مینویسم برای تو…
می نویـــسم برای ” تـــــو ” که بخــوانی که بـدانی دوست داشتنت برای من بی انتهاست
می نویـــسم برای ” تـــــو ” که بخــوانی که بـدانی دوست داشتنت برای من بی انتهاست
عشق تعریف های مختلفی دارد اما برای من تویی …
دلتنگت نیستم ! فقط … نمیدانم چرا همه ی وجودم بهانه ات را میگیرند !
وقتی آغوشت را به روی آرزوهایم باز می کنی آنقدر مجذوب گرمای وجودت می شوم که جز آرامش آغوشت تمام آرزوهای خواستنی دیگر را از یاد می برم…
مپرس از من چرا در پیلهی مهر تو محبوسم… که عشق از پیلههای مرده پروانه میسازد…!
اعتیاد به آغوشت را ترک نخواهم کرد…!
اگه گفتی دوستت دارم چند حرفه؟ . . . . دیدی اشتباه کردی دوست داشتن حرف نیست یه زندگیه اما زندگی ۲ حرف بیشتر نیست: تــــــــو
مرد که باشی وقتی دست زنی را عاشقانه می گیری تازه می فهمی مرد بودن را باید میان دستان ظریف زن احساس کرد
همین که صدایم میکنی همه چیز این جهان یادم میرود یادم میرود که جهان روی شانهی من قرار دارد یادم میرود سر جایم بایستم پابهپا میشوم زمین میلرزد…
دوست ندارم تو را غمگین ببینم پرده ها را کنار بزن بگذار آفتاب درونت را روشن کند . . .