روزی چند بار دوستت دارم
روزی چند بار دوستت دارم یکبار وقتی که هوا بَرَم می دارد ، قدم می زنیم وقتی که خوابم می آید ، تو می آیی یکبار وقتی که باران ناز می کند ، دلِ ناودان می شکند و می بارد وقتی که شب شروع می شود ، تمام می شود...
روزی چند بار دوستت دارم یکبار وقتی که هوا بَرَم می دارد ، قدم می زنیم وقتی که خوابم می آید ، تو می آیی یکبار وقتی که باران ناز می کند ، دلِ ناودان می شکند و می بارد وقتی که شب شروع می شود ، تمام می شود...
باران بند آمد ولی نبودن تو همچنان میبارد باران بند آمد ولی دوست داشتن تو بند نمی آید . . .
نباید یه مو از سرت کم بشه ! حق نداری اخم کنی ، همیشه باید بخندی ! اجازه ناراحت شدن نداری ! باید خیلی مواظب خودت باشی فهمیدی ؟ حق مریض شدن نداری ! باشه ؟ چون من دوستت دارم !
و من هنوز تو را مثل “ تمام شد ” مشق شبم دوست دارم . . .
دوستت داشتم دوستت دارم و دوستت خواهم داشت از آن دوستت دارم ها که کسی نمی داند که کسی نمی تواند که کسی بلد نیست !
تا گرمی آغوش تو هست ایمان نمی آورم ، به آغاز فصل سرد . . .
“عزیز بودن” جرم نیست امتیازیست که “تو” در قلب من داری و “خیلی ها” ندارند
قافیه های بلند نگاهت همیشه در آخرین لحظات به داد بیت های کوتاه غزلم می رسند وقتی که نیستی اما دستهای سیاه شعر سپیدم بالاست
بــــاز هـــــم خیال تــــو مــــرا “برداشــــت” کجــــا می بــــرد نمــــی دانــــم
خاطراتت صف کشیده اند ! یکی پس از دیگری … حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند ! و من … فرار می کنم از فکر کردن به تو مثل رد کردن آهنگی که … خیلی دوستش دارم خیلی !