صبح صدای توست…
“صبح” “صدایِ توست” در نوارِ دلتنگی ؛ که خورشید پخشش می کند ..!
“صبح” “صدایِ توست” در نوارِ دلتنگی ؛ که خورشید پخشش می کند ..!
بیمار توام کاش که تجویز کنی آمدنت را..
چشمانت اسیر شده ی یک دنیاست مبادا چشمانت را بر روی هم بگذاری که زمین میلرزد و یک دنیا اسیرش می شود
تعارف که نداریم من حسادت می کنم! به لیلی مجنون و به آیدای شاملو لعنتی! تو هم مرا همانقدر دوست داشته باش من از ورد زبان شدنهای این مدلی خوشم می آید!💜🤦🏻♀️
همه اسفند را آتش میزنند تو… قلبِ مرا از من بپر سال هاست “آتشِ عشقت” در من… زبانه میکشد…!
شايد ديگر هيچوقت حرف نزنم اگر امکانِ در آغوش کشيدنت را داشته باشم
روی میز گوشه کُمُد یا کنارِ تخت، قبلِ رفتن چیزی جابگذار، برای روزهای بلندِ دلتنگی!
در حالِ دوست داشتنِ توام مثلِ چادر نمازِ بی بی، به عبادتش! مثلِ… شعر، به چشم هایت! مثلِ… دوستت دارم به لبهایم! مثلِ نفس به اسمت! نه! مثلِ اسمت به نفسم!
در جست و جوی نقصی در توام مگر میشود کسی به بي عيبيِ تو؟ یک جای کار میلنگد به گمانم عاشق شده ام
تیشه به کوه “نداشتنت” زدهام. پیامبر نیستم! اما شاید معجره شد، آمدی…