معجزهی دستانت را….
هرگز… فراموش نکن… معجزه ی دستانت را…. من به گرمی دستان تو زنده ام… دستت را در دستم بگذار تا پا به پای تو تمام این شهر را پا برهنه با تو قدم بزنم…
هرگز… فراموش نکن… معجزه ی دستانت را…. من به گرمی دستان تو زنده ام… دستت را در دستم بگذار تا پا به پای تو تمام این شهر را پا برهنه با تو قدم بزنم…
مهم نیست چه چیز به یک زن بدهی، هر چه بدهی آنرا بهتر میسازد… خانهای به او بده، از آن کاشانهای خواهد ساخت! لبخندی به او بده، قلبش را به تو خواهد بخشید…
چهار صفر که هیچ زمان روی هزار صفر هم بایستد و تو نباشی یعنی که زندگی صفر در صفر است …
راست یا دروغ مهم نیست ! تو فقط با من حرف بزن ! چشمانت زیرنویس می کنند !
اى دوست ! تو همان شقایق معروف شعر خوب سهرابى ! تا تو هستى زندگى باید کرد . . .
مرسی که هستی و هستی را رنگ میآمیزی چیزی از تو نمیخواهم فقط باش، فقط بخند، فقط راه برو…
بالاخره بعد از مدتها توانستم کتاب وجودم را خلاصه کنم ” دوستت دارم”
دستهایم برای نوشتن از تو و قلبم برای عاشقانه گفتن برای تو هر روز می تپد تو آغازگر تمام عاشقانه های منی…
اَز بَس که دوستت دارم فکر میکنم دیگر هیچ دوست داشتنی هَمرَنگِ دوست داشتن های من نیست تومَعنیِ تَمامِ رَنگ های دنیایی
دوست داشتن تو خوردن یک سیب سالم و سفید در یک روز شفاف و شیشه ای زمستانی محبوب من! دوست داشتن تو مثل شادی نفس کشیدن است در یک کاج زار برفی…