
زن ایدهآل برای ازدواج به روایت مردان ایرانی
این روزها با تنوع معیارهای ازدواج بین پسران مجرد روبهرو هستیم. هنوز هم ملاکهای ثابتی چون زیبایی در میان اقشار مختلف برای ازدواج پابرجاست، اما ملاکهایی نظیر ثروت و شاغلبودن زن، جزو ملاکهای جدیدی است که در بین خانوادهها از زبان پسران مجرد یا خانوادههایشان شنیده میشود.
همسر مطلوب در معیارهای ازدواج چه نقشی دارد؟
همسر ایدهآل در جامعهشناسی به معنای تصوری که جوانان از ویژگیهای فرد موردنظرشان جهت ازدواج در ذهن خود میسازند، به کار میرود. درواقع وقتی از معیارهای ازدواج صحبت میکنیم، منظور همان تصورات ذهنی فرد از همسر مطلوبش است.
در فرهنگهای مختلف همسر مطلوب؛ بهخصوص برای مردان، تعاریف متفاوتی دارد. در جامعه ایران با توجه به اینکه همچنان انگارههای سنتی در رابطه با ازدواج وجود دارد و از طرف دیگر جوان ایرانی به دلیل افزایش سطح تحصیلات و ارتباط با دنیای مجازی، با دنیای مدرن هم ارتباط پیداکرده است، ویژگیهای همسر مطلوب و ایدهآل برای قشر جوان تعاریف جدید و متنوع و بعضاً متضاد و متناقضی پیداکرده است. در ادامه به بررسی همین تعدد تعاریف خواهیم پرداخت.
شاغل یا خانهدار؛ ملاکی قابلتأمل برای پسران
اینکه همسر ایدهآل از نگاه مردان جامعه چه ویژگیها و تعاریفی دارد، موضوعی است که برای بررسی آن باید به سراغ خود مردان رفت و به جستجوی ذهنیتهای آنان در این رابطه پرداخت.
فرهاد متولد 63 و دانشجوی دکتری میگوید :”من دوست دارم همسرم شاغل باشه؛ اینطوری خیالم راحته که مشغولیت داره و به کارهای من سرک نمیکشه.”
همچنین حمیدرضا 29 ساله و دارای مدرک کارشناسی ارشد اعتقاد دارد که زن باید شاغل باشد، “چون زن خانهدار افسرده میشه!”
پیام، روشن و صریح است: تحصیلات دانشگاهی مردان حتی در سطوح بالا ظاهراً چندان ارتباطی با باورهای کلیشهای و قالبی و عامیانه در ازدواج و انتخاب همسر ندارد. درواقع درحالیکه ظاهراً در این اقشار، شاغلبودن زن به رسمیت شناخته شده است، اما باید توجه داشت که این به رسمیت شناختهشدن، کاملاً با باورهای عامیانه، غالبی و اقتدارجویانه درآمیخته است.
اما در این میان همچنان نگاههای سنتی نسبت به شاغل یا خانهداربودن زنان وجود دارد؛ تفکراتی که اشتغال زن را مانع زندگی خانوادگی دانسته و باکار کردن و درآمد داشتن او احساس ناامنی میکنند. محسن 26ساله و دارای مدرک کارشناسی ارشد دراینباره میگوید: “دوست ندارم همسرم فعالیت اجتماعی یا شغلی داشته باشه و دوست ندارم سطح خانوادگیشان از ما بالاتر باشه؛ اینطوری هیچوقت از من حرفشنوی نداره.”
همچنین بهزاد که دانشجوی کارشناسیارشد و 24 ساله است، معتقد است که محیطهای کاری جای مناسبی برای زنان نیست و نمیتوان بهراحتی به فضاهای شغلی اعتماد کرد: “ترجیح میدم همسرم خانهدار باشه. هم بیشتر به خانه و زندگی و خودش برسه و خیالم راحت باشه که بیرون از خانه با هزاران غریبه و فرد نامناسب سروکار نداره.”
ثروت زن، معیاری جدیدالتأسیس برای پسران
البته که بهجز نگاههای ناشی از درآمیختن سنت و مدرنیته که بر اشتغال زنان تأکید دارند، برخی از مردان دلایل دیگری برای پراهمیتشمردن شاغلبودن همسرشان دارند که بیشتر منفعتجویانه و مادی است.
امیر متولد سال 60 و دانشجوی فوقلیسانس درباره ملاکهای همسر ایدهآلش میگوید: “اگر زن کار نکنه پس چطور میشه زندگی رو چرخوند؟ من روی درآمد همسرم حساب باز میکنم و به همین دلیل شاغلبودن زن از ملاکهای مهم برامه.”
درواقع این قضیه تا حدودی فراتر از بحث اشتغال و مربوط به طبقه اقتصادی خانواده دختر است که متأسفانه امروزه امری مهم برای بسیاری از پسران و خانوادههایشان شده است.
فرهاد متولد سال 63 و دانشجوی دکتری هم درباره اهمیت وضع مالی همسر آیندهاش میگوید: “من دوست دارم همسرم پولدار باشه. میخواهم به درسم ادامه بدم و نمیخوام برای بحث مالی چند نوبت کارکنم. اینطوری خیالم از بابت آینده راحته.”
