دوست داشتنت…
دوست داشتنت سنجاق شده بر جان و جهانم این بهترین حالت عاشق شدن است…
دوست داشتنت سنجاق شده بر جان و جهانم این بهترین حالت عاشق شدن است…
وقتی میشه با مهربونی ، کسی رو متوجه خطاهاش کرد ، وقتی میشه با محبت دلیل شکستش رو بهش یاد آور شد ، وقتی میشه با یه لبخند کاری رو ازش خواست ، وقتی میشه ….. چرا با طعنه ، سرزنش ، تحقیر و ….. ؟ به نظر میرسه اولین...
خندیدی و چالِ گونه ات پیدا شد گفتی که برای بوسه ات آزادم … لب های تو را هدف گرفتم دیدم از چاله در آمدم به چاه اُفتادم
تو که باشى دوستت دارم قشنگترین تکرار مکررات عالم است تنها تکرار من دوستت دارم
به واقع… هیچ دوست داشتنی در کار نیست! و ما ناچارا به یکدیگر پناه می بَریم…! گاهی از ترس گاهی از تنهایی…
نفسم بی نفست درتب وتاب است بیا حال واحوال دلم بی تو خراب است بیا به غم بی کسی ام یک نظراز عشق بکن نقشه های دل من بی تو برآب است بیا نفسم، هر نفسم بی تو عذاب است بیا
گاهی اندیشه ی داشتن یک دوست خوب بهترین دلگرمیِ زندگیست …. و تو همان اندیشه ای….. مراقب خودت باش دوست خوبم
آبان دختريست با چترى از جنس باران كه عصر هر روز در حصارِ برگ ريزانِ پاييز انتظارِ آمدنِ معشوقه ى بى مهرَش را مي كِشد..
با اجازه غزلى تازه فدایت کردم بر سر سجده نه در شعر دعایت کردم با اجازه از همه دست کشیدم امشب و تو را از وسط جمع سَوایت کردم با اجازه از تو و چشم و لبت مى گویم چه کنم دست خودم نیست هوایت کردم با اجازه تو طبیبى...
– شاعر شدم که وقتی ، با مویِ پریشان در آغوشم پرسه میزنی ، شـعرِ مـردانِ غریبــه را ، زیـرِ گوشـت زمـزمـه نَکنـم..!