بهمن 9ام, 1395 | داستانهای واقعی | بدون دیدگاه
با قبولی در دانشگاه فکر میکردم در مسیر خوشبختی قرار گرفتهام…
قبولي من در دانشگاه اين باور را برايم به وجود آورد که در مسير خوشبختي قرار گرفته ام و ديگر هيچ مشکلي نخواهم داشت اما ترم چهارم بودم که عمويم مرا براي پسرش خواستگاري کرد و با اين که هيچ علاقه اي به پسرعمويم نداشتم فقط به احترام پدرم و البته با...

