در قلب کوچکم فرمانروایی میکنی…
در قلب کوچکم فرمانروایی میکنی بدون هیچ نائب السلطنه ای ! کسی نمیداند چه لذتی دارد بهترین پادشاه تاریخ را در دل داشتن !
در قلب کوچکم فرمانروایی میکنی بدون هیچ نائب السلطنه ای ! کسی نمیداند چه لذتی دارد بهترین پادشاه تاریخ را در دل داشتن !
از وقتی دوست داشتنت در رگ هايم جريان گرفت جور ديگر زندهام انگار ! ماهیهای سرخ از زير پوستم راه دريا را پيدا كردهاند.
از تو حرف می زنم چنان نوبرانه می شوم ، که بهار هم دهانش آب می افتد !
نمیدونم چه سری دارد ! اسم کوچکم هزار بار هم گفته شود به پایِ یک بار گفتن تو نمیرسد !
من برای هركاری دلیلى دارم جز خیره ماندن به تو …
خانوم جان؟! میشود بیایی لبخندت را در خانه مان پخش کنی پر از عشق کنی اش مارا مست سازی و… و دیگر نروی؟!
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
عشق یعنی در میان صد هزاران مثنوی بوی یک تکبیت ناگه، مست و مدهوشت کند …
محبوبم؛ اگر روزی از تو درباره من پرسیدند زیاد فکر نکن! مغرور، به ایشان بگو: دوستم دارد؛ بسیار دوستم دارد…
دوستت دارم ولی این ماهِ دی را صبر کن کافه گردی ها بماند بعدِ فصلِ امتحان…