
دخالت والدین برای ازدواج دختر و پسر
یکی از حقوق فرزندان که بر عهده والدین می باشد، ساماندهی امر ازدواج آن ها است. از آن جایی که ازدواج یکی از رویدادهای مهم و سرنوشت ساز زندگی هر انسانی است، والدین در امر ازدواج و انتخاب همسر فرزندانشان نقش خطیری بر عهده دارند. پدر و مادری که در تمام دوران کودکی و نوجوانی فرزندشان دلسوزانه در رشد و بالندگی او تلاش کرده و از جان و دل بزرگشان کرده اند، اکنون هم که یک جوان برومند شده و به سن ازدواج رسیده، باز هم از هیچ تلاشی برای فراهم شدن اسباب خوشبختی آنها فرو گذار نمی کنند. عنوان پدر ومادر، یك مسئولیت ویژهای را برای امر ازدواج بر دوش والدین میگذارد، هر چند این مسئولیت در جامعه به دوش همه آنهایی است كه میتوانند كاری انجام بدهند، اما پدر و مادرها یك موقعیت دیگری دارند. یك مسئولیت عمومی كه همه به آن مكلف هستند از جمله پدر و مادر، که این وظایف عبارتست از: خیرخواهی برای فرزند و توجه دادن او به اشتابهاتی كه دارد، احیانا اگر انتخاب ناپجایی دارد، یا كاری میخواهد انجام دهد كه به مصلحت او نیست، لازم است به او تذكر دهند، این بخش در واقع از اموری است كه به همه افراد مربوط میشود، اگر انسان بفهمد دوست او میخواهد كاری انجام دهد كه اشتباه است یا یك لغزشهایی دركارش وجود دارد، آنها را به او متذكر می شود، اما در مورد دخالت پدر و مادر! بایست عرض کنم که این دخالت مسئله ای طبیعی است، زیرا فرزندان تجربه چندانی درزندگی ندارند گرچه در باره دیگران چیزهایی دیدهاند یا مطالعاتی كردهاند، اما در واقع تجربه عملی نسبت به خودش ندارند. اولین كسی كه میتواند جوانان را در مسیر ازدواجشان بیش از همه كمك كند، كسی است كه اولا به آنها از نظر روحی نزدیكتر است، ثانیا بیش از دیگران آنها را میشناسد، گاهی پدر و مادرها فرزندانشان را دوست دارند، اما خوب نمیشناسند، نمیتوانند استعدادهای او را درك كنند، متأسفانه ممكن است بعضاً اجازه فرصتهای بروز استعدادها را به فزندانشان ندادهاند، گاهی پدر و مادرها نمیدانند فرزندانشان چه توانمندیهایی دارد.
بنابراین قبل از هر چیزی اولا باید فرزند را خوب شناخت كه چه استعدادهایی دارد و از چه نقاط قوت و ضعفی برخوردار است، ثانیا باید با او رابطه كاملا عاطفی برقرار کرد. چنانچه پدر و مادری این دو امر را نسبت به فرزندشان نداشته باشند، عملا در همراهی فرزندان برای ازدواج به مشکل بر می خورند و یك دوست، بزرگ فامیل، همكار یا استاد، این نقش را بهتر از پدر و مادر ایفا می كنند. بنابراین ما به شناخت فرزند و ارتباط وسیع و عاطفی با او برای کمک به او درزمینه ازدواج نیاز داریم، به علاوه ممكن است فرزند ما بواسطه گرایشهایی كه در وجود او است یا به خاطر بیتجربگی، اشتباهاتی را در شناخت فرد مطلوب داشته باشد، باید به او كمك كرد وظیفه پدر و مادر است كه بهترین ازدواج را برای فرزند خود فراهم كنند.
نه ما بلکه هیچ کسی نمی تواند بگوید که پدر و مادر نباید در امر ازدواج فرزند دخالت کند ، بلکه لازمه یک ازدواج موفق این است که پدرو مادر فرد نظارت خوب و دقیقی در ازدواج فرزندشان داشته باشند! اما این نظارت و همیاری نبایست به جایی برسد که خانواده هر دو طرف و خود زوجین را دچار دردسر کند. به همین خاطر بهتر است خانواده های محترم به نکات زیر توجه بیشتر مبذول دارند تا مشکلی برایشان بوجود نیاید.
