عشق تُ…
عشق تُ مثل هوای دم صبح میماند تازه ام می کند ! کافیست کمی تُ را نفس بکشم کافیست ریه ام را از دوست داشتنت پُر کنم
عشق تُ مثل هوای دم صبح میماند تازه ام می کند ! کافیست کمی تُ را نفس بکشم کافیست ریه ام را از دوست داشتنت پُر کنم
غمگینترین جايش آنجایی است كه كم كم احساس میکنی چهرهاش دارد از يادت میرود…
من آدم صبورى نيستم اما حاضرم براى تو تمام عمرمو صبر كنم به يك شرط كه آخرش تو باشى، براى من خيلى مهمه آخر اين همه صبر كردن.
وجودت در قلبم مثل نفس ڪشیدڹ است!!! آرام…….. بي صدا…… اما همیشگي…. دلتنگم و با “هیچکسم” میل سخن نیست ڪس در همه آفاق به دلتنگی من نیست
من آدم صبورى نيستم اما حاضرم براى تو تمام عمرمو صبر كنم به يك شرط كه آخرش تو باشى، براى من خيلى مهمه آخر اين همه صبر كردن
“عشق”یعنی آنقدر “مست” تو باشم ماه من، “قصه عشقت” مرا رسواتر از رسوا کند
تو تمام حس بودن همدم و یار منی تو همانی تو همانی ماه شبهای منی🌙
از نگاهت مثل نسخه پزشک چیزی نمی شود خواند… اما؛ چشم هایت دوای درد من است…
عشق یعنی… نگاهش بهار رو به خونه ت هدیه میده چه حس خوبیه وقتی به شونه ت تکیه میده
✿ تکیه کلامش بود؛ فرق نمیکرد موقع سلام یا وقت خداحافظی، میگفت: “تنور دلت گرم” معنی این جمله را بعدها فهمیدم هرجا که از دلم مایه گذاشتم و اتفاق خوبی افتاد یاد حرفش افتادم. انگار تنور دلت که گرم باشد نان مهربانی اش را میخوری ! هرچه دلت گرمتر، مهربانی...