حال من خوب است…
حال من خوب است… اما با تو بهتر میشوم… اخ!تا میبینمت… یک جور دیگر میشوم…
حال من خوب است… اما با تو بهتر میشوم… اخ!تا میبینمت… یک جور دیگر میشوم…
می خواهم رویا هایم را ببافم تک به تک به گیسوان بافته ات تا زمان رویش شکوفه های اجابت ! آن دم که ماه نگاه تو روشن افروز شبهای تارم شود
امروز گیتار زندگيت را روي تار عشق بى قيدوشرط تنظيم كن و موسيقي زيباى زندگى بزن!
سُخن این است که ما بی تو نخواهیم حـــیات…
نگاهم که میکنی از حال میروم نگاهم که نمیکنی به هم میریزم دلم برایت میسوزد بانو با بد دیوانهای طرفی!
محبوب من بیا از آن خانواده هایش باشیم که خوشبختی تا در و همسایه هاشان نفوذ کرده و هر روز صبح بیدار میشوند به قصد دوست داشتن به قصد عشق
هوا بد است تو با کدام باد میروی؟ چه ابر تیرهای گرفته سینه تو را که با هزار سال بارش شبانهروز هم دل تو وا نمیشود…
همیشه که صبح شعر نمیخواهد ، یک وقت هایی تو را ميخواهد فقط تو را …
بعضى ياد آورى ها لازم است ولى كافى نيست! در زندگى همه ى ما، آدم هايى هستند كه، بايد هزاران بار به يادشان بياورى! كه كجا بودند بدون شما به كجا رسيدند در كنار شما و چه بى چشم و رويند بعد از شما
کاش می دانستی تکرار “تو” برایم چقدر زندگی بخش است… درست مانند “نفسهایم”…!