یکی از سوالات اساسی مراجعین در مشاوره پیش از ازدواج ارزیابی طرف مقابل از نظر استعداد خیانت است.مطلب زیر کمک زیادی برای جواب به این سوال میکند.
طبقه بندی در موضوع خیانت پاتریک همسر چارلین بود و در محل کار خود با زنی بنام کنی آشنا شد و با او رابطه نامشروع برقرار کرد. او از این رابطه بسیار خوشحال بود چون هیجانی که در رابطه با چارلین از دست داده بود را دوباره بدست آورده بود. اما اگر کسی از او سوال میکرد میگفت هیچ ارتباطی بین این دو نمیبیند و از زندگی زناشویی خودش هم بسیار راضی است. پاتریک موقع کار نمیتوانست معشوقه اش را از ذهنش دور سازد و گاهی با همسرش ، چارلین به یک متل میرفتند و با هم از عشق میگفتند. او از این همه سرزندگی و شادابی که بدست آورده بود شگفت زده بود و مطلب عجیب این بود که پاتریک وقتی به خانه می آمد «کنی» را کاملا فراموش میکرد و میتوانست چارلین را دوست داشته باشد ، بدون اینکه احساس گناه کند. در ذهنش یک بخش را به “چارلین “و بخش دیگر را به “کنی” اختصاص داده بود. این دو بخش کاملا از هم مستقل و مجزا بودند. روانشناسان این پدیده را طبقه بندی مینامند. معمولا یک همسر بی وفا دروغگوی ماهری میشود.
آسیب شناسی وفاداری در زندگی زناشویی(دکتر دان،دیوید لاستر من)
آیا شما فکر میکنید تمام خیانت کاران با هدف خیانت به همسرشان وارد رابطه ای دیگر شده اند؟ نه ابداً ،خیانت معمولا از جایی آغاز میشود که تصورش را هم نمی کنید:از یک درد دل ساده با همکارتان ،دوست دوران مدرسه ، همسر دوست صمیمی و…اول فکر میکنید چقدر خوب درکتان میکند ،بعد تصور میکنید به عنوان یک انسان با او نزدیکی فکری دارید ،به مرور دلتان می خواهد بیشتر با او صحبت کنید چون حرف های او روی شما تأثیر دیگری دارد ،کم کم فکر میکنید فقط وقتی با او صحبت میکنید برایتان همه چیز خوب است حتی گاهی هیچ گله و شکایتی از همسرتان ندارید ولی برای دردودل با او از همسرتان شکایت میسازید (همسرم زشته، اصلا نمی فهمه من چی میگم ،منو درک نمی کنه و…)بعد یواش یواش دلتان می خواهد او را بیشتر ببینید وطولانی تر ببینید و…. بعد کم کم ذهنتان درگیر مقایسه او با همسرتان میشود و در بیشتر اوقات همسرتان در این مقایسه بازنده است همین باعث میشود روابطتان سرد وسرد تر شود ،چون شما کسی را دارید که با او درد ودل کنید وبرایش ناز کنید دیگر حوصله همسرتان را نخواهید داشت ودیگر به آن راحتی که رابطه را آغاز کردید نمی توانید از آن خارج شوید.دیدید خیانت مثل جانوری خزنده بی صدا ، بی دعوت وارد زندگی تان میشود وهمه آن را به خطر می اندازد .مراقب مرزهایتان باشید ، این تصور واهی من با دیگران فرق دارم ودر دام خیانت نمیافتم را دور بریزید میلیون ها نفر با همین تصور اشتباه در همین دام افتاده اند .زندگی را خوب زندگی کنید>
مراحل بروز خیانت های زناشویی
خیانت یک شبه اتفاق نمی افتد بلکه طی مراحل و فرایند هایی روی می دهد که شناخت آن ها به پیشگیری به درمان خیانت کمک کند:
مرحله اول: مرحله ی اول آمادگی ذهنی شخص است. این آمادگی را شخص از محیط، همسالان، خانواده، رسانه ها و … کسب می نماید، به گونه ای که احساس و نگرشی مثبت نسبت به بی وفایی پیدا می کند.
