عاشق روش سوز ز معشوق آموخت
آن روز که آتش محبت افروخت عاشق روش سوز ز معشوق آموخت از جانب دوست سر زد این سوز و گداز تا در نگرفت شمع پروانه نسوخت
آن روز که آتش محبت افروخت عاشق روش سوز ز معشوق آموخت از جانب دوست سر زد این سوز و گداز تا در نگرفت شمع پروانه نسوخت
سیب سرخی بوده ام خواهان فراوان داشتم مانده ام حالا فقط با جای دندان هایشان !
درخت دوستی رو با قلب میکارن نه با دست ! تو را من با قلب دوست دارم نه با حرف . . .
کـوتـاه مـی گـویـم دوسـتت دارم اما از دوست داشـتـنـت کـوتـاه نـمـی آیم . . .
چشمانم را به ابرها قرض می دهم کافیست عکست را نشانم دهند خشکسالی چند سال اخیر را جبران خواهم کرد . . .
دور از تو آنچه سمت چپ سینه ی من است “دل” نیست موزه ی درد معاصر است . . .
یادت باشه وقتی دلبر داری باید از بقیه “دل” برداری . . .
همانقدر که دوستت دارم همانقدر از من فاصله میگیری و من متنفرم از “نیروی دافعه” . . .
عشق آدم را داغ می کند و دوست داشتن آدم را پخته می کند هر داغی یک روز سرد می شود ، ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود . . . دوستت دارم
به تو وابسته ام ، مانند سربازی به سربندش تو معروفی به دل بردن ، مونالیزا به لبخندش چه حالی داشتم با رفتنت ، سربسته می گویم شبیه حال مردی ، لحظه ی اعدام فرزندش . . .