با دخالتهاي والدين هنگام ازدواج چه كنيد؟
معمولا چه قبل از ازدواج چه بعد از ازدواج حضور والدين و همياري و كمكشان ميتواند مفيد و موثر باشد و ما اين امر را كتمان نميكنيم و چه بسا ابتداي زندگي زناشويي هم كمكهاي مالي آنها و هم راهنماييهايشان و هم دلگرمي آنها كمك فراواني به زوجها كند.
برترین ها: معمولا چه قبل از ازدواج، چه بعد از ازدواج حضور والدين و همياري و كمكشان ميتواند مفيد و موثر باشد و ما اين امر را كتمان نميكنيم و چه بسا ابتداي زندگي زناشويي هم كمكهاي مالي آنها وهم راهنماييهايشان و هم دلگرمي آنها كمك فراواني به زوجها كند و مسيري را براي آنها مهيا كند تا آجرهاي زندگي آنها تا به آخر درست وصاف رويهم چيده شود و بالا رود اما والدين همانقدر كه ميتوانند تاثيرگذاري مثبت داشتهباشند، ميتوانند تاثيرگذاري منفي هم داشته باشند.همچنين بعد از ازدواج نيز گاهي دخالتهاي والدين ميتواند آسيب زننده باشد، بسيار پيش ميآيد كه اختلافهاي زوجها توسط خودشان يا به دليل مسائل خودشان بهوجود نيامده است بلكه بهدليل حرفهاي ديگران، سوءتفاهمهاي پيشآمده يا دخالتها، اختلاف بهوجود ميآيد.اين روزها زياد ديدهميشود كه خانوادهها بهدليل رعايت نكردن بعضي از مسائل، روي زندگي زوج تاثير منفي ميگذارند.
دخالت نكنيد، حساسيت بيش از حد به خرج ندهيد
شايد دخالت نكردن والدين و حتي كمك به فرزند براي اينكه خودش تصميم بگيرد موجب اعتماد به نفس و مسئوليتپذيري بيشتر اوشود و حتي ديده شده در چنين خانوادههايي بچهها بيشتر به حرف پدر و مادر گوش ميدهند و پدر و مادر بايد نظر خود را بگويند ولي تصميمگيري را بهعهده خود فرزند بگذارند. بچهها به حرف پدر و مادرهايي بيشتر گوش ميدهند كه فضا را براي تصميمگيري باز ميگذارند و دخالت نميكنند و به حريم شخصي فرزندشان احترام ميگذارند. اگر بهعنوان پدر و مادر بخواهيد در مقوله ازدواج فرزندتان بيش از حد سختگيري كنيد و دخالت كنيد احتمال اينكه فرزند شما مقاومت كند يا افسرده شود يا اينكه بعدها اشتباهات زندگي خود را از چشم شما ببيند و مسئوليتپذير نباشد زياد است. پدر و مادرها بهدليل احساسات زيادي كه به فرزندشان دارند، نگرانند و همين نگراني و ترس موجب دخالت كردن آنها ميشود. شايد از نظر خودشان اينها دخالت نباشد ولي ميتواند مشكل ايجاد كند.
اگر فرزندتان اشتباه میكند شما بهتر است چکار کنید؟
اگر پدر و مادر به دلايل خاص خود اعتقاد دارند كه فرزندشان اشتباه ميكند، بايد نظر خود را با دلايل صريح به او اعلام كنند اگر فرزند قبول نكرد بايد به او گفت: «اگر حرفهاي من را قبول نداري مسئوليت تمام تصميمها بر عهده خودت است» و ريز به ريز برايش بشماريد كه مسئوليت چه موارد و چه موقعيتهايي را بايد بپذيرد و حل آنها را بر عهده بگيرد. جالب است بدانيد يك زمانهايي وقتي بچهها چنين حرفي را ميشنوند خودشان دوباره درباره همه چيز بهتر فكر ميكنند و اينكه چرا چنين حرفي را از والدين شنيدهاند (البته اگر درگير هيجانات نباشند.) پدر و مادر بايد سعي كنند بدون غرض صحبت كنند تا فرزندان بهتر به حرفهاي آنها گوش دهند.
