عاشق شدن بهونست…
عاشق شدن بهونست آدم ها کسی رو میخوان که چشم بسته بهش اعتماد کنن همین
عاشق شدن بهونست آدم ها کسی رو میخوان که چشم بسته بهش اعتماد کنن همین
پاییز باید بویِ حضرتِ یار دَهد و یک عالم؛ عاشقی …💚 و الّا رنگِ خزان خواهی شد !…
نگه داشتن یک زن بلد بودن میخواهد یک زن از تمام مردانگی یک مرد هیچ نمی خواهد جز یک خیال راحت که همانطور که هست بی هیچ توقع و پنهان کاری دوستش بدارد
قصه صبح، تکرارش هم قشنگ هست هرروز، عاشق تر از دیروز.
پاییز جنگ عجیبی ست به کوچه که کشیده شود سربازهایش یکی یکی تسلیم پوتین رهگذران می شوند
🔝 پاییز “بی تو” آشنایی ست غریبه…!
کمی طلوعِ آفتاب كمى چاىِ داغ كمى نسيمِ صبحگاهى و بسيارى تو مگر من جز اين چه ميخواهم ؟!
غیرتی می شوم آن روز که موهای تورا خارج از دامنه ی رو سریت میبینم
اگر خطا نکنم، عطر، عطر یار من است کدام دسته گل امروز بر مزار من است گلی که آمده بر خاک من نمی داند هزار غنچه ی خشکیده در کنار من است گل محمدی من، مپرس حال مرا… به غم دچار چنانم که غم دچار من است تو قرص ماهی...
مرگم باد.. اگر لحظه ای کوتاه بیایم از تکرار این پیش پا افتاده ترین حرف که دوستت دارم دوستت دارم… به نجابت باران قسم!