی نزدیک کند که خیلی دوام ندارد. در حال حاضر با ترمز کشیدن به احساسات خود سعی کنید دوره ای را با قطع رابطه و منطقی فکر کردن به این موضوع سپری کنید و بعد از قطع کامل برای ازدواج به یک مشاوره پیش از ازدواج اقدام کرده و تست شخصیت بگیرید در ازدواج هایی که با احساس و هیجان و ارتباط شروع می شود خطر بسیار بالا است به ویژه شما که سنتان بیشتر از طرف مقابل است که این ریسک مضاعف خواهد شد.

      باتوجه به تحقیقات و تجارب تفاوت هایی مانند شاغل بودن دختر خانم، تفاوت سنی و تحصیلی می تواند در دو بعد به زندگی زناشویی آسیب بزند.
      غیر از مسأله روابط زناشویی و موضوع اینکه در تفاوت سنی در سنین بالا زن زودتر نیاز جنسی اش را از دست می دهد و به یائسگی می رسد ولی مرد ممکن است نیازهایی داشته باشد که احتمال عدم رضایت زناشویی و مشکلات بعدی وجود دارد می توان این مشکلات را در دو بعد توضیح داد که عبارتند از:
      بعد اول: اگر پسر بعد از گذشت مدتی از زندگی و كاهش احساسات اولیه نظرات دیگران برایش مهم باشد و فردی به قول معروف دهن بین باشد و مثلا در مقابل حرفهایی كه خواهرها و خویشاوندان در مهمانی ها و گفتگوهای خصوصی دارند و درباره تفاوتها صحبت كنند ممكن است باعث سردی در روابط زناشویی و احساس ندامت از ازدواج شود.
      بعد دوم: مشاهده شده است كه مردهایی كه تفاوت های مذكور را دارند به طور كلی یك نوع احساس حقارت نسبت به همسرشان دارند و با اندك انتقاد و یا پیشنهاد احساس می كنند كه به دلیل سن بالا یا تحصیلات این انتقادات ویا پیشنهادات را همسر من دارد كه باعث می شود مرد برای اثبات قدرت و تسلط به رفتارهایی مانند امرو نهی های بی مورد ونامناسب روی می آورد و باعث ناسازگاری های شدید خانوادگی می شود.

       منبع

  • آیا ازدواج با دختری که از خودم بزرگتره به صلاحه؟
    • پرسش:
      چند وقتيه كه از يه دختر 2 سال بزرگتر از خودم براي ازدواج خوشم اومده، مي خواستم ببينم راهنمايي شما چيه؟
      پاسخ:
      بهترين سطح اختلاف سني دختر و پسر 4 سال است. البته اگر پسر و دختر شرايط همسر ايده آل را داشته باشند و از هر جهت كفو هم باشند بحث تفاوت سني مهم نيست كه قابل گذشت نباشد و اين مقدار اختلاف سني و حتي همسن بودن هم آسيب زا نيست گاهي دختر و پسر تمام شرايط كفويت را دارند و از هر نظر مناسب هم هستند و تنها مشكلشان اين است كه هم سن هستند و يا تفاوت سني كمي دارند, در اين صورت نمي شود گفت تنها به اين دليل آنها براي هم مناسب نيستند و صلاح نيست ازدواج كنند.
      كفتني است اختلاف سن يكي از معيارهاي انتخاب همسر است به طور خلاصه مي توان گفت اگر سن دختر بسيار كمتر باشد در اول زندگي مشكلاتي خواهد داشت و اگر سن دختر بيشتر از پسر باشد در آينده احتمال بروز مشكل خواهد بود اما در هر صورت معيار اساسي خوشبختي نيست در صورتي كه همديگر را به خوبي درك كنند و از نظر جسمي به هم بيايند و تحمل سرزنش احتمالي اطرافيان را داشته باشند بزرگ تر بودن دختر قابل جبران است. البته به شرط اين كه ويژگي هاي ديگر دختر از جهت تحصيلات و خانواده و زيبايي برتري چشم گيري داشته باشد. به طوري كه سن بيشتر را جبران مي كند.
      البته از مجموع اين قرائن استفاده مي شود كه براي اينكه مرد از عهده اين مسئوليت ها برآيد و بتواند هم اقتصاد خانواده را تأمين كند و هم خانواده را مديريت كند بايد سن او بيشتر از زن باشد. البته ادله روان شناختي نيز براي اين تفاوت وجود دارد كه به برخي از آنها اشاره مي شود:
      1. وقتي سن زن چند سالي كمتر از مرد باشد اطاعت پذيري او از مرد به عنوان سرپرست خانواده بيشتر و راحت تر خواهد بود مضافا بر اينكه زن هميشه دوست دارد همسرش فردي، مقتدر، توانا و پناهگاه مطمئني براي او باشد و اگر زن و مرد از نظر سني در يك سطح باشند هيچ گاه زن چنين تصوري را از شوهرش ندارد و او را در حد خودش مي بيند اما اگر شوهر چند سالي بزرگتر باشد و از تجارب بيشتري برخوردار باشد زن احساس مي كند همسر او كسي است كه شايستگي هاي لازم را براي اداره منزل دارد و مي تواند در پناه او يك زندگي آرامش بخش داشت.
      2. زن به دليل زايمان، شير دادن و … زودتر از مرد شكسته مي شود و هم سن بودن زن و شوهر باعث مي شود بعد از يك دهه زندگي و آوردن چند فرزند شادابي زن در حد شادابي و نشاط مرد نباشد و چه بسا مطلوبيت او نزد شوهر كم شود بنابراين براي پيشگيري از مسئله كاملا طبيعي و زيستي بهتر است اين تفاوت سني همواره بين زن و شوهر باشد تا همواره زن از نشاط كافي برخوردار باشد و مطلوبيت او نزد شوهرش كاسته نشود. ممكن است بگوييد مرد هم بايد براي همسرش مطلوبيت داشته باشد، بله اين حرف درست است اما همان طور كه در بالا متذكر شديم مردها به دليل عدم زايمان و متحمل نشدن فرزند داري و فرزندپرورشي ديرتر از زنان دچار شكستي و چين و چروك صورت و بدن مي شوند.
      3- در هر صورت اختلاف سني نبايد بيش از 6 تا 7 سال باشد
      با تمام توضيحات جواب نهايي اين است كه رعايت و احراز ديگر شرايط مانند اخلاق و ايمان و سلامت زيستي و خوش اخلاقي شرط اساسي است و اين حد از اختلاف سني آسيب زا نيست .به ويژه اگر اين عامل موجب خود برتر بيني خانم و توفق وي بر شما نشود اشكالي در پي نخواهد داشت.