همچنین حمیدرضا 29ساله هم نظری شبیه به فرهاد دارد و معتقد است: “همسر من باید پولدار باشه وگرنه کی میتونه در حال حاضر از پس زندگی بربیاد که من بتونم؟!؛ میخوام بعد از ازدواج از زندگی لذت ببرم، نه اینکه درگیری و دغدغه مالی داشته باشم.”
در میان ملاکهای جدیدالتأسیس برای انتخاب همسر از نگاه مردان، ثروت دختر و وضعیت طبقاتی خانواده او جزو ملاکهایی است که برای تعدادی از پسران مجرد از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و البته این امر موضوع جدیدی است که تا چندی قبل اساساً جایی در ذهن پسران نداشت. درگذشتهای نهچندان دور پسرانی که به هر دلیل مجبور به زندگی در خانه پدرزن یا خانه اهدایی خانواده زن میشدند، با لفظ “داماد سرخانه” بهنوعی مورد انتقاد قرار گرفته و این موضوع به لحاظ اجتماعی امری ناپسند شمرده میشد.
اما ظاهراً در سالهای اخیر شرایط فرهنگی جامعه به سمتی رفته است که اولاً شرایط اقتصادی و مادی خانواده دختر برای خانوادهها بسیار مهم شده و البته این قضیه تا حدودی نتیجه طبیعی پراهمیت شدن تجملات است و ثانیاً رقابتی میان پسران برای ازدواج با دختران “خانه”دار و شاغل درگرفته است که وجههای مادی و متضاد با فرهنگ و قوانین شرعی و عرفی، به ازدواج میدهد.
علی 30 ساله و دیپلمه در این زمینه به نکته دیگری اشاره میکند و معیارهای همسر مطلوبش را “تکدختر بودن” نیز میداند: “برای من تکدختر بودن همسر آیندهام مهمه. بههرحال منابع اقتصادی خانوادهای که یه فرزند یا 4 فرزند داره، کاملاً متفاوت تقسیم میشه. پس چهبهتر که همسرم تنها فرزند خانواده باشه.”
زیبایی زن؛ فاکتور همچنان مطلق ازدواج در میان مردان
اگر بحث شاغل یا خانهداربودن و ثروت خانواده دختر از موضوعاتی است که این چندساله بهعنوان فاکتور ازدواج وارد این جریان شده، زیبایی ظاهر و اندام، در عوض از قدیمیترین و رایجترین فاکتورهای ازدواج در میان ایرانیان بوده است. البته که باید در نظر داشت موضوعی که در این میان دستخوش تغییر شده، نگاه به زیبایی و فاکتورهای جذابیت صورت و اندام است.
اگر تا چندین سال پیش ذایقه و سلیقه زیبایی میان ایرانیان از تنوع و چندگانگی برخوردار بود، امروزه رسانهها مدام در حال تعریف زیبایی هستند تا ذهن مخاطب را با هر نژاد و قوم و زبان و فرهنگ در رابطه با معیارهای زیبایی یکدست و یکنواخت کنند. به همین دلیل دختران هم ترجیح میدهند برای تطابق با فاکتورهای مدام تکرارشونده، دست به هر کاری زده تا مقبول و محبوب جامعهای شوند که سرمایهداری و مردسالاری در اتحادی کمنظیر ساختهاند.
محسن 26ساله و دارای فوقلیسانس، درباره اهمیت زیبایی در مورد همسر آیندهاش میگوید: “مگه میشه با این رنگارنگی دختران در جامعه، از زیبایی همسرم کوتاه بیام؟! آنهم انتخابی که برای یک عمره. زیبایی برام مهمترین فاکتوره.”
همچنین علی 30 ساله و دیپلمه میگوید که زیبایی برایش ملاک غیرقابلچشمپوشی است: “آدم از بچگی یه تصوری از همسرش داره و دلش میخواد زنش شبیه ذهنیتش باشه. مثلاً مگر میشه قد و هیکل و رنگ پوست و شکل صورت همسرم غیر از اون چیزی باشه که سالها برام مهم بوده؟”
معیار اخلاقیات آیا به فراموشی سپردهشده؟
وقتی برای صحبت در مورد معیارهای ازدواج سراغ افراد میرویم، البته که در حرف بالاخره صحبتی هم از اخلاق و شعور و همراهی و همدردی در زندگی میشود. بسته به پایگاه قشری و عقیدتی از نجابت و مذهبیبودن و تحصیلات و کمتوقعی و بهساز بودن دختر در مادیات همصحبت میشود، اما همه این صحبتها، پس از تأکید مؤکد مردان و البته خانوادههایشان بر اهمیت زیبایی و وضعیت مالی دختر و خانوادهاش است.
ضمن آنکه در صحبت با دختران و تجربههایشان از پسرها و خانوادههایشان آنچه امر رایج و واجب روزگار شده، اهمیت سطح رفاه خانواده دختر و بهاصطلاح خانه و زندگی چشمگیری است که در صحبتهای اولیه پسران بهعنوان معیار ازدواج ذکر نمیشود.
