بی خیال عشق!
بی خیال عشق! می خواهم لای موهای طلائی ات بمیرم…
بی خیال عشق! می خواهم لای موهای طلائی ات بمیرم…
باور كنيد اگر چشم هايش را مى ديديد، تا آخرِ عمر برای تمامِ شعرهایتان قافيه داشتید
تو قانون حقوق بشر را نقض میکنی بس که به طرز فجیعی دل میبری
دستهایت بیماری سختی بود! شبی که گرفتم و مبتلا شدم…
جانِ دلم! امروز بیا… بنشین لحظه ای رو در روی مـَن، چایِ عطردار می خواهم! چای از من، عطرش با تو…
برف آب می شود وقتی من و تو نفس هایمان گرم می کند زمین و زمان را
سلطان منی سلطان منی و اندر دل و جان ایمان منی در من بدمی من زنده شوم یک جان چه بود “صد جان منی” ..
دنبال یک جمله ی عاشقونم ! یک جمله که خیلی میاد به چشمات، وقتی که میشنوی خودت بفهمی تو قلب من همیشه محکمه جات
تا حالا شده دلت خواسته همیشه و همه جا در کنار یکی باشی؟ تا حالا خدا را به خاطر خلقت کسی ستایش کردی ؟ به این میگن عشق حس قشنگیه مگه نه !؟
صدای خنده های من و تو قشنگترين ملودی دنياس سازت را بردار قشنگترين ملودی را با سازت بنواز.