       

  • خانواده‌هايمان مخالف ازدواج ما هستن
    • پرسش:
      من با يك خانم همسن خودم آشنا شدم ولي خانواده هايمان مخالف ازدواج ما هستن، ما بايد چيكار كنيم؟ آخه خيلي همديگرو دوست داريم.
      پاسخ:
      دوست گرامي اگر تشخيص داده ايد كه ازدواج براي شما واجب است يعني در صورت ازدواج نكردن به حرام مي افتيد در صورت امكان بايد ازدواج نماييد پس موضوع را با والدين خويش مطرح نمایید دو گونه بر خورد از طرف آنها ممكن است رخ دهد يا موافقند و يا مخالف در صورت اول كه مشكلي نيست ولي اگر رضايت ندادند بايد در وهله ي نخست علت مخالفت آنها را جويا شويد اگر علت درست و قابل توجه داشتند بايد با گوش دادن به سخن آنها رضايت آنها را جلب نماييد, ولي در صورتي كه بدون دليل مخالفت مي كنند, به خصوص در صورتي كه اگر ازدواج نكنيد به گناه مي افتيد, ازدواج براي شما واجب است, به همين دليل نياز به اجازه و رضايت والدين هم در اين امر لازم نيست.
      پس در ابتدا سعي كنيد خانواده را با خود همراه سازيد و در صورت عدم همكاري با ارائه اخرين تذكر به آنها از طريق فاميلها اقدام نماييد. يعني باز هم تنها نبايد اقدام نمود چون خانواده دختر به شما جواب نخواهند داد لذا با كمك فاميلهاي نزديك اقدام نماييد ابتدا آنها را نزد خانواده خود بفرستيد تا نظر مساعد خانوادهتان را جلب نمايند و براي شما وساطت نمايند و بعد هم اگر حاضر نشدند با همراهي همان فاميلها به سراغ افراد مورد نظر برويد و در عين حال خانواده را در جريان بگذاريد تا آنها احساس كنند كه در برابر عمل انجام شده قرار گرفته اند و كم كم خودشان كار را دنبال نمايند و حتي اگر بعد از اين مرحله باز هم آماده همكاري نشدند با شايعه سازي مبني بر ازدواجتان خانواده را در بوته آزمايش قرار داده و با اين ترفند آنها را به همكاري دعوت نماييد باز تكرار مي كنيم كه در هيچ مرحله به خانواده به ويژه مادر و پدرتان بي احترامي نكنيد اين اقدامات را انجام دهيد و انشاالله به هدفتان خواهيد رسيد.
  • خواستگارم ده سال از خودم بزرگتره
    • پرسش:
      متولد 66 هستم. خواستگاري با شرايط عالي دارم كه متولد 56 است. نظر شما چيست؟
      پاسخ:
      ازدواج يكي از مهمترين حوادث زندگي انسان است و نقش مهمي در سرنوشت، سعادت و خوشبختي و همچنين ناكامي و شقاوت انسان دارد لذا بايد با دقت كافي همه جوانب مسئله مد نظر قرار گيرد و غفلت از هر بعدي از ابعاد اين مسئله مي تواند پيامدهاي ناگوار و جبران ناپذيري را به دنبال داشته باشد بنابراين توجه به نكات زير ضروري است:
      1. شناخت از وضعيت خانوادگي فرد مورد نظر؛ زيرا ازدواج فقط پيوند ميان دو نفر نيست بلكه پيوند ميان دو خانواده است و از آنجا كه خانواده نقش مهم در شكل گيري شخصيت هر فردي دارد و در واقع نقش اول را دارد شناخت خانواده و مقايسهء آن با خانوادهء خود بسيار مهم است اين دو خانواده در واقع بايد از جهات متعددي مانند سطح فرهنگ، اقتصاد، اعتقادات و باورهاي مذهبي و آداب و منش اجتماعي به يكديگر نزديك باشند والا خانواده جديدي كه از پيوند اين دو خانواده به وجود مي آيد دچار تعارض و عدم تعادل در روابط با اين خانواده ها مي شود و در نهايت يا مجبور مي شود يكي از آنها رها كند يا هر دو را كنار بگذارد و يا دائما درگير كشمكش ها و برخوردهاي ناهنجار و نامتعادل ميان اين دو خانواده باشد و بيشترين خسارت در اين ميان به خانواده جديدي كه با اين پيوند بوجود آمده وارد مي شود.
