نگرانم که “تو” را من بِدَهم از دستت…
نگرانم که “تو” را من بِدَهم از دستت… راستی! من که تو را…. هیچ وِلَش کن اصلا…
نگرانم که “تو” را من بِدَهم از دستت… راستی! من که تو را…. هیچ وِلَش کن اصلا…
از #تو هَمه چیزمانده و از قَلبِ #مَن اما.. چیزی به جُز این حسرتِ درمانده ، نمانده
پارادوکس یعنی تو… تویی که با لحن سردت تا عمق وجودم را میسوزانی…!
میدانی جانِ دل تمام شعر هایت را از بٙرٙم … از ترسِ عاشقانه خطاب کردنِ زنی دیگر در لا به لای این ابیات …
“و تَواصَوا بِالصَّبر”.. اَز شرّ تمامِ نِشانه هاىِ دلتنگى..!
آمدی و معجزه ات، چشمــانی بود بی ریا من که هیــچ… یک دنیــا به آن چشـم ها ایمان آورد زمانی که به مــن نـگاه می کردی
ذهنم پُر از خالیست… خالی از آشوب های این زمانه و پُر از تو… تویی که این روزها تمام زندگیم شده ای… میدانی ، حس میکنم اگر نباشی ، حتی برای یک لحظه برای همیشه در ظلمت یخ زده ی شبی زمستانی فروخواهم رفت…. این روزها پُرم از قصه ی...
مرهم زخم های کهنه ام کنج لبان توست ! بوسه نمیخواهم چیزی بگو …
نه فصل می خواهد نه باران من برای گرفتنِ دستانت منتظرِ هیچ اتفاقی نیستم
جهان با خنده هایت صورت زیباتری دارد… بخند… این خندههای “ماه”، کلی مشتری دارد..