سخت‌گیری‌های بی‌جا در خواستگاری

سخت‌گیری‌های بی‌جا در خواستگاری

معلوم نیست شما بتوانید کاری بکنید. اگر این کار را با محبت و مهربانی البته نه مستقیم بلکه با واسطه مادر و یا پدربزرگ و مادربزرگ که ذی‌نفوذ هستند و به پدر بفهمانند که سخت‌گیری بیجا اشتباه است البته اگر سخت‌گیر بی‌جا باشد ولی اگر سخت‌گیری بجا باشد، ما آن را توصیه می‌کنیم؛ مثلاً خواستگاری آمده و همتای شما نیست و پدر شما می‌داند که اگر شما ازدواج کنید، دچار مشکلات جدی می‌شوید. یا اینکه شما دل‌بسته کسی شده‌اید و کر و کور شده‌اید و پدر می‌داند این ازدواج عاقبت خوشی ندارد. اگر این‌جور چیزی است، واقعاً بجاست. بارها گفته‌ام که ازدواج نکردن به‌مراتب از ازدواج غلط کردن بهتر است. ولی اگر سختگیری‌ها برای مسائل مادی است مثل مهریه، منزل و پول باشد این اشتباه است. پدران عزیز سخت نگیرید. اگر خواستگار خوبی ازنظر اخلاق و دیانت داشتید، سخت نگیرید. ببینید الگوهای ما مثل پیامبر در این مورد چه می‌فرمایند. پیامبر گرامی می‌فرماید: اگر برای دختر شما خواستگاری آمد که ازنظر اخلاق و دین او را می‌پسندید، دختر خود را به عقد او در بیاورید و اگر این کار را نکنید، فتنه بزرگی در عالم ایجاد خواهد داد. ویل دورانت می‌گوید: اگر ازدواج‌ها در سال‌های طبیعی اتفاق بیفتد و عقب نیفتد، انحرافات جنسی که امروز جامعه ما را لکه‌دار کرده است، به نصف کاهش خواهد یافت. ولتر می‌گوید: هرقدر متأهلان بیشتر شوند، جنایت‌ها کمتر می‌شود. این یک واقعیت است. شما سیره عملی رسول خدا را ببینید. حضرت علی (ع) مالی از دنیا نداشتند و تهیدست به معنی واقعی بودند ولی چون با ایمان بودند، حضرت به ایشان جواب دادند. دست از سختگیری بردارید. سن دختر بالا می‌رود و فرصت‌ها کمتر می‌شود؛ و ما می‌ترسیم که شما مجبور بشوید به کسی که درجه پایین‌تری دارند، جواب مثبت بدهید و ممکن است ازدواج نکردن برای دختر مفسده به دنبال داشته باشد. گاهی سختگیری‌ها در کارهایی است که از طرف می‌خواهند؛ مثلاً عروسی‌های آن‌چنانی و اسراف‌های آن‌چنانی. این خیلی خطرناک است.

سخت‌گیری‌های بی‌جا در خواستگاری

بعضی از دخترخانم‌ها در ازدواج سخت‌گیری می‌کنند و به دلایل واهی خواستگاران را رد می‌کنند. آیا این رفتار، علت خاصی دارد؟