اگر تصميم فرزندتان را نميپسنديد
وقتي پدر و مادر با تصميم فرزند موافق نيستند دو راه دارند. يكي اينكه در مقابل او بايستند كه در اين حالت ممكن است فرزند كوتاه نيايد و در نتيجه رابطه والدين و فرزند به هم خواهد ريخت و از طرف ديگر، ممكن است فرزند به دليل احترام يا… كوتاه بيايد، خب والدين تاكنون توانستهاند براي فرزندشان تصميم بگيرند اما آيا خواهند توانست در بقيه زندگي (كار، بچه، مسائل مالي و…) هم به جاي او فكر كنند، آيا فرزندي كه ياد نگرفته خودش براي خودش فكر كند و تصميم بگيرد ميتواند فرد موفقي باشد؟
پدر و مادر، مالك بچهها نيستند
بهطور طبيعي هنگام ازدواج فرزندان، پدر و مادرها احساس ميكنند كه بعد از سالها زحمت قرار است نتيجه زحماتشان را ببينند و به همين دليل با حساسيت ويژهاي به اين موضوع نگاه ميكنند و ميخواهند در همه مسائل حضور داشته باشند. چه در مرحله انتخاب، چه در تمام گفتوگوها و البته تا حد زيادي ميتوان به والدين حق داد كه بخواهند كاملا در ازدواج فرزندشان نقش پررنگ داشته باشند ولي مسئله اصلي و مشكل از جايي شروع ميشود كه والدين نسبت به فرزندشان و تصميمات او احساس مالكيت پيدا ميكنند و احساس ميكنند تصميم فرزندشان بايد حتما تحت نظر آنها باشد يا حتي گمان ميكنند خودشان بايد براي فرزندشان تصميم بگيرند و به جاي او فكر كنند. در صورتي كه واقعيت اين است كه پدر و مادر هيچگاه مالك فرزندانشان نيستند بلكه بچهها هديهاي هستند تا از پدر و مادر فضايي بسازند كه موجود ديگري از آنها حيات بگيرد و در كنار آنها زندگي كند. بايد اين تعاريف را تغيير داد كه والدين چون فرزندشان را به دنيا آوردهاند و برايش زحمت كشيدهاند مالك او هستند. پدر و مادرها نقش يك راهنما و هميار و كمككننده را براي فرزندانشان دارند و نبايد از حد نقششان تجاوز كنند. به والدينتان زمان بدهيد
وقتي والدين شما بيش از اندازه در تصميم ازدواجتان دخالت ميكنند، شما بايد چه كنيد؟
اول از همه يادتان باشد كه به هرحال براي ازدواج همراهي و حضور والدين شما مهم است و نبايد خيلي زود همه چيز را خراب كنيد، شما بايد ياد بگيريد هم بتوانيد حرف خودتان را بزنيد و هم احترام والدينتان را نگه داريد اما اينكه چگونه حرفتان را بزنيد بسيار مهم است. براي مثال وقتي كه شما با همه وجود باور داريد كه كار درستي انجام ميدهيد و مشورت هم كردهايد، بايد به پدر و مادرتان فرصت دهيد تا ببينند كه شما چقدر روي تصميمتان فكر كردهايد و درست عمل ميكنيد. گاهي پدر و مادرها به دلايل مختلف مخالفت ميكنند در اين مواقع بايد به آنها زمان دهيد تا متوجه شوند، آن چيزي كه فكر ميكنند درست نيست. بايد ياد بگيريد پخته عمل كنيد ونه به صورت هيجاني و شما نشان دهيد چرا انتخابتان درست است و اين را در عمل حتما ثابت كنيد.
