آغوشت را ….
آغوشت را با تمام دنیا معامله نمیکنم
آغوشت را با تمام دنیا معامله نمیکنم
سرم که به شانه ات برسد تمام است همه ی دردها.همه ی اشک ها…
حرف های زیادی بلد نیستم من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای از لبخندت که حرف هایم را دزدید از عشق چیزی نمی دانم اما دوستت دارم کودکانه تر از آنچه فکر کنی عشقم….
یک عمر با نگاهم گفتم دوسـتـت دارم اما گوش نمی کردند چـشـمـهـایـت !!!
نه طبق مُد دوستت دارم ، نه به حکم سنت ! همه چیز بنا بر فطرت است … “خوب”ها دوست داشتنی اند خوب من …
کافیست رُخت را برگردانی استاد بزرگ شطرنج هم که باشم ، مات خواهم شد …
دلم فیلم بلنــــــــد می خواهد … یک واقعیت عاشقانه … پر از سکانس های با تو بودن و یک دکمه ی تکرار …
تا تو هستی که دستانم را بگیری ، آرزو میکنم هر روز زمین بخورم ! کاش تابستانها هم برفی بود !
دیوانه نیستم ! فقط ، فقط طوری “خاص” که دیگران نمیتوانند ، تو را “دوست” دارم
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺁﺭﺯﻭ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﻫﺪﻓﻬﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﺗﻮ …