شبی بود برفی…
شبی بود برفی هوا سرد بود و کولاک بهانه ای برای با هم بودن! زیر چترم تا پایان کوچه همراه شدی کاش هوا همیشه سرد و برفی باشه تا من و تو بهانه ای برای با هم بودن داشته باشیم!
شبی بود برفی هوا سرد بود و کولاک بهانه ای برای با هم بودن! زیر چترم تا پایان کوچه همراه شدی کاش هوا همیشه سرد و برفی باشه تا من و تو بهانه ای برای با هم بودن داشته باشیم!
به خودم می بالم که در این عصر یخی همسری دارم که دلش آینه ی خورشید است
نمى دانم چه رابطه ایست ؟ بین نبودنت با رنگ ها دلتنگ تو که میشوم زندگى ام سیاه مى شود !
اگر بدانی جایگاهت کجاست ، مرا باور میکنی اگر بدانی چقدر دوستت دارم ، درد مرا درمان میکنی تو عزیزی برایم ، تو بی نظیری برایم ، حرف دلم به تو همین است ، قلبت می ماند تا آخرین نفس برایم
مانند پاییز می مانی … آدم نمی داند چه بپوشد ، وقت دیدنت …
چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی…
می نویـــسم برای ” تـــــو ” که بخــوانی که بـدانی دوست داشتنت برای من بی انتهاست
شک ندارم خداوند مرا سر راهت قرار داد تا عاشقت باشم از بین دیگران مرا انتخاب کرد چون میدانست به بهترین شکل دوستت خواهم داشت
نمیدانم چشمانت با من چه میکند وقتی که فقط نگاهم میکنی چنان دلم از شیطنت نگاهت میلرزد که حس میکنم چقدر زیباست فدا شدن برای چشم هایی که تمام دنیاست
پر از عاشقانه ای تو دیگر از خدا چه بخواهم جز سلامتی و سرزندگی تو