پدر و مادرها نبايد انتخاب كنند
پدر و مادرها وقتي قبل از ازدواج ميگويند: «تو بايد با شخص مورد نظر من ازدواج كني» يا «تو نبايد با فرد مورد نظرت به فلان دلايل ازدواج كني و من او را دوست ندارم» و… موجب بهوجود آمدن كدورت ميشوند و خواه ناخواه از فرزندشان فاصله ميگيرند. شايد اينجا اين سوال پيش بياد كه پدر و مادرها تا كجا ميتوانند براي ازدواج فرزندشان نظر دهند؟ والدين نبايد بهگونهاي رفتار كنند كه فرزندشان احساس كند كه از خودش هيچ نظري ندارد. بايد به جرات گفت در اين موضوع، نظر نهايي را بايد خود فرزند بدهد چون يك عمر زندگي را با يك مسئوليت بزرگ پيش رو دارد و كسي تا آخر اين مسئوليت را به دوش ميكشد كه خودش از اول انتخاب كرده باشد. در واقع بهترين حالت اين است، والدين نظر خودشان موافق يا مخالف اعلام كنند ولي در نهايت تصميمگيري را بهعهده فرزندشان بگذارند. پدر و مادر بايد به جاي دخالت كردن، به فرزندشان اين فضا را بدهند كه خودش فكر كند و تنها به اعلام نظر قناعت كنند.
ازدواج یکی از مهمترین حوادث و رویدادها ی زندگی است و نقش مهمی در سرنوشت و سعادت و خوشبختی انسان دارد ، مضافاٌ بر اینکه اگر به نحو صحیح انجام پذیرد بسیاری از نیازهای انسان را اعم از نیازهای عاطفی و جنسی را تامین و باعث آرامش روحی انسان می شود بنابراین در عین حال که نباید در انتخاب همسر خیلی وسواس گونه عمل کرد اما دقت ،شناخت و اتخاذ تصمیم حساب شده و بالاخره انتخاب صحیح از شرایط ضروری یک ازدواج موفق است.
این روزها با وجود بالا رفتن سن ازدواج ، خیلی از جوانان وسواس در ازدواج دارند. متأسفانه عوامل مختلفى از جمله نبود زمینه اشتغال، اسکان، ادامه تحصیل، بالا رفتن هزینه هاى زندگى، دگرگون شدن معیارهاى انتخاب همسر و … در سال هاى اخیر سبب افزایش سن ازدواج و حتى ناتوانى بسیارى از دختران و پسران براى ازدواج شده است. تجملاتى شدن مراسم ازدواج که بسان مانعى آهنین در مقابل جوانان قرار گرفته، آئین هاى توخالى و بى هویت، انتظارات نامعقول، هزینه هاى سرسام آور و چشم و هم چشمى ها، از دیگر دلایلی است که جوانان را از ازدواج باز مى دارد. این فرایند در حالى است که روزگارى دختران پس از اینکه به سن بلوغ مى رسیدند و از چهارده، پانزده سالگى مى گذشتند راهىِ خانه بخت شده، کمتر دخترى را مى دیدید که از بیست سال گذشته و هنوز در خانه پدر زندگى کند، مگر اینکه مشکلى داشته باشد. اما دختران امروز اغلب بلافاصله پس از پایان تحصیلات متوسطه، تمام سعى و تلاش خود را متوجه قبولى در دانشگاه مى کنند و در طول تحصیلات دانشگاهى فقط به پایان رساندن درس مى اندیشند.پس از این دوران نیز به دنبال یافتن شغلى مناسب راهى بازار کار مى شوند. با این وجود آیا فرصتى براى ازدواج در بهترین سال هاى جوانى یک دختر پیش مى آید؟ آیا رخنه اى که میان زندگى سنتى با وضع جدید جوامع ایجاد شده به نفع دختران است؟ اساسا کدام شیوه درست است، شکل و شیوه گذشته یا وضع جدید؟ آیا میان این دو، راهى وجود دارد که بیشتر شیوه هاى خوب براى بهبود زندگى دختران و زنان به کار گرفته شود؟ امروزه عواملى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و … باعث دگرگونى در شکل و محتواى ازدواج شده، این اقدام مقدس را از ساده زیستى به سمت تجمل گرایى، نیز از سادگى و صراحت به عاقبت اندیشى مادى و رفاه طلبى سوق داده است!
