مثل تو…
یه وقتایی لازمه یکی “کنارت” باشه.. کاری نکنه و حرفی نزنه ها !فقط باشه…
یه وقتایی لازمه یکی “کنارت” باشه.. کاری نکنه و حرفی نزنه ها !فقط باشه…
همیشه از آمدن “نـ” بر سر کلمات مـی ترسیدم ! نـ داشتن تو… نـ بودن تو… نـ ماندن تو
اگر کارگردان بودم صدای نفس هایت موسیقی متن تمام فیلم هایم بود
خورشید را در آغوش گرفته ای پاهایت را به بوسه دریا سپرده ای موهایت را به دست نسیم چه خوش غیرتـــــــم من
فاجعــــه یعنى… آنقدر در تو غــرق شـــده ام که از تلاقـــى نگاهـــم بادیگرى احســـاس خیانــت میـــکنم!! عشـــق یعنى همین…
دست هایـمان را بـهم قفـل کنیم فقط یـادت باشد کلیـد را جایـی بـگذاری که یـاد هیـچ کدامـمان نـماند
خوابیدن میان دستان تو بیدار شدن روبه روی چشمان تو دیدن لبخند هر روزه ی تو گرفتن دستان گرم تو سر بر بازوی تو نهادن سرت را به سینه فشردن راه رفتن بازو به بازو کنار نگاه تو این است تنها آرزوی من
وقتی کسی تو را عاشقانـــــــه دوست دارد شیوه ی بیــان اســم تـو در صدای او متفاوت است و تــــو می دانی که نامت در لبهـای او ایمن است . .
هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که یک نفر احساست رو بفهمه بدون اینکه بخوای به زور بهش حالی کنی . . .
امـتـداد بـازوانـت مـی شـود انـتـهـای دلـدادگـی … مـی شـود هـمـان گـوشـه دِنـجـی که راحـت مـی تـوان جان داد …