آرزوهای من…
يرون ز تو نيست آنچه مي خواسته ام فهرست تمام آرزوهاي مني
يرون ز تو نيست آنچه مي خواسته ام فهرست تمام آرزوهاي مني
جُز چشم سياه تو كه جان هاست فدايش بيمار نَديدم كه توان مُرد برايش….
در دست ندارمت اما دوست ، تا دلت بخواهد…!
“شنبه”مي تواند رويايى ترين روز براى شروعِ تصميم هاى جديد باشد وقتي من دوست داشتنت را از همين اولين ساعاتش شروع ميكنم…
من از تو می مردم؛ اما تو زندگانی من بودی…
باید مغرور بود دور از دسترس! باید مبهم بود و سر سنگین! خاکی ک باشی آسفالتت میکنند و از رویت رد میشوند…
ما نسل بوسه های ممنوع ایم عشق را میان لبهای هم، پنهان کردیم تا نمیرد! بعد از ما …شما، نسلِ آزادیِ بوسه در خیابان خواهید بود عشق را با لبهایتان فریاد بزنید تا زندگی کند…
دوست ترت دارم، از هر چه دوست! ای تو به من، از خود من، خویشتر… دوست تر از آنکه بگوییم چقدر… بیشتر از، بیشتر از، بیشتر…
مظلوم ترين آدمهاى دنيا آنهايى هستند كه تمامِ حرفهايشان را ميگذارند بعد از آنكه به خواب رفتى برايت مينويسند…!
انگشت به لب مانده ام از قاعده ی” عشق ” ما ” یار ” ندیده تب معشوق کشیدیم !