یخ زدنم بهانه بود…
یخ زدنم بهانه بود… دلم… آغوش و دستان گرمت را میخواست… وگرنه پاییز… و این همه سرما…؟!
یخ زدنم بهانه بود… دلم… آغوش و دستان گرمت را میخواست… وگرنه پاییز… و این همه سرما…؟!
چه کسی میتواند بهتر از تو به جای تو… باشد؟ تنها یک ثانیه به خودت فکر کن تو حتی خودت را هم، عاشق میکنی…
حوالى بعضى ها اينقدر هوا دلچسب است كه دوست دارى يك خانه نقلى كنارشان اجاره كنى و با خيال راحت زندگى را نفس بكشى…
گاهی همه ی زندگی ات در یک “تــــــو” خلاصه می شود.. تـــــو در خلوتم قدم می زنی و صدای پای تــــــــــو می شود ملودی آرام ذهن من.. هر ردی که از من بگیری به تــــــــو می رسد.. تــــــو می شوی دنیای من.. تــــــو می شوی رویای من.. تـــــو می شوی...
هرگز… فراموش نکن… معجزه ی دستانت را…. من به گرمی دستان تو زنده ام… دستت را در دستم بگذار تا پا به پای تو تمام این شهر را پا برهنه با تو قدم بزنم…
مهم نیست چه چیز به یک زن بدهی، هر چه بدهی آنرا بهتر میسازد… خانهای به او بده، از آن کاشانهای خواهد ساخت! لبخندی به او بده، قلبش را به تو خواهد بخشید…
چهار صفر که هیچ زمان روی هزار صفر هم بایستد و تو نباشی یعنی که زندگی صفر در صفر است …
راست یا دروغ مهم نیست ! تو فقط با من حرف بزن ! چشمانت زیرنویس می کنند !
اى دوست ! تو همان شقایق معروف شعر خوب سهرابى ! تا تو هستى زندگى باید کرد . . .
مرسی که هستی و هستی را رنگ میآمیزی چیزی از تو نمیخواهم فقط باش، فقط بخند، فقط راه برو…