حســـود نیستم اما…
حســـود نیستم، اما بِشــــکند دستی غیر از من که بخواهـــد شعر بنویســـد برای تــــو
حســـود نیستم، اما بِشــــکند دستی غیر از من که بخواهـــد شعر بنویســـد برای تــــو
اونجا که مولانا میگه: «ما بی تو خستهایم، تو بی ما چگونهای؟» فقط غمی که اونجا داشته!
از سرِ شب رویِ تخت افتادهام، چِشمهایم را بسته و جایِ خواب به فِکر فرو رفتهام. این شب زیر این سَقف رویِ این تخت، تنها جایی است که نیستَم…! 📝 #علی_اصغر_وطن_تبار
او دیوانه شده بود .. او با عکس ها صحبت میکرد .. بلند بلند سرشان فریاد میکشید و میگفت : مَن را به من پس بده ! من ، آن منِ قبل از تو را میخواهم .. 📝 #مسلم_رحیمی
بهشت ، جای مناسبی برای من نیست در بندِ حوری و رود های جاری نيستم من جهنم می خواهم، بيابانی ، جایی ، اما كنار تو 📝 #شاهین_پورعلی_اکبر
دلتنگــ که باشی منطق سَرت نمی شود … یکــ عکس از او یکــ آهنگــ که عدمِ حضورش را بیشتر به رُخت بکشد یکــ شوخیِ ساده یکــ کلمه یِ نامهربانِ دور از انتظار یکــ لحنِ سَرد کافیست برایِ شکستنِ بُغضت !
به دل نگیر جانم این مردم بی فایده ها را دوست ندارند …! سیگار هم که باشی به ته برسی زیر پا لهت میکنند . کافیست یک روز کارِشان گیر تو نباشد همین …
“و الصّبح اِذا تنفّس” ؛ و صبح همان تنفس گرمت ميانِ نوازش موهايم است
قلب ها پیوندشان در آسمانها بسته میشود اما آه از دلبستگی های یک طرفه که جان آدم را ذوب می کند کمی به فکر یکدیگر باشیم شاید راست می گوید… دوستت داشته باشد
نگاه خسته ی من به در نشسته ولی نشسته به دل تو یه مرد چشم عسلی!