داستان دوستی های غلط

وقتی به خانه برگشتم يادداشتی از او ديدم که برای هميشه خداحافظی کرده بود…

من که نگران همسرم بودم به او پيشنهاد دادم در خانه خودش را سرگرم کند و به ورزش بپردازد.  حتي به الهه گفتم اگر دوست داري مي توانم کاري برايت پيدا کنم اما او معتقد بود نبايد از مدرک دانشگاهي اش براي هر کاري استفاده کند و در واقع توقع داشت در...

InstagramTelegrammaghalat