ماه من…
ماه من نماز آیات می خوانم وقتی گرفته ای …
ماه من نماز آیات می خوانم وقتی گرفته ای …
میگن نارنگی چون پوستش زود کنده میشه پیش مرگ همه ی میوه هاست نارنگیتیم هلو
کلی می جنگن با هم تا اسیر بگیرن ما نجنگیده اسیرتیم با وفا
شبی بود برفی هوا سرد بود و کولاک بهانه ای برای با هم بودن! زیر چترم تا پایان کوچه همراه شدی کاش هوا همیشه سرد و برفی باشه تا من و تو بهانه ای برای با هم بودن داشته باشیم!
به خودم می بالم که در این عصر یخی همسری دارم که دلش آینه ی خورشید است
نمى دانم چه رابطه ایست ؟ بین نبودنت با رنگ ها دلتنگ تو که میشوم زندگى ام سیاه مى شود !
اگر بدانی جایگاهت کجاست ، مرا باور میکنی اگر بدانی چقدر دوستت دارم ، درد مرا درمان میکنی تو عزیزی برایم ، تو بی نظیری برایم ، حرف دلم به تو همین است ، قلبت می ماند تا آخرین نفس برایم
مانند پاییز می مانی … آدم نمی داند چه بپوشد ، وقت دیدنت …
چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی…
می نویـــسم برای ” تـــــو ” که بخــوانی که بـدانی دوست داشتنت برای من بی انتهاست