جانم باش…
جانم باش تا به لبم برسی می خواهم همه ببینند با تو جان به لب شدم
جانم باش تا به لبم برسی می خواهم همه ببینند با تو جان به لب شدم
من تو را دوست دارم نه از روی تنهایی نه از روی نیاز تنها به این دلیل که تو سزاوار عشق منی
تمام دنیا هم که بروند تمام دنیا هم که نباشند تمام دنیا هم که مرا نخواهند تمام دنیا هم که آوار شود برسرم تو هستی همین برای یک عمر دلخوشی کافیست
آرزویم این است که بهاری بشود روز و شبت که ببارد به تمام رخ تو بارش شادی و شعف و من از دور ببینم که پر از لبخند است : چشم و دنیا و دلت
و عشق اگر با حضور همین روزمرگی ها عشق بماند عشق است
بعضی ترانه ها را می توان بارها و بارها گوش داد بعضی انسان ها را می توان بارها و بارها دوست داشت
نگاهم به جهان رنگ میگیره … من ،خوشبخت ترین بانوی این جهان خاکی ا م وقتی جهانم با تو قسمت میشه
می خندی و زمین بهشت می شود باید بوسید دست طرّاح خندهایت را
آنقدر دوستت دارم که پروانه ها گیج می شوند گل ها تعجب می کنند و باران دلش آب می افتد !
از تو دور بودن پر توقعم کرده حالا دیگر تمام تو را میخواهم تا بشوم ثروتمند ترین فرد روى زمین