کلمه ” عزیزم ” …
کلمه ” عزیزم ” … به بعضی ها خیلی می آید… مثلا وقت هایی که مرا ” عزیزم ” صدا می کنی …! چقدر تو به من می آیی …
کلمه ” عزیزم ” … به بعضی ها خیلی می آید… مثلا وقت هایی که مرا ” عزیزم ” صدا می کنی …! چقدر تو به من می آیی …
من همان بیمار مبتلا به سرطان که مرا علاجی نیست جز شیمی درمانی تو…..
به گمانم خدا با تو همدست باشد وگرنه یک آدم برود و یکی دیگر مرگ را تجربه کند کمی عجیب نیست…؟
ميداني جانم طرز نگاهت ديوانه ام كرد وگرنه خيلي ها در چشمانشان قهوه دارند
توازتبارجمعه ای! تنهاودلگیری همیشه امازیباییت حدندارد.
تا به حال کسی تو را با چشم هاش نفس کشیده؟ آنقدر نگاهت می کنم که نفس هام به شماره بیفتد …
از چشمان تو افتادم… میدانم روزی جعبه ی سیاهم را پیدا خواهند کرد و میفهمند که رفتنت علت سقوطم بود…
اینکه بخواهی اش اینکه بخواهدت و قسمت هم نباشید بدترین پایانِ باز فیلمنامههای دنیاست
آنقدر به پای هم بمانید. کهوقتی از خودتان پرسیدید: برایش چه کاری انجام دادم؟ دلتان فریاد بزند! میتوانستم بروم، اما تالحظه ی اخر، تاوقتی که جان داشتم برایش تپیدم.
حيف! نميتوانم تورا در خاطراتم بسوزانم. آخر،ترس دارم خاكسترت روزي،زندگي ام را… سياه كند.