تو آرامش منی
:به تو که میرسم مکث میکنم انگار در زیباییت چیزی را جا گذاشته ام مثلا در صدایت ، آرامش یا در چشم هایت ، زندگی
:به تو که میرسم مکث میکنم انگار در زیباییت چیزی را جا گذاشته ام مثلا در صدایت ، آرامش یا در چشم هایت ، زندگی
آدم های دیگر را نمی دانم در من اما ، اولین حسی که هر روز صبح بیدار می شود دوست داشتن توست !
میان دستهای کوچکت که حلقه می کنی دور تنم ، میان گرمای تنت که تمامم در آن گم می شود … هیچ کس دستش به من نمی رسد … ممنون که هستی ... لذت آغوش بی دغدغه و عشق ناب تو را ، با هیچ چیز عوض نمی کنم …
وقتی تو با منی ترافیک می تونه بهترین مکث عالم باشه
صدای گام های تو ضربان زندگی من است با من راه بیا هنوز تشنه ی زنده بودنم
سوگند میخورم به جز حضور تو هیچ چیز این جهان را جدی نگرفته ام حتی عشق را
صبحی که شروعش با توست خورشید دیگر اضافیست!
چشم های تو یک مرض مسری دارند هر بار نگاه می کنمت ، تب می کند وجودم.
گاهی تنها دو نفر میتوانند تمام دنیا را پشت میز کافهای مثل یک حبه قند در فنجانی چای به هم بزنند…
نمى دانم چه رابطه ایست ؟ بین نبودنت با رنگ ها دلتنگ تو که میشوم زندگى ام سیاه مى شود!