دقت در ازدواج خیلی خوب است. در ازدواج دقت کنید. عجله نکنید و شتاب‌زده عمل نکنید. در انتخابتان حساسیت داشته باشید. امام صادق (ع) می‌فرماید: در ازدواجت دقت کن و ببین چه کسی را در وجودت می‌نهی و چه کسی را شریک مال و آگاه به اسرار و امانت خود می‌کنی. دقت خوب است ولی اگر به آرمان‌گرایی تبدیل شود، بد است. آرمان‌گرایی یعنی قانون همه یا هیچ؛ یعنی من شوهری می‌خواهم که همه‌چیز داشته باشد وگرنه شوهر نمی‌خواهم. دنیا یا سیاه است یا سفید. خیر دنیا را باید خاکستری دید. اگر جلوی این رفتار را نگیریم به اختلال تبدیل می‌شود و بعد به اختلال هذیانی تبدیل می‌شود. خانم‌ها باید به خودشان بگویند: من می‌خواهم با کسی ازدواج کنم که سی درصد نقطه منفی دارد و هفتاد درصد نقطه مثبت دارد. چون اگر این کار را نکنند، نمی‌توانند انتخاب کنند. بگویند: ما همه گل هستیم ولی خار داریم. فقط معصومین ما گل بی‌خار بوده‌اند. این خانم‌ها فرصت‌ها را از دست می‌دهند و چند ماه بعد خواستگار بعدی و همین‌جور سن بالا می‌رود و هنوز ازدواج نکرده‌اند و فرصت‌ها را از دست می‌دهند. ما به خانم‌های سن بالا گفته‌ایم که از شروط کمال، دست‌بردارید. بعضی‌ها مغرور می‌شوند. کمالاتی دارند و خانواده بالایی دارند و می‌گویند: هر وقت من اراده کنم، می‌توانم شوهر پیدا کنم. ولی این‌طور نیست. البته شما همان ویژگی قبل را دارید ولی همتایان شما سر زندگی‌شان رفته‌اند و شما خواستگاری که مورد پسند باشد نخواهید داشت. وجود ما آدم‌ها چهار فصل را دارد. در بهار زندگی ازدواج کنید. اگر دیر ازدواج کنید، مشکلاتی برای شما ایجاد می‌کند. نشاط شما کم شده است و اختلاف سنی با فرزندانتان بیشتر می‌شود. ممکن است مشکلاتی در بارداری خانم‌ها ایجاد شود و در سن بیست‌وهفت به بالا زایمان‌های سخت دارند و در سن چهل‌وپنج سالگی قطع نطفه سازی دارند. کسانی که این فکر را دارند، وقتی ازدواج می‌کنند، شوکه می‌شوند. ولی اگر بگویند: سی درصد مشکل دارد. من الآن نمی‌دانم ولی در زندگی می‌فهمم. بیایید از آرمان‌گرایی دست‌بردارید تا از فواید ازدواج استفاده کنید.

با اینکه پدرها و مادرها در گذشته با دست خالی ازدواج می‌کردند چرا برای ازدواج فرزندانشان این‌قدر سخت‌گیری می‌کنند؟

