آغوش تو…
موسیقی نمی دانم بداهه می نوازمت با تحریرهای مخملی زیرو بم آغوشت را خوب بلدم ..
موسیقی نمی دانم بداهه می نوازمت با تحریرهای مخملی زیرو بم آغوشت را خوب بلدم ..
چه شبها بی ثمر تا صبح بیداری؛ و او هرگز نمی داند چه احوالِ بدی داری…!!!
هیچ توضیحی برای طَرزِ خندیدنت، وجود ندارد .. امّا این را خوب میدانم ، که هَر لبخندت ، هر آدم عاقلی را دیوانهوار دیوانهی خود میکند ..
کار دیگری نداریم من و خورشید برای دوست داشتنت بیدار می شویم هر صبح
من در چشمـان او زیبـا ترین زنِ جهان را دیدم! این معجزه نگـاه او بود نَ زیبایی من
مراقب كسي كه جانم گفتنش حالتو خوب ميكنه خيلي باش
زندگی کوتاه است نه غمش میارزدو نه شادی ماندن دارد بهترین راه برایت این است، که بخندی و بخندی و بخندی به غمش,به کَمش و به زیادیِ غمش
آدم کسی که دوسش دارد و یادش نمیره فقط یاد میگیره ، کمتر راجع بهش حرف بزنه کمتر فکر کنه تا کمک کنه دلش کمتر تنگ بشه ! همین …
لبخندت زيباترين نقاشي و من ناشي ترين نقاشِ جهان؛ ميشود مدام بخندي برايم! بگذار بوم ها رنگِ عاشقي را تجربه كنند..
و تو هرجا و هرکجای جهان که باشی باز به رویاهای من باز خواهی گشت…