گرچه خيلي از ما گمان ميكنيم ازدواج موفق به شانس و تصادف بستگي دارد اما با كمي دقت در انتخاب همسر، ميتوان ريسك آن را كاهش داد و با اطمينان بيشتري دست به انتخاب زد. خيلي از ما قبل از ازدواج نشانههايي را در فرد مورد بررسي خود ميبينيم و تشخيص ميدهيم كه اين نشانهها منفي و حتي شايد مخرب باشند اما به راحتي چشم خود را بر واقعيت ميبنديم و با خود يك جمله معروف را تكرار ميكنيم. اين جمله معروف اين است: “بعد ازدواج درست خواهد شد!” منكر اين نيستم كه برخي رفتارهاي زوجين، بعد از ازدواج تعديل ميشود، اما اين به اين معنا نيست كه همه علائم و نشانههاي ناهنجاري، اختلال، بيماري يا… نيز بعد از ازدواج از بين ميروند، بلكه برعكس، گاهي آسيبرسانتر و مخربتر هم ميشود.
ملاکهای کلی انتخاب همسر
1- تدين و دين دار بودن فرد. زيرا انساني كه دين ندارد هيچ ندارد انسان بي دين در حقيقت مرده ي متحرك است و كسي كه پاي بند به دين (كه اصلي ترين مسأله زندگي است) نباشد هيچ تضميني وجود ندارد كه پاي بند به رعايت حقوق همسر و زندگي مشترك باشد. انسان ديندار هرگز نمي تواند با همسر بي دين كنار بيايد و با هم زندگي سعادتمندانه اي داشته باشند.
2-صداقت و خلوص:صداقت اساس زندگی خانوادگی است . چنانچه زن و شوهر مطالبی را از هم پنهان کنند یا دروغ بگویند ، اعتماد و اطمینان آنان از یکدیگر سلب می شود ودرادامه زندگی با مشکل مواجه می گردند. همچنین آنها بایست باهم خلوص داشته باشند. منظور از خلوص، سادگی ، پاکی و بی آلایشی رفتار است. اگر بین زن و شوهر ریا و تظاهر حکمفرما باشد، زندگی صفا و صمیمت خود را از دست خواهد داد .
3- اخلاق نيك داشتن:كه منظور داشتن صفات و خلق و خوهاي پسنديده در نظر عقل و شرع است . در واقع اخلاق و دين دو ملاك و معيار اصل در ازدواج و انتخاب همسر است . اگر بخواهيم نمونه هايي از اخلاق خوب و بد را اشاره كنيم مي توان موارد زير را ذكر كرد. الف . خوش زباني و بدزباني زبان ترجمان و بيانگر احوال درون است و زبان دريچه اي است از محتويات درون فرد, زبان انسان آيينه دل اوست. ب . بزرگواري و حسادت ج . خوش خلقي و كج خلقي د. حق پذيري و لجاجت
4- شرافت و اصالت خانوادگي:كه منظور نجابت و پاكي خانواده است زيرا ازدواج دختر و پسر تنها پيوند و تركيب دو فرد نيست بلكه پيوند دو خانواده است و نمي توان گفت من مي خواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كاري به خانواده و فاميلش ندارم . زيرا اين فرد شاخه اي است از اين خانواده و از ريشه هاي همان درخت خانواده تغذيه كرده است و صفات اخلاقي , روحي، عقلي و جسمي آن خانواده را از راه وراثت و محيط و عادات به اين فرد منتقل كرده است .
5- عقل ; در واقع همان نور افكني است كه جاده زندگي را روشن مي كند و بايد زن و شوهر براي اداره ي زندگي و تربيت فرزندان از نيروي عقل و فهم مجهز برخوردار باشند و رشد عقلي كافي پيدا كرده باشند.
6- کفویت و تناسب: در رابطه به تناسب و كفويت با همسر گفتني است كه کفو هم بودن دو همسر يعني تناسب، همتايي، هماهنگي، هم شأني، سنخيت و همطرازي دختر و پسر و از آنجا که ازدواج، نوعي ترکيب بين دو انسان و دو خانواده است هر قدر بين اين دو عنصر هماهنگي، همفکري، تناسب و سنخيت روحي و اخلاقي جسمي بيشتر باشد اين ترکيب استوارتر، مستحکمتر، شيرين تر و جاودانه تر خواهد بود و هر چه هماهنگي و تناسب کمتر باشد زندگي سست تر، کم ثمرتر، و ناپايدارتر خواهد بود.
