از چشمان تو افتادم…
از چشمان تو افتادم… میدانم روزی جعبه ی سیاهم را پیدا خواهند کرد و میفهمند که رفتنت علت سقوطم بود…
از چشمان تو افتادم… میدانم روزی جعبه ی سیاهم را پیدا خواهند کرد و میفهمند که رفتنت علت سقوطم بود…
اینکه بخواهی اش اینکه بخواهدت و قسمت هم نباشید بدترین پایانِ باز فیلمنامههای دنیاست
آنقدر به پای هم بمانید. کهوقتی از خودتان پرسیدید: برایش چه کاری انجام دادم؟ دلتان فریاد بزند! میتوانستم بروم، اما تالحظه ی اخر، تاوقتی که جان داشتم برایش تپیدم.
حيف! نميتوانم تورا در خاطراتم بسوزانم. آخر،ترس دارم خاكسترت روزي،زندگي ام را… سياه كند.
گاهی بودن در قلب کسی فایده ای ندارد! بعضی روزها شانه ها نیاز دارند کسی کنارشان شانه به شانه عرضِ خیابان را قدم بزند…
عَطرِ “تَنَت” رویِ پیراهَنَم بَهارِ سیالِ مَن اَست..!
تلخ ترين قسمتِ اين قصه همين جاست كه “نيست…”
– صبح ها ، کمی مهربان تر باش .. حواست را با ساعتِ دلت کوک کن .. شاید یک نفر تمامِ دیشبش را به هوایِ صبح بخیرِ تو بیدار مانده باشد .
گاهی بودن در قلب کسی فایده ای ندارد! بعضی روزها شانه ها نیاز دارند کسی کنارشان شانه به شانه عرضِ خیابان را قدم بزند…
برای زنها میوه چیدن از شاخه هایِ بلند لذتِ خاصی دارد برایِ همین است که وقتِ بوسیدن رویِ پنجه آمدن را از خودِ بوسه بیشتر دوسـت دارند !