توازتبارجمعه ای!
توازتبارجمعه ای! تنهاودلگیری همیشه امازیباییت حدندارد.
توازتبارجمعه ای! تنهاودلگیری همیشه امازیباییت حدندارد.
تا به حال کسی تو را با چشم هاش نفس کشیده؟ آنقدر نگاهت می کنم که نفس هام به شماره بیفتد …
از چشمان تو افتادم… میدانم روزی جعبه ی سیاهم را پیدا خواهند کرد و میفهمند که رفتنت علت سقوطم بود…
اینکه بخواهی اش اینکه بخواهدت و قسمت هم نباشید بدترین پایانِ باز فیلمنامههای دنیاست
آنقدر به پای هم بمانید. کهوقتی از خودتان پرسیدید: برایش چه کاری انجام دادم؟ دلتان فریاد بزند! میتوانستم بروم، اما تالحظه ی اخر، تاوقتی که جان داشتم برایش تپیدم.
حيف! نميتوانم تورا در خاطراتم بسوزانم. آخر،ترس دارم خاكسترت روزي،زندگي ام را… سياه كند.
گاهی بودن در قلب کسی فایده ای ندارد! بعضی روزها شانه ها نیاز دارند کسی کنارشان شانه به شانه عرضِ خیابان را قدم بزند…
عَطرِ “تَنَت” رویِ پیراهَنَم بَهارِ سیالِ مَن اَست..!
تلخ ترين قسمتِ اين قصه همين جاست كه “نيست…”
– صبح ها ، کمی مهربان تر باش .. حواست را با ساعتِ دلت کوک کن .. شاید یک نفر تمامِ دیشبش را به هوایِ صبح بخیرِ تو بیدار مانده باشد .