دلتنگ که باشی منطق سَرت نمیشود
دلتنگــ که باشی منطق سَرت نمی شود … یکــ عکس از او یکــ آهنگــ که عدمِ حضورش را بیشتر به رُخت بکشد یکــ شوخیِ ساده یکــ کلمه یِ نامهربانِ دور از انتظار یکــ لحنِ سَرد کافیست برایِ شکستنِ بُغضت !
دلتنگــ که باشی منطق سَرت نمی شود … یکــ عکس از او یکــ آهنگــ که عدمِ حضورش را بیشتر به رُخت بکشد یکــ شوخیِ ساده یکــ کلمه یِ نامهربانِ دور از انتظار یکــ لحنِ سَرد کافیست برایِ شکستنِ بُغضت !
به دل نگیر جانم این مردم بی فایده ها را دوست ندارند …! سیگار هم که باشی به ته برسی زیر پا لهت میکنند . کافیست یک روز کارِشان گیر تو نباشد همین …
“و الصّبح اِذا تنفّس” ؛ و صبح همان تنفس گرمت ميانِ نوازش موهايم است
قلب ها پیوندشان در آسمانها بسته میشود اما آه از دلبستگی های یک طرفه که جان آدم را ذوب می کند کمی به فکر یکدیگر باشیم شاید راست می گوید… دوستت داشته باشد
نگاه خسته ی من به در نشسته ولی نشسته به دل تو یه مرد چشم عسلی!
کلمه ” عزیزم ” … به بعضی ها خیلی می آید… مثلا وقت هایی که مرا ” عزیزم ” صدا می کنی …! چقدر تو به من می آیی …
من همان بیمار مبتلا به سرطان که مرا علاجی نیست جز شیمی درمانی تو…..
به گمانم خدا با تو همدست باشد وگرنه یک آدم برود و یکی دیگر مرگ را تجربه کند کمی عجیب نیست…؟
ميداني جانم طرز نگاهت ديوانه ام كرد وگرنه خيلي ها در چشمانشان قهوه دارند
تا به حال کسی تو را با چشم هاش نفس کشیده؟ آنقدر نگاهت می کنم که نفس هام به شماره بیفتد …