شب هایم را ، خواب های تو
روزهایم را خیابان های شهر می گیرند شب هایم را ، خواب های تو “بیولوژی” هم نخوانده باشی ، می فهمی چه مرگم شده است !
روزهایم را خیابان های شهر می گیرند شب هایم را ، خواب های تو “بیولوژی” هم نخوانده باشی ، می فهمی چه مرگم شده است !
“عزیز بودن” جرم نیست امتیازیست که “تو” در قلب من داری و “خیلی ها” ندارند
تو بریدی من دوختم تو دل من چشم به راهت . . .
گاهی… آنقدر دلم هوایت را میکند که شک میکنم به اینکه این دل مال من است
ﺁﺳــﻤــﺎﻥ ﺭﺍ ﻣـــــﺮﺧــﺺ ﻣﯽ ﮐـﻨـﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﻫــــــــــــﻭﺍ ﻫﻢ ﻧــﯿﺎﺯﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺗـــــــــــــــﻮ ﺧــــﻮﺩت ﺭﺍ ﻣﺜـــﻞ ﺁﺳـﻤـــﺎﻥ، ﻣﺜـــﻞ ﻫــــﻮﺍ، ﻣﺜـــﻞ ﻧـــــﻮﺭ ﭘﻬﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﻪ ﻟــﺤــﻈﻪ ﻫﺎﯾﻢ…
هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که یک نفر احساست رو بفهمه بدون اینکه بخوای به زور بهش حالی کنی . . .
زندگی را دوست دارم چون با یادش سپری میشود… خواب و رویا را دوست دارم چون با بودن او شیرین میشود… مهربانی را دوست دارم چون او اینگونه است… این جملات را دوست دارم چون به یاد او می افتم… او تنها رویای من است…
تـــو برمی گردی و زندگی را از جایی که پاره شده دوباره به هم می دوزیم در صندوقِ خاطره ها هنوز نخ برای بخیه زدن هستـــــــــ…!
هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم می گویند باران رساناست شاید دستهای من را هم به دستهای تو برساند
ﺁﺳــﻤــﺎﻥ ﺭﺍ ﻣـــــﺮﺧــﺺ ﻣﯽ ﮐـﻨـﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﻫــــــــــــﻭﺍ ﻫﻢ ﻧــﯿﺎﺯﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺗـــــــــــــــﻮ ﺧــــﻮﺩت ﺭﺍ ﻣﺜـــﻞ ﺁﺳـﻤـــﺎﻥ، ﻣﺜـــﻞ ﻫــــﻮﺍ، ﻣﺜـــﻞ ﻧـــــﻮﺭ ﭘﻬﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﻪ ﻟــﺤــﻈﻪ ﻫﺎﯾﻢ…