      2. علاوه بر شناخت از وضعيت خانواده ها كفو بودن دختر و پسر كه محور اين پيوند هستند امري بسيار مهم و ضروري است يكي از مهمترين شرايط كفويت كه بزرگان دين نيز بر آن تاكيد فراوان كرده اند كفويت در ايمان است بنابراين توجه به ميزان باورهاي ديني و ايمان به آنها و التزام عملي به اين باورها نقش مهمي در استحكام اين پيوند دارد البته ايمان امري است كه داراي مراتب است ممكن است فردي يك درجه ايمان داشته باشد فرد ديگر 5 درجه و فرد سومي 10 درجه آنچه مهم است در مرحله اول اصل وجود ايمان و در مرحلهء دوم ميزان پايبندي به ايمان است لذا دو انساني كه مي خواهند با يكديگر پيوند مقدس ازدواج برقرار كنند و در همهء ابعاد و زواياي زندگي با همديگر مشاركت داشته باشند از ايمان و باورهاي مشتركي بايد برخوردار باشند تا در ادامه زندگي با مشكل كمتري برخورد كنند.
      آنچه بايد پس از طي مراحل فوق و آگاهي از ملاك هاي انتخاب همسر به عرضتان برسانيم اين است كه:
      اولا، موقعيت و شرايط خودتان را در نظر بگيريد يعني بايد ببينيد كه شرايط ازدواج برايتان فراهم هست يا نه به عبارت ديگر به گونه اي هست كه اگر پاسخ منفي به اين خواستگار بدهيد، خواستگار مناسب تر يا در همين سطح به سراغتان بيايد يا نه، زيرا وضعيت كنوني به گونه اي است كه معمولا دختران از شانس ازدواج كمتري برخوردارند و با دقت ها و حساسيت هاي زياد و بالا بردن انتظارات خود و ديگر مسائل خانوادگي و اجتماعي و فرهنگي و… ازدواجشان را به تأخير مي اندازند و گاهي نيز به خاطر كوچك بودن محل زندگي يا بالا بودن سن رد كردن خواستگاري كه از حداقل امتيازات برخوردار است، به طور كلي ازدواجشان در هاله اي از ابهام قرار مي گيرد و بسيار دير مي شود بنابراين حرف اين است كه شرايط و موقعيت تان را در نظر گرفته و تصميم بگيريد و اين را با مشورت كردن با فاميل، والدين و افراد دلسوز و باتجربه مي توانيد دريابيد.
      ثانيا، تمام ويژگي هاي مثبت در وجود يك فرد جمع نمي شود بايد جمع بندي كنيد و مجموع امتيازات طرف را در نظر بگيريد ممكن است در برخي ويژگي ها نمره پاييني بگيرد ولي در ويژگي ديگر نمره و امتياز بالايي داشته باشد و در جمع و با يك سبك و سنگين كردن پاسخ مثبت مي دهد يا به پاسخ منفي مي رسد.
      ثالثا، اگر تحقيق كرديدو به اطمينان رسيديد و سلامت فكري و عملي وي را تشخيص داديد و شرايط ازدواج در آينده برايتان فراهم نيست مي توانيد ازدواج كنيد ولي اگر شرايط ازدواج و شانس و احتمال آن برايتان فراهم است. اگر با كسي ازدواج كنيد كه از توافق ها و تناسب هاي بيشتري برخوردار است شايسته و بهتر خواهد بود.

       

InstagramTelegrammaghalat