
دوست دارم پدر و مادرم ببینند چه بلایی سرم آمده است
دلتنگ پدر و مادرم بودم و براي ديدن آن ها بهانه گيري مي کردم اما مادربزرگم با خريد هديه و اسباب بازي و وعده هاي دروغين مرا سرگرم مي کرد تا به شرايط جديد زندگي ام عادت کنم.سال ها به سرعت گذشتند و من روزها و شب هاي سختي را پشت سر گذاشتم. هميشه اين سوال برايم مطرح بود که چرا پدر و مادرم از همديگر جدا شده اند و بالاخره جواب سوالم را پيدا کردم. پدرم يک شب با چشماني گريان گفت که مادرم را به دليل فساد اخلاقي طلاق داده است.
متاسفانه مادربزرگم که حال و حوصله اي برايش نمانده بود و هميشه از بيماري رنج مي برد، نتوانست کنترل درستي بر رفتار و حرکاتم داشته باشد و من از کلاس سوم راهنمايي ترک تحصيل کردم.مدتي در يک آرايشگاه زنانه مشغول به کار شدم و پس از گذشت ۲ سال چون سرمايه اي براي راه اندازي آرايشگاه نداشتم به ناچار در فروشگاهي بزرگ استخدام شدم و با درآمد ناچيزي که داشتم هزينه هاي روزمره ام را تامين کردم.حدود يک سال قبل به طور اتفاقي با پسر جواني به نام «فرهاد» آشنا شدم. ما مدتي رابطه تلفني داشتيم و گاهي اوقات نيز همديگر را مي ديديم.
دختر جوان اشک هايش را پاک کرد و افزود: چند روز قبل با فرهاد قرار ملاقات داشتم و زماني که به سر قرار رسيدم به او گفتم: مي خواهم براي روز تولد پدرم هديه خوبي بخرم و بيست هزار تومان کم دارم. فرهاد لبخندي زد و گفت: ببخشيد، پول همراهم نيست اما تا چند دقيقه ديگر اين مبلغ را از دوستم برايت مهيا مي کنم.
ما با عجله سوار تاکسي شديم و به کوچه پس کوچه هاي منطقه اي در حاشيه شهر رفتيم. هوا تاريک شده بود که مقابل خانه دوست او رسيديم.
فرهاد جلو رفت و زنگ خانه را به صدا در آورد اما لحظه اي که در خانه باز شد ناگهان او دستم را گرفت و به زور مرا به داخل خانه کشاند. من وحشت کرده بودم و مي خواستم جيغ بکشم ولي فرهاد جلوي دهانم را گرفت. او و ۲ نفر از دوستان شيطان صفتش که در خانه بودند با توسل به زور و تهديد مرا مورد آزار و اذيت قرار دادند و سپس چشمانم را بستند و در خياباني رهايم کردند.
حالا پدر و مادرم بيايند و ببينند که چه بلايي به سرم آمده است. کاش فريب فرهاد را نمي خوردم و به او دلبسته نمي شدم.
کلمات کلیدی : داستان طلاق , داستان واقعی , داستان واقعی ازدواج , داستان واقعی زن و شوهر , داستان واقعی زناشویی , روایت واقعی ازدواج , روایت واقعی زندگی , ماجرای واقعی ازدواج , ماجرای واقعی زن و شوهر , واقعیات ازدواج , واقعیات زندگی مشترک , واقعیت زندگی
ارسال نظر








