من بی او…
خــدایا ؟ کــمــی بــیـا جــلــوتــــر . . مــی خــواهـــم در گوشــت چــیــزی بــگــویم . . . ! ایـن یـک اعــتـراف اســت . . . مــن .. بــی او .. دوام نــمی آورم
خــدایا ؟ کــمــی بــیـا جــلــوتــــر . . مــی خــواهـــم در گوشــت چــیــزی بــگــویم . . . ! ایـن یـک اعــتـراف اســت . . . مــن .. بــی او .. دوام نــمی آورم
کاش من فقط تو را داشته باشم و خدا هی بپرسد : دیگر چه ؟ بگویم : همین کافیست ، مرسی !
برایم مهم نیست چه می شود به همه ی باورهایم سوگند هیچ چیزی برایم مهم نیست یک کلام ! من … دست از دوست داشتنت نمی کشم !
می خواهم بدهم دنیا را برایم تنگ کنند به اندازه ی آغوش تو تا وقتی به آغوشت می رسم بدانم همه ی دنیا از آن من است
گاهی از دوست داشتنت خسته میشوم ! دلم میخواهد … برایت بمیرم
از دور دوستت داشتم ! بی هیچ عطری آغوشی نگاهی یا حتی بوسه ای تنها دوستت داشتم اما حالا اگه دور شی چه کنم با این همه وابستگی
می خواهم از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجود داری… خنده هایم برای توست با تو بودن مرا شاد می کند… و بی تو بودن مرا گریان… تو با من هستی در حالی که در کنارم نیستی… تو با منی چون در قلب منی.قلبم را با دنیا...
کار دیگری نداریم من و خورشید … برای دوست داشتنت بیدار می شویم هر صبح !
خواب ها تمام می شوند تو اما … رویای بی انقضای منی
بخند … چون وقتی میخندی حس میکنم خدا بهم میگه بیا : اینم اون دنیایی که می خواستی