من شاعرم!
به چشم هایت بگو … آنقدر برای دلم ….. رجز نخوانند … من اهل جنگ نیستم … شـــاعـــرم ! خیلی که بخواهم گرد و خاک کنم … شعری می نویسم ، آنوقت اگر توانستی … مرا در آغوش نگیر …
به چشم هایت بگو … آنقدر برای دلم ….. رجز نخوانند … من اهل جنگ نیستم … شـــاعـــرم ! خیلی که بخواهم گرد و خاک کنم … شعری می نویسم ، آنوقت اگر توانستی … مرا در آغوش نگیر …
دوستت دارم..چرایش پای تو، ممکنش کردم،محالش پای تو میگریزی از من و احساس من دل شکستن هم ،گناهش پای تو آمدی آتش زدی بر جان من درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو من اسیرم در میان آن دو چشم قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو سوختم،آتش گرفتم زین...
من ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺳﺘـــﻢ ﺑﮕـﻮﯾـــــــﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ .. اما .. ﺍﻣـــــﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭼﺸـــــــم هــــا، ﺍﯾﻦ ﭼﺸـــــــم هــای ﺩﻫــﻦ ﻟـــﻖ!
اگه میگم دوستت دارم از سر عادت نیست یا ازسر جوونیم میگم که یادت بیارم بهترین اتفاقی بودی که تو زندگیم افتاده
حتی غـرورم تو را جور دیـگر می خواهد! . به تــــو که می رســد . . . میشکند..
با تــو که ھمراہ میشوم چترم را کنار میگذارم با تـــو چیزی جز مهربانی نمیبارد…
دردناک ترین کلمه “آخ” است “آخ” که چقدر دلم هوای تو را کرده…
ﭼﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺗــــــــــــﻮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﻢ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ﻫﯿﭻﮐﺴﻰ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺗــــــــــــــــﻮ ﻧﻤﻴﺸﻪ
اینقدر ب ی مقدمه عاشقت شدم که هیچ ناشری کتابم را چاپ نکرد
ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﺩﻟــــــــــــم ﻗﺮﺹ ﺍﺳﺖ ﺍﺻﻼ ﺗﻤﺎﻡ ﻗﺮﺹ ﻫﺎ ﺟﺰ ﺗـــــــــــــﻮ ﺿﺮﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