فقط پنج دقیقه دیگر
خیالت مثل چرت صبحگاهی ست ! همه اش با خودم می گویم … فقط پنج دقیقه دیگر !
خیالت مثل چرت صبحگاهی ست ! همه اش با خودم می گویم … فقط پنج دقیقه دیگر !
در باران … همه تندتر راه می روند ! تنها منم که ایستاده ام و با چشمانم به تو فکر می کنم !
آنقدر ذهنم را درگیر خودت کرده ای … که دیگر حتی نمیتوانم مضمون تازه ای پیدا کنم حالا حق میدهی در شعرهایم به همین سادگی بگویم ” دوستت دارم ” ؟
می توانم تو را ” مال خودم ” صدا کنم ؟ آن وقت من اسمم را فراموش میکنم و تو هم می توانی مرا ” مال خودم ” صدا کنی !
کاش می شد … تمام داستان های دنیا را از دهان تو بشنوم ! تمام عاشقانه های دنیا را تو برایم تکرار کنی ! اصلا هر چه تو بگویی زیباست ! می دانی کاش می توانستم با تمام وجود صدایت را در آغوش بگیرم !
خدا ” تو ” را که می آفرید حواسش پرت آرزو های من بود ! شدی همان آرزوی من …!
جا نمازم را به سمتت بی وضو وا کرده ام من خدای گمشـــده را تازه پیـــدا کرده ام سوی مسجد رفته ام هربار،مقصودم تویی من تعهّـد با تو در این خانه امضـــا کرده ام . . . !
چی قشنگ تر از .. ؟؟ تــــــو را دوست داشتن تــــــو را بوسیـــــــدن .. کنار تـــــو نفس کشیدن کنار تـــــو بیدار شدن کنار تـــــو خوابیـــــدن لمس دســـــــتان تـــــو نگاه به چشــمان تـــــو چه آرامشی داره این زندگی فقــــط در کنــــــــــار تــــــو
تو محشری و دلم بی حساب عاشق توست بگو که : عاشقمی در دلم قیامت کن . . .
دنیای من قد شانه های #توست … همانجا که من گم میشوم و آرامش مرا پیدا میکند …