مجبورم بسوزم و بسازم چرا که اين بدبختی نتيجه اشتباههای خودم بود
سر و گوشم مي جنبيد و شوهرم وقتي فهميد با پسر جواني رابطه پنهاني دارم بدون هيچ عذر و بهانه اي طلاقم داد. من با سرافکندگي و شرمساري به خانه پدرم برگشتم و مدتي سرزنش هاي خانواده ام را تحمل کردم تا اين که آن پسر جوان به خواستگاري ام آمد و ما با هم ازدواج...










