… قلبم رابه تـو اهدا کنم
مـن اهدا کنندۀ عضو نیستم ولی میتوانم قلبم رابه تـو اهدا کنم
مـن اهدا کنندۀ عضو نیستم ولی میتوانم قلبم رابه تـو اهدا کنم
دلم پر است از تو از هوایت از طعم نگاهت از فکر و خیالت و این یعنی عشق
شاید تکراری باشد ولی گاهی بعضی چیزها ارزش هزاران بار تکرار را دارند تکرار میکنم تکرار میکنم همسرم دوستت دارم
دوست داشتن خوب است اما از نزدیک مثل یک بوسه مثل یک آغوش مثل یک … راستی! چه خبر ؟!
بيا اى روشن اى روشن تر از لبخند شبم را روز كن در زير سرپوش سياهى ها دلم تنگ است …
تا قبل از در آغوش گرفتنش گمان می کردم، زندگی فقط زنده بودن است
تو را دارم ای گل، جهان با من است تو تا با منی، جان جان با من است کنار تو هر لحظه گویم به خویش که خوشبختی بی کران با من است
جغرافیای کوچک من بازوان توست ای کاش تنگ تر شود این سرزمین به من
بخند همسر من تو که میخندی، زندگیِ من رنگ دیگری به خود می گیرد غم هایم فراری می شوند تا می توانی بخند
خوشبختی همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده است