آنگاه با توام آرامم
در آن سوی نگاهت عشق را یافتم آنگاه با توام آرامم آرامتر از همیشه
در آن سوی نگاهت عشق را یافتم آنگاه با توام آرامم آرامتر از همیشه
حالا که تیک تیک قلبامون یکی شد حالا که عطر نفسهامون یکی شد بذار یه چی بهت بگم !! بگم؟!!!! دوستت دارم
با تو بودن برایم بهترین لحظات زندگی است ومن وجود پر مهر و سرشار از عشق تو را در کاشانه قلبم به وضوح میبینم ومی دانم با تو میشود به خدا رسید
شانه هایت را برای تکیه انتخاب کردم تو پناه منی در لحظه های بیقراریم در عبور بادهای خزان روی باغ شانه هایت هر وقت اندوهی نشست در حمل بار غصه ات با شوق شرکت میکنم
از انتهای خیالت تا هر کجا بروی به هم میرسیم زمین بیهوده گرد نیست فرقی ندارد شرق یاغرب شمال یاجنوب من تورابه هرجهت دوست دارم
تو سرما بخوری من هم می خورم ! برای دو نفر که همدیگر را دوست دارند این یک اتفاقِ منطقی ست نه به ویروس ها ربط دارد نه هیچ چیزِ دیگر
دوست دارم تا آخرین باقیمانده ی جانم تو را عاشق کنم زندگی من در زلالی چشمان تو خلاصه شده زندگی من در نفس های بازدم تو جاری شده زندگی من در همین از تو نوشتن ها وسعت یافته نفس کشیدن من تنها با یاد آوری زنده بودن تو امکان پذیر...
دوست داشتن زبان ٬ زمان ٬ راه ٬ دلیل ٬ نشانه نمی خواهد دوست داشتن دل می خواهد و یک من می خواهد و یک تو
گویند باغبان عمری طولانی دارد چون با گل سر و کار دارد ولی من عمر طولانی تر از باغبان دارم چون همسری زیباتر از گل دارم
“دوستت دارم” هایت را به کسی نگو نگه دار برای خودم من جانم را برای شنیدنش کنار گذاشته ام . . .