شاید یکی از علت‌هایش این باشد که در بعضی‌ها روحیه‌ی مادی‌گری تقویت شده است. در زمان گذشته این روحیه این‌قدر نبود. توقعات کم بود و زندگی‌ها ساده‌تر بود حتی در بُعد معنوی هم همین‌جور بود. متأسفانه معنویت هم در بعضی‌ها کم‌رنگ شده است. آن زمان‌ها ایمان قوی‌تر بود و توکل بیشتری به خدا داشتند. شاید علت دیگر آن تجربه‌های تلخی است که خانواده‌ها از بعضی از ازدواج‌ها دارند. بی‌دقتی‌ها، عشق و عاشقی‌ها، ازدواج‌هایی که اصل همتایی در آن رعایت نشده است و والدین نتیجه‌های آن را می‌بینند و سخت‌گیر می‌شوند. اگر والدین در ازدواج فرزندانشان دقت بکنند خیلی خوب است. نباید خودشان را کنار بکشند و بی‌دقتی کنند. اگر در ازدواج فرزندانشان دقت کنند خیلی خوب است. ازدواج‌هایی که رابطه‌های قبل از محرمیت در آن هست و قبل از خواستگاری است، ازدواج‌هایی که منشأ آن عشق‌های کر و کورکننده است، در اینجا والدین وظیفه دارند مانع بشوند و سخت‌گیری کنند. ما می‌گوییم تا آنجا که راه دارد شما مانع این ازدواج‌ها بشوید تا این ازدواج‌ها شکل نگیرد. این به نفع فرزندانتان است. او الآن عاشق شده است و واقعاً چیزی نمی‌فهمد ولی مطمئناً در آینده دعا گوی شما خواهد بود اگر شما مانع این ازدواج بشوید. حالا بعضی مواقع سختگیری‌های بی‌دلیل می‌کنند که خیلی بد است. سختگیری‌هایی که روی سلیقه است؛ مثلاً چون از نزدیکان مادرت است یا چون از نزدیکان پدرت است یا من از بینی این آقا خوشم نیامد، این چیزها هست و دلایل واهی است. این‌ها علل بی‌پایه‌ای هست. در اینجا مخالفت خوب نیست و جای هشدار است. به والدین توصیه می‌کنم که از دلایل سلیقه‌ای که می‌توان از آن گذشت، در ازدواج فرزندانتان خیلی سخت نگیرید. ما چقدر روایت در مورد واسطه‌گری در ازدواج داریم. اگر شما زمینه‌ی ازدواج دو جوان را فراهم کنید و آن‌ها را به هم برسانید چقدر ثواب دارد. روایت داریم که بهترین واسطه‌گری، واسطه‌گری برای ازدواج است که دو تا جوان را به هم برسانید و خدا آن‌ها را به هم برساند تا ازدواج بکنند. پیامبر فرمودند که کسی که واسطه‌گری ازدواج می‌کند خداوند در بهشت به او حورالعین می‌دهد. پیامبر فرمودند: کسی که برای ازدواج دو جوان گام برمی‌دارد و حرفی می‌زند به ازای هر قدم و هر کلمه‌ی برای او ثواب یک سال عبادت را می‌نویسند. حالا اگر شخص مانع ازدواج بشود به همان میزان گناه دارد. اگر دخترخانم‌ها دچار افسردگی بشوند و فرصت‌ها را از دست بدهند و به انحراف کشیده بشوند، مطمئناً بزرگ‌ترها که بی‌دلیل مخالفت می‌کنند در این گناه سهیم هستند. عزیزان آنجا که لازم است سخت بگیرید ولی آنجا که لازم نیست سخت نگیرید تا ازدواج فرزندانتان به تأخیر نیفتد و بتوانید جلوی آفت‌های تأخیر ازدواج چه برای آقایان و به‌ویژه برای خانم‌ها را بگیرید.
سخت گیری در خواستگاری

خواهش می‌کنم که به پدر و مادر بگویید که چرا به بهانه‌های مختلف و سختگیری‌های غیرمنطقی در مسائل مالی، خواستگاران خوب و مناسب را رد می‌کنند؟ من الآن 24 ساله شده‌ام و نگران آینده هستم. می‌ترسم فرصت‌های زندگی‌ام را از دست بدهم.

آن چیزی که ما از آموزه‌های دینی استفاده می‌کنیم و دین به ما یاد داده است، این است که در مسائل مالی مثل مهریه، میزان پول خواستگار، ماشین و منزل فرموده‌اند که سخت نگیرید. اگر خواستگاران شما دختر عزیز که 24 سالتان هم هست، ازنظر اعتقادی، ارزشی، اخلاقی و ارزش‌های فرهنگی با شما همتا هستند و یک امکانات اولیه‌ی مادی هم دارند، پدر و مادر شما مخالفت می‌کنند و خواستگاران را رد می‌کنند قطعاً کار شایسته‌ای نیست. همین‌که امکانات اولیه مادی داشته باشند کافی است. گاهی خود جوانان و پدر و مادرهای عزیز از این مسئله‌ی مشکلات مادی ترس دارند. اگر یک امکانات اولیه مادی باشد چون بدون این نمی‌شود. خانواده‌ی دخترخانم هم حق دارند که اگر امکانات اولیه‌ی مادی برای یک مراسم ساده در حدشان نباشد قبول نکنند. ولی اگر یک امکانات مادی اولیه ساده باشد سخت نگیرند. این جوان خودش باانگیزه شروع کند. آرام‌آرام زندگی‌اش را بسازد. ما هم برای ارتقاء معنوی و هم مادی در زندگی باید انگیزه داشته باشیم. ارتقای معنوی که پیدا می‌کنند. برای ارتقاء مادی هم آرام‌آرام تلاش می‌کنند و این خودش در زندگی موضوعیت دارد و لذت‌بخش است. اگر دو تا جوان کمبودهایی هم در زندگی داشته باشند و خودشان زندگی‌شان را بسازند و بعد که به گذشته بر می‌گردند و به گذشته نگاه می‌کنند، همان کمبودها و سختی‌ها برایشان لذت‌بخش است. چیزی که اینجا دین بر آن تأکید کرده است اخلاق و دیانت خواستگار است. ما در این زمینه چقدر روایت داریم. پیامبر فرمود: اگر کسی آمد که از اخلاق و دینش راضی هستید، دخترتان را به ازدواج آن طرف در بیاورید. (این را خطاب به پدرها و مادرها می‌گوید) که اگر این کار را نکنید در زمین فساد و آشوب بزرگی اتفاق می‌افتد. ازدواج به‌ویژه برای دختران ما آسیب‌ها و مفسده‌هایی دارد. همین‌که فرصت از دست می‌رود. این دخترخانم عزیز می‌گوید که من 24 سالم است. البته ما الآن خیلی نگران نیستیم ولی اگر بخواهند این‌جوری ادامه بدهند و به سن 28 سالگی برسند و سنشان بالاتر برود، واقعاً نگران‌کننده است؛ زیرا فرصت‌ها از دست می‌رود. بعضی از والدین جایگاه اجتماعی خوبی دارند، موقعیت مالی خوبی دارند، دخترخانم هم ازنظر ظاهری شرایط خوبی را دارند مثلاً تحصیل کرده‌اند و جهات خوبی را دارند و غرور هم دارند؛ بنابراین سخت‌گیر می‌شوند به خاطر شرایط خاصی هم که دارند و می‌گویند که دختر ما سی سالش هم که بشود خواستگار دارد و اینکه می‌گویند که فرصت‌ها کم می‌شود، ما این حرف را قبول نداریم. ولی واقعاً این‌جوری نیست. این یک واقعیتی است که وقتی سن دخترخانم بالا می‌رود. اگر سن دختر بالا برود و هم شرایط مطلوب هم باشد، این واقعیتی است که فرصت‌ها کم می‌شود. دختر شما نقصی ندارد. این دختر همان دختر پنج سال قبل است و بلکه کمالات او هم بیشتر شده ولی کسانی که ازنظر سنی همتای دختر شما بوده‌اند ازدواج کرده‌اند و چه‌بسا بچه هم دارند زیرا آن‌ها که برای دخترخانم شما صبر نمی‌کنند. لذا من خواهش می‌کنم سخت‌گیری نکنید. ما داریم دخترخانم‌هایی که سنشان بالا می‌رود و دیگر فرصت ازدواج ندارند، دچار مشکلات روحی، روانی و افسردگی‌های حاد می‌شوند. این هم گناه است و مشکلات درست می‌کند. آقای ویل دورانت می‌گوید: اگر ازدواج در سال‌های طبیعی انجام شود بیماری‌های روانی و انحرافات اخلاقی که چهره‌ی جهان را لکه‌دار کرده است به نصف کاهش خواهد یافت. روایت داریم که اگر کسی ازدواج کند نیمی از دینش کامل می‌شود. روایت داریم که وقتی جوانی ازدواج می‌کند شیطان داد و فریاد می‌زند که دوسوم دین خودش را از دستبرد من حفظ کرد. گاهی در مواردی سن بالاتر می‌رود ممکن است زمینه‌های انحراف هم ایجاد می‌شود. بالاخره جوان هستند و نیازهای غریزی دارند و این نیازها باید برآورده بشود. ما که نمی‌توانیم حقیقت را لاپوشانی کنیم و نگوییم. لذا این هم نکته‌ی مهمی است اگرچه کم است. خیلی از خانم‌ها محترمه هستند که سنشان بالا رفته، بسیار عفیف و پاک‌دامن که مراقب خودشان هستند و زندگی‌های پاک و خوبی هم دارند ولی بالاخره زمینه فراهم می‌شود. پدرها و مادرهای عزیز باید این زمینه را از بین ببرند. ولتر می‌گوید که هر چقدر تعداد متأهلان بیشتر بشود جنایت‌ها کمتر می‌شود. من از والدین به‌عنوان دلسوز جوانان خواهش می‌کنم که سخت نگیرید. یک امکانات اولیه کافی است و بگذارید جوانان خودشان زندگی‌شان را بسازند. بعد از ازدواج در رزق و روزی باز می‌شود. کسانی که از بی‌پولی می‌نالند، خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند. نمی‌آیند با دوران مجردی‌شان مقایسه کنند. در حقیقت بعد از متأهلی هیچ موردی پیدا نمی‌شود که وضع در زمان تأهلش بدتر از زمان مجردی‌اش شده باشد. ایام ماه ربیع و ایام ماه ازدواج است. نترسید. اگر شرایط اولیه‌ای آماده است سخت نگیرید و ازدواج کنید.
سختگیری والدین در خواستگاری

در مورد سختگیری والدین در خواستگاری توضیحاتی بفرمایید.

این سختگیری‌ها اثرش را در آینده روی آقا می‌گذارد و بعد آقا انتقام‌جو می‌شود. البته این آقا نباید این کار را بکند ولی این پیامد سختگیری است؛ مثلاً در فرایند خواستگاری در مورد گفتگوی آقاپسر با دخترخانم سختگیری می‌کنند. ما در کشورمان مناطقی را داریم که اجازه نمی‌دهند دختر و پسر با هم حرف بزند و اگر هم اجازه بدهند که آن‌ها حرف بزنند خیلی کوتاه اجازه می‌دهند. شاید بعضی از والدین تلقی‌شان این است که اسلام اجازه‌ی این کار را نمی‌دهد. اسلام دین سختگیری نیست. اسلام اجازه می‌دهد که دختر و پسر نامحرم با هم صحبت بکنند به شرطی که ضوابط دین را رعایت کنند. بعضی‌ها تعصبات و غیرت‌های بیجایی روی این موضوع دارند. گاهی این سختگیری‌ها باعث می‌شود که زمینه‌ی ارتباط مخفیانه پیش بیاید که این خطراتش خیلی بیشتر است. گاهی پدرها در مورد مسائل مالی سخت می‌گیرند. آیا خود شما وقتی به خواستگاری خانمتان رفتید خانه و ماشین و پول داشتید؟ ارزش‌ها هیچ‌وقت عوض نمی‌شود. وقتی یک جوان سالم و خوب و متدین آمده است و امکانات اولیه را هم دارد، شما نباید سخت بگیرید زیرا می‌دانید که او خداترس است و به دختر شما ظلم نمی‌کند. شما نمی‌توانید کسی را پیدا کنید که بعد از ازدواج وضع مالی‌اش بدتر شده باشد و اگر الآن هم می‌نالد به خاطر این است که خودش را با دیگران مقایسه می‌کند نه با زمان مجردی خودش. قرآن می‌فرماید: دختران و پسران مجرد خودتان را به ازدواج هم در بیاورید، بندگان و کنیزان صالح خودتان را به ازدواج یکدیگر دربیاورید. اگر آن‌ها فقیر باشند خدا از فضل خودش آن‌ها را بی‌نیاز می‌کند. این وعده‌ی الهی است؛ که بعد از ازدواج درهای الهی به روی آن‌ها باز می‌شود. پیامبر می‌فرماید: دخترها و پسرهای مجرد را به ازدواج یکدیگر دربیاورید چون خدا در روزی آن‌ها توسعه می‌دهد. بعضی‌ها در مورد مهریه سخت می‌گیرند. این خیلی خطرناک است. ما روایت داریم که مهریه بالا کینه ایجاد می‌کند. ما داشته‌ایم که افرادی به خاطر همین مهریه بالا عقده به دل گرفته‌اند و بعد که ازدواج کرده‌اند عقده‌گشایی کرده‌اند و اجازه نمی‌دهند که خانم با خانواده‌اش ارتباط داشته باشد و خودش هم ارتباط برقرار نمی‌کند. حضرت علی (ع) می‌فرماید: در مهریه خانم‌ها زیاده‌روی نکنید که باعث دشمنی می‌شود. ما پیامد این‌ها را می‌بینیم. رسول اکرم می‌فرمایند: در مهریه سخت نگیرید و اندک بگیرید زیرا مرد می‌پذیرد که مهریه را بدهد ولی در دلش کینه ایجاد می‌شود. بعضی‌ها در دوران عقد سخت‌گیری می‌کند. دو زوج جوان محرم همدیگر هستند ولی پدر خانم اجازه نمی‌دهد که داماد همسرش را ببیند یا در منزل آن‌ها بماند یا اینکه باهم به بیرون بروند. این‌ها تعصب‌های بیجا است. ازنظر شرع بعد از عقد زن و مرد زن و شوهر هستند و هرگونه ارتباطی می‌توانند با همدیگر داشته باشند فقط فقها گفته‌اند که بهتر است که خانم در زمان عقد تا زمان عروسی دوشیزه باشد. گاهی خانواده‌ها آدابی دارند که نه دینی است نه ارزشی و می‌گویند که باید رعایت بشود. ما با آدابی که عرفی است مشکلی نداریم. گاهی مسائل ساده و پیش‌پاافتاده مشکل درست می‌کند. آداب نباید اصل قرار بگیرد.

 

 

منبع: وبسوار

کلمات کلیدی : , , , , , , , , , , ,


InstagramTelegrammaghalat