هیچوقت حدِ خودم را نفهمیدهام…
هیچوقت حدِ خودم را نفهمیدهام مثلا پایِ عشق درمیان باشد، میخواهم، جایِ دوست داشتَنَت، هِی برایِ تو بمیرم بمیرم بمیرم #ماندانا_طورانی
هیچوقت حدِ خودم را نفهمیدهام مثلا پایِ عشق درمیان باشد، میخواهم، جایِ دوست داشتَنَت، هِی برایِ تو بمیرم بمیرم بمیرم #ماندانا_طورانی
جمعه ها از حوالیِ نبودنت ناشیانه عبور می کنم زمزمه می کنم آهنگ “دوستت دارم” هایم را بیا تا جان نداده ام میانِ خاطراتت #سمیه_براتی
دیگر نه دلی مانده، نه جانی… میخواهم تمام آرزوهایم را به دستِ باد بسپارم… باید تورا هم به دستِ بادِ فراموشی بدهم، عزیزِ دورم! برو… و آرزویِ “دیگری” شو…! #نیلی_ق
من مدَتهاست ؛ خواب را میانِ خیالت گم کردهام ..! #پگاه_صنیعی
پدرم هروقت میخواست کثرتِ چیزی را بیان کند می گفت:”یک دریا…” مثلا می گفت:نمی دانی فلانی یک دریا پول دارد! کی می رسد روزی که تو رو به رویم بایستی،زل بزنم به چشمانت و بگویم: ” فلانی نمی دانی من “تو” را یک دریا دوست دارم!” #شقایق_عباسی
حواست هست جانم براي ديدار چشمانت جانم ميرود ؟
من که عاشق خودش نبودم! چشمانش! نگاهم که میکرد ناخواسته تمامم را برایش می دادم. #سهیل_هدایتی
همین برای من بس است که بدانم از خیابانی که رد میشوم هوای تو را نفس کشیده باشد حتی کنار دیگری! حتی اگر دیگری نفست را نفس کشیده باشد! چه فرقی دارد ؟مهم این است که تو هستی! هرچه قدر دور.. هر چه قدر بی رحم! هرچه قدر… مهم این...
چه کَسی میداند !؟ شاید برایِ خُدا هَم ، ما “پرنده “بودیم و زمین ” قفس” …
دیگر نه دلی مانده، نه جانی… میخواهم تمام آرزوهایم را به دستِ باد بسپارم… باید تورا هم به دستِ بادِ فراموشی بدهم، عزیزِ دورم! برو… و آرزویِ “دیگری” شو…! #نیلی_ق