7- صمیمیت و گرمی : بهتر است زن و مرد از نظر میزان سردی و یا گرمی،صمیمیت،یا ایجادفاصله با دیگری و به اصطلاح بجوش و خونگرم بودن نیز شبه بهم باشند.حتما شما زوج هایی را دیده اید که یکی بسیار گرم و صمیمی و دیگری مثل فریزر سرد و یخ بوده است” و البته حتما متوجه شده اید چقدر با هم نا هم آهنگ اند. اگر زوجین ، یکی پر حرف و دیگری کم حرف باشد،اگر یکی خواهان سکوت و دیگری علاقه مند به گفتگو باشد، اگر یگی دوست داشته باشد موقع غذا خوردن آرامش بر قرار باشد و دیگری تمایل به تعریف وقایع روز در زمان غذا خوردن باشدمعمولا اختلاف به بار می آورد.و کسانی هستند که از ساکت بودن بیش از حد همسر ، یا پر حرف بودن بیش از اندازه او گله مند ند و افسرده می شوند.
۸- نظم و انضباط:عدم رعایت نظم و انضباط در امور داخلی خانه از موارد اختلاف انگیز است . زن یا شوهری که نظافت و بهداشت خانه را رعایت نکند ، مورد اعتراض قرار می گیرد . اگر هر دو بی نظم باشند ، زمینه اعتراض کمتر به وجود می آید.
9- احساس مسئولیت :هریک از زوجین باید نسبت به وظایفی که در رابطه با خانواده به عهده دارند ، احساس مسئولیت کنند.
10- انعطاف پذیری : با انعطاف پذیری ، زن و مرد می توانند در جهات و ابعاد مختلف ، مشکلات را کاهش دهند و از دامن زدن به اختلاف ها جلوگیری نمایند.
بعضیها معتقدند انسان بدون عشق نمیتواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس میكند یك چیز كم دارد. نقطه عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواجهای اجباری كاسته شده و دختر و پسر، خودشان تصمیم به ازدواج با هم میگیرند. در چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین، یكی از عوامل مهم و تعیینكننده در این تصمیم است. پس میتوان به این نتیجه رسید كه تقریبا تمام ازدواجهای امروزی با عشق آغاز میشود. اما مهم، سرنوشت این عشق است كه به كجا كشیده خواهد شد و چه بلایی سر آن میآید و در زندگی زناشویی بعد از ازدواج چه نشانههایی از آن باقی میماند. برای آن كه بتوانیم به كسی محبت كنیم ابتدا باید دیدگاه طرف مقابل را درباره محبت كردن بدانیم،این كار را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تا ببینیم آیا كسی را كه میخواهیم به عنوان همسر انتخاب كنیم با روحیات ما همخوانی دارد یا خیر؟
برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید كه به نظر شما اگر كسی شما را دوست داشته باشد چگونه باید آن را ابراز كند و به تعبیری دیگر مظاهر .
محبت و عشق چیست؟
در جواب این سوال، دیدگاه همه راجع به محبت معلوم میشود. بعضیها محبت را بیشتر در مادیات میبینند مثلا از گرفتن یك كادوی گرانقیمت میفهمند كه كسی دوستشان دارد. بعضیها گفتار عاشقانه را دوست دارند و میخواهند كسی كه دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه كلامی كند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن كه بر اساس سلیقه و شخصیتهای متفاوت، متغیرند.
پیدا كردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل، به ما این امكان را میدهد كه محبت خود را آن طور كه میخواهیم به همسرمان ابراز كنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم.
درست است كه انتخاب همسر مسئله اي مهم و حساس است ولي در عين حال نبايد زياد وسواس به خرج داد.
منبع: خانواده مطهر
کلمات کلیدی : ازدواج , بعد از ازدواج , خانواده پسر , خانواده دختر , خانوادها , دخالت پدر زن در زندگی , دخالت خانواده شوهر , دخالت خانواده ها , دخالت مادرزن در زندگی , دخالت والدین در زندگی زوجین , دخالت والدین در زندگی فرزندان , سختگیری خانواده پسر , سختگیری خانواده دختر , سختگیری خانواده ها , سختگیری والدین , قبل از ادواج , قبل از ازدواج
ارسال نظر








