به تو که فکر میکنم…
به تو که فکر میکنم انگشتانم گل میدهند، پروانهها بر دستانم بوسه میزنند عطر باغهای پرتقال شمال در هوای شعرم میپیچد به تو که فکر میکنم پر میشوم از عاشقانهها
به تو که فکر میکنم انگشتانم گل میدهند، پروانهها بر دستانم بوسه میزنند عطر باغهای پرتقال شمال در هوای شعرم میپیچد به تو که فکر میکنم پر میشوم از عاشقانهها
تو كه باشى دوستت دارم قشنگترين تكرار مكررات عالم است تنها تكرار من دوستت دارم
بی خیال عشق! می خواهم لای موهای طلائی ات بمیرم…
باور كنيد اگر چشم هايش را مى ديديد، تا آخرِ عمر برای تمامِ شعرهایتان قافيه داشتید
تو قانون حقوق بشر را نقض میکنی بس که به طرز فجیعی دل میبری
دستهایت بیماری سختی بود! شبی که گرفتم و مبتلا شدم…
جانِ دلم! امروز بیا… بنشین لحظه ای رو در روی مـَن، چایِ عطردار می خواهم! چای از من، عطرش با تو…
برف آب می شود وقتی من و تو نفس هایمان گرم می کند زمین و زمان را
سلطان منی سلطان منی و اندر دل و جان ایمان منی در من بدمی من زنده شوم یک جان چه بود “صد جان منی” ..
دنبال یک جمله ی عاشقونم ! یک جمله که خیلی میاد به چشمات، وقتی که میشنوی خودت بفهمی تو قلب من همیشه محکمه جات