برای دوست داشتن تو …
صبح هم خواب می ماند وقتی که من برای دوست داشتن تو سحر خیز می شوم
صبح هم خواب می ماند وقتی که من برای دوست داشتن تو سحر خیز می شوم
وقتی که تو نیستی دنیا چیزی کم دارد مثل کم داشتنِ یک وزیدن یک واژه، یک ماه ! من فکر می کنم در غیاب تو همه خانه های جهان خالی ست همه پنجره ها بسته است وقتی که تو نیستی، من هم تنهاترین اتفاق بی دلیل زمینم
من تو را ریاضی وار از صفر دوست داشتن تا مثبت بی نهایت عاشقانه ها دوست دارم
فقط يک جمله به تو بگويم تو قشنگ ترين و زيباترين فكر منی عشق ب ىپايان سر و ته ندارد فكرش بودن است و دوست داشتن و ماندن حالا تو اسمش را هرچه مى خواهى بگذار
بعد از دیدن تو فهمیدم بهشت یک باغ نیست بهشت یک آدم است
حالا هر قفلی که می خواهد بر درگاهِ خانه ات باشد عشق پیچکی ست که دیوار نمی شناسد
محدودم کن به دوست داشتنت دلم میخواهد جز تو چیزی به چشمِ دل نیاید …
ما هر سه به دلیلی آفریده شدیم خورشید برای تابیدن باران برای باریدن و من برای دوست داشتن تو
همه را محض تو دادم به فنا فقط از عشق تو ماندی بخدا
هربار می پرسی چقدر دوستم داری !؟ با یک بوسه جوابت را می دهم من از همان بچگی عادت داشتم با کوتاه ترین راه حل به درست ترین جواب برسم