با هم درستش میکنیم …
به چشمهایم زل زدی و گفتی : با هم درستش می کنیم … با هم … ! چه لذتی دارد این با هم … ! حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نشود
به چشمهایم زل زدی و گفتی : با هم درستش می کنیم … با هم … ! چه لذتی دارد این با هم … ! حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نشود
تصادفِ چشمانم با نگاهِ تو یک دنیا خسارت داشت و من سالهاست مشغول جبرانش هستم در بعضی حادثه ها مرگ بهتر از زندگیست
همین که یه “ماه” داشته باشی دیگه حساب روز و ماه از دستت در میره . . .
میخـــوام دنیـــا نبـــاشه اگـه اونــی که دنیــامــه نبــاشه . . .
نمیدانم در کجای خاطراتم ایستاده ای که از حواس لحظه هایم پرت نمی شوی …..
می نویـــسم برای ” تـــــو ” که بخــوانی که بـدانی دوست داشتنت برای من بی انتهاست
عشق تعریف های مختلفی دارد اما برای من تویی …
دلتنگت نیستم ! فقط … نمیدانم چرا همه ی وجودم بهانه ات را میگیرند !
وقتی آغوشت را به روی آرزوهایم باز می کنی آنقدر مجذوب گرمای وجودت می شوم که جز آرامش آغوشت تمام آرزوهای خواستنی دیگر را از یاد می برم…
مپرس از من چرا در پیلهی مهر تو محبوسم… که عشق از پیلههای مرده پروانه میسازد…!