مرحله ی دوم: در دومین مرحله ی حرکت به سوی بی وفایی، ممکن است شخص با فردی خاص اشتغال ذهنی داشته باشد. اگر از شما پرسیده شود «در صورت فوت همسرتان با چه کسی ازدواج خواهید کرد؟» نام اولین شخصی که به ذهن تان می آید نشان می دهد که شما ممکن است در مرحله ی دوم و پیشرفته تر بی وفایی قرار داشته باشید. بنابراین در این مرحله به شخص خاصی فکر می کنید و حضور فیزیکی در اطراف آن شخص برایتان هیجان انگیز است. این شخص خاص در رویای شما حاضر می شود و شما به دنبال بهانه برای بودن در کنار او می گردید. در این جا ممکن است بی وفایی عاطفی روی دهد و حتی هنگام عشق ورزی با همسرتان چهره ی شخص خاص را در ذهن خود داشته باشید.
مرحله ی سوم: در این مرحله شخص عواطف خود را توسعه می دهد و متوجه آن شخص خاص می کند. مکالمات و اشاره ها شروع شده، قرار ملاقات های پنهانی با شخص می گذارد. هر دو به دنبال بهانه هایی برای بودن در کنار یکدیگر می گردند. نشانه هایی از حس اعتماد بین دو طرف شکل می گیرد، روابط صمیمی تر می شود، راز هایی از گذشته های دور و نزدیک رد و بدل می شود و تماس های بدنی و پراکنده ی مهر آمیز شروع به شکل گیری می کنند.
مرحله ی چهارم: طرفین درگیر رابطه ی جدی فیزیکی و جنسی با یکدیگر می شوند.
مرحله ی پنجم: در این مرحله شخص با اینکه می داند مرتکب بی وفایی شده اما سعی می کند به طرقی آن را توجیه کند:فقط همین یکبار بود و دیگر اتفاق نخواهد افتاد؛خدا می داند که من به این رابطه نیاز داشتم؛ فلان کس و بهمان کس هم این کار را کرده اند.؛اگر خدا به من قدرت مقاومت داده بود این کار را نمی کردم.؛خدا بخشنده است؛از خدا طلب آمرزش می کنم و خدا از سر تقصیرم می گذرد.
اثرات و آسیب ها در فرد قربانی :
اغلب همسران خیانت دیده احساسشان میان میل به جدایی و تمام کردن ارتباط و تلاش برای نجات ازدواج بشدت در نوسان است . تاثیر عاطفی بی وفایی بر همسر قربانی به شکل باور نکردنی نیرومند است اغلب آنها اول واکنش های سوگ را نشان می دهند مثل سکوت، خاموشی و شوک و بدترین نوع مواجهه با خیانت در رختخواب است. اغلب آنها بدترین نوع افسردگی را تجربه می کنند و حتی قادر به خوابیدن هم نیستند و دائما تمایل به برون ریزی خشم و عصبانیت دارند، اضطراب بالا را تجربه می کنند که این اضطراب اغلب منجر به رفتار وسواس گونه میشود(controller). بی اشتهایی عصبی پیدا می کنند و تمرکز خود را از دست میدهند که این گاهی منجر به از دست دادن شغل فرد آسیب دیده میشود . دائما گوش به زنگ خطر هستند و واکنشهای شبیه وحشت زدگی با همان PTSD نشان می دهند، همه این واکنشها در فرد قربانی اموری عادی و طبیعی است. در نتیجه تمام این عوامل در فرد قربانی کیفیت جنسی پایین می آید و افت شدید در عملکرد و احساسات به دلیل کشف خیانت و دروغ های ناشی از آن اتفاق می افتد.