بهزاد که دانشجوی کارشناسیارشد و 24 ساله است، در میان فاکتورهایش به اخلاق و اهل نماز بودن و کمتوقعی همسر آینده اشاره میکند. و در پاسخ به این سؤال که وضع مالی و زیبایی دختر در این میان چه اولویتی دارد، میگوید: “اتفاقاً جدیداً به این موضوع فکر میکنم. بالاخره هیچکس همهچیز نداره. این روزا که بیشتر دغدغه ازدواج دارم و خواستگاری میرم، تصمیم بهتری میتونم بگیرم. مثلاً اگر دختری نماز بخونه و بیحجاب باشه، اما زیبا و در سطح مالی خودمون باشه، برام قابلقبولتر از دختریه که اهل نماز و حجابه، اما زیبا نیست.” وی استدلالش این است که شاید بتوانم دختر را برای باحجاببودن قانع کنم، اما ظاهرش را که نمیتوان عوض کرد! از معیارهایش در مورد سطح “وضع مالی خودمان” میپرسم و میگوید: “مادرم معتقده منطقه زندگیشون از خودمون پایینتر نباشه. شغل پدرش اسم و رسمی داشته باشه و بهطورکلی نوع زندگیکردنشون شبیه ما باشه.”
آنچه در این میان واضح و مشخص است، فراموشی و کماهمیت شمردن ارزشهای اخلاقی و رفتاری در میان معیارهای ازدواج است؛ موضوعی که در گذشته نهچندان دور امر مهمی محسوب میشد و حداقل ارزش بیشتری از وضعیت مالی و رفاه خانواده فرد داشت.
سطح توقع پسران نسبت به دهههای پیش بالا رفته است
معیارهای ازدواج پسران آنقدر متنوع و متعدد شده است که بعضاً ارتباطی با سطح زندگی و شرایط شخصی خودشان ندارد. شاید بتوان دلایل این قضیه را در چند بعد دید. اول آنکه روابط آزاد دختران و پسران و دسترسی راحت به جنس مخالف، سطح توقعات پسران را بالابرده است. امیر متولد سال 60 و دانشجوی فوقلیسانس دراینباره میگوید: “آنقدر دخترای متعدد و متفاوتی اطرافم وجود دارن، که فکرکردن به ازدواج خیلی سخت میشه. از طرف دیگه تصمیمگیری و انتخاب از میان اینهمه گزینههای زیبا و دارای امکانات مختلف، خب آدم رو وسوسه میکنه که دنبال بهترین بگرده. دنبال بهترین گشتن هم کار سختیه و انتخاب رو خیلی سخت میکنه.”
از طرف دیگر طی دو دهه اخیر رسانهها آنچنان به موج آمارهای درست و نادرست جمعیتی و اکثریتبودن دختران برای ازدواج دامن زده و بر آن موجسواری کردهاند، که آنچه در نهایت ایجاد شده، تصور نادرستی از ازدواج برای پسران و خانوادههایشان است. فرهاد متولد سال 63 و دانشجوی دکتری، با توجه به داشتن مدرک دکترا خود را محق به انتخاب هر دختری میداند و اصلاً نمیتواند “نه” بشنود: “در شرایطی که دخترای زیادی امکان ازدواج ندارن و هر روز خبری از تجرد قطعی دختران میشنویم، طبیعیه که پسرا دنبال بهترین باشن. وقتی اینقدر حق انتخاب گستردهای وجود داره، یه دختر باید مزایای زیادی داشته باشه تا پسری که شاید امکانات کمتری هم داره اونو برای همسری انتخاب کنه!”
جامعه برای تغییر معیارهای ازدواج چه میتواند بکند؟
درواقع معیارها و فاکتورهای ازدواج در جامعه توسط رسانهها، نخبگان، مسئولین، قوانین و کارشناسان شکل میگیرد. به همین دلیل در شرایطی که بخشی از تأخیر در سن ازدواج جوانان ناشی از همین معیارها و فاکتورهای ازدواج است، لازم است ساختارهای فرهنگی جامعه فکری به حال تغییرات ارزشی و نگرشی جوانان کنند. از طرف دیگر برخی از این معیارهای جدید مانند ثروت، موجب اضمحلال زیرساختهای اخلاقی، ارزشی و اعتقادی جامعه شده و از همه مهمتر موجب بازتولید نگاه ابزاری به زنان و شیءشدگی آنها شده است.
درنهایت آنکه بررسی نگرشها و ارزشهای جوانان در رابطه با ازدواج میتواند بخش بزرگی از موانع موجود و واقعی در این راستا را شناسایی کرده و برای حل مسئله، صورت مسئله دقیقی را برای کارشناسان فراهم کند.
کلمات کلیدی : ازدواج , ازدواج سالم , ازدواج موفق , ازدواج موفق چه ازدواجی است , ازدواج موفق چیست , بعد از ازدواج , چگونه ازدواج موفق داشته باشیم , راهکارهای ازدواج موفق , زندگی مشترک , عوامل ازدواج موفق , مشاوره بعد از ازدواج
ارسال نظر








