دوست ترت دارم…
دوست ترت دارم، از هر چه دوست! ای تو به من، از خود من، خویشتر… دوست تر از آنکه بگوییم چقدر… بیشتر از، بیشتر از، بیشتر…
دوست ترت دارم، از هر چه دوست! ای تو به من، از خود من، خویشتر… دوست تر از آنکه بگوییم چقدر… بیشتر از، بیشتر از، بیشتر…
مظلوم ترين آدمهاى دنيا آنهايى هستند كه تمامِ حرفهايشان را ميگذارند بعد از آنكه به خواب رفتى برايت مينويسند…!
انگشت به لب مانده ام از قاعده ی” عشق ” ما ” یار ” ندیده تب معشوق کشیدیم !
به كسى كه با تو هر شب همه شوق گفت و گو بود چه رسيده است كه امشب سر گفت و گو ندارد …؟!
زندگی همین است.. همین چیزهای کوچک ساده.. مثلا تو بخـــندی و من قربان صدقه ی لحن صدایت بروم
ساعت از خواب گذر کرد و دل ما نشد آرام هنوز اندکی پیش بیا اندکی حرف بزن خفته دل بودن این شهر مرا رنجانده…
باید مغرور بود دور از دسترس! باید مبهم بود و سر سنگین! خاکی ک باشی آسفالتت میکنند و از رویت رد میشوند…
تو فراموش نشدنی ترین آدم زندگی منی
آمدنت مرا عاشق کرد رفتنت شاعر! چه خوش قدم بودی جانا…
دستت را به من بده ! هر بار دستت را جدا کردی اتفاق، از لا به لای انگشتانمان افتاد