یک جایی از دنیا کسی هست…
یک جایی از دنیا کسی هست که وقتی به تو فکر میکند، ته قلبش گرم میشود…
یک جایی از دنیا کسی هست که وقتی به تو فکر میکند، ته قلبش گرم میشود…
پاییز آمده است پشتِ پنجره بیا برویم کمی قدم بزنیم. نگران نباش دوباره بازمیگردانمَت به قاب عکس!
کاش می شد از علاقه هم عکس گرفت تا ببینی وقتی به تو فکر می کنم چقدر خوب می افتم . . .
تنهایی نامِ دیگر پاییز است، هرچه عمیقتر برگ ریزانِ خاطرههاتْ بیشتر
تمامِ اتفاقاتِ روى كره ى زمين، دليل ميخواهد جانم… از صبح كه چشمانت را باز ميكنى تا شب كه روى هم ميگذاريِشان بايد دليل داشته باشى… باور كن بايد يك نفر باشد، كه زندگى ات را به جريان بياندازد… يك نفر كه حدفاصلِ مبدا و مقصدهايت ، دلَش برايت هزار...
چقدر شيرين است ديدنِ دو نفره هايتان لابلاى اين شلوغ بازارِ رابطه ها! در عصرى كه تعهد برايش تعريف نشده، بمانيد براى هم… لطفاً! تا سالها بعد وقتى براى فرزندتان قصه ى شب ميگوييد داستانِ رسيدنتان را بشنود نه بلاتكليفى نه عشق هاى بى سر و ته!
گر هیچ مرا در دلِ تو جاست، بگو گر هست بگو، نیست بگو، راست بگو…!
گاهی یک تیتر آدم را میکُشد یک شعر یک عکس یک کتاب یک استکان چای که قرار است به تو آرامش بدهد! آدم از مرگ نمی میرد از زندگی می میرد…
انفرادی شده سلول به سلولِ تنم، خودِ من در خودِ من در خودِ من
تنهایی چیزهای زیادی به انسان می آموزد ! اما تو نرو ؛ بگذار من